
بسمه تعالی
سر فصل :
بحث "صلاحیت دادگاه" و یا "اهلیت قاضی" ازجمله مواردی است که خوشبختانه تکلیف آن درقوانین جاری ازجمله آئین دادرسی و تشکیل دادگاهها کاملا مشخص بوده و حتی راهکارهای قانونی لازم برای آن پیش بینی شده است. درخصوص پرونده موسوم به "شفق و نگین غرب" بنظرمیرسد حتی اگر دادگاه انقلاب همان "محکمه صالحه" برای رسیدگی به حقوق شاکیان پرونده باشد (که نیست)، قاضی فعلی پرونده بعنوان یکی از "اصحاب محکمه" بدلیل عملکردخوددرطول 6 ماه اخیر فاقدتعهد و تخصص و تبحر وازهمه مهمتر فاقدعدالت لازم برای امر مهمی چون پاسداری از بیت المال و استیفای حقوق شکات میباشدکه خوداین موضوع صالح بودن محکمه فعلی راازموضوعیت ساقط مینماید.
نوشته حاضر برآن است تا دلائل عدم صلاحیت دادگاه انقلاب و عدم اهلیت قاضی پرونده رابرای رسیدگی به جنبه های مالی پرونده ، براساس منطوق و منصوص مقنن درقوانین موضوعه جاری مورد بررسی وکنکاش حقوقی قراردهد. بدیهی است هریک ازشاکیان پرونده میتوانند علاوه برنشان دادن اعتراضات جمعی به روند قضائی جاری ؛ باستناد ادله و مستندات موجود وبامراجعه به قانون و دادسرای انتظامی قضات ، موضوع رد صلاحیت دادگاه و رد دادرس را اثبات نموده و ارجاع پرونده را به محمکه و قاضی صالح و عادل برای رسیدگی پرونده خودخواستارشوند زیرا شاکیان پرونده نگین غرب هم مانند سایر هموطنان عزیزمان برطبق قانون اساسی ازحقوق شهروندی برابر با دیگران برخورداربوده و میتوانند نظر و اراده خودرا برای اصلاح مسیر رسیدگی قضائی به پرونده اعمال نمایند.
* عدم صلاحیت دادگاه
حدود و صلاحیت رسیدگی دادگاه انقلاب بموجب ماده 5 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 15/4/1373واصلاحات بعدی تا28/7/1381صرفا"درحوزه جرائمی ازقبیل :
"اقدام علیه امنیت داخلی و خارجی ، محاربه ، افسادفی الارض ، توطئه علیه نظام ، ترور یا اقدام مسلحانه بمنظور مقابله با نظام ، جاسوسی بنفع اجانب ، قاچاق و مواد مخدر وبالاخره دعاوی مربوط به اصل 49 قانون اساسی"
میباشد و نه چیزی دیگر.
بنابراین اگرجرائم كيفري متهمان توام با تخلفات حقوقي آنان دريك دادگاه مورد رسيدگي قرارگيرد ، اين امر ازبسياري جهات و از جمله بحث صلاحيت محاكم درتضادآشكاربا آئين دادرسي وقانون مذکورخواهدبود زيرا نه دادگاه حقوقي دادگاهي صالح براي رسيدگي به جرائم كيفري متهمان است و نه دادگاه كيقري يا انقلاب صلاحيت ورود ورسيدگي به تخلفات مالي متهمان درپايمال نمودن حقوق شاكيان را دارد.قاضی فعلی پرونده که ابتدا می گفت:" دادگاه انقلاب چه دراین پرونده و چه درپرونده های دیگر به هیچ بحث مالی رسیدگی نمیکند ولی بعدها متذکرمیشدکه "اگر مقامات بالاتربه من ابلاغ عمومی بدهند، به بحث مالی و حقوقی پرونده هم رسیدگی خواهم کرد!" بدیهی است باتوجه به تجربه سه ساله اخیر و آزمون شکست خورده مقامات پیشین درصدور ابلاغهای قضائی نظیرچندین ابلاغ ويژه ازسوی رئیس سابق قوه قضائیه، چنین ابلاغی حتی بفرض صدور اولا"برخلاف نص صریح قوانین جاری میباشد و ثانیا" تضمینی وجودندارد که به سرنوشت ابلاغهای قبلی دچارنگردد.لذا همانگونه که شاکیان در کیفرخواست مورخ 1/8/88 و لایحه دفاعی مورخ 20/8/88 نمایندگان خود خطاب به دادگاه و مقامات قضائی دیگر مکررا"یادآور شده اند دادگاه انقلاب برطبق قانون جاری صرفا" صلاحیت رسیدگی به جرائم موضوع ماده 5 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب (واتهامات مندرج درکیفرخواست صادره توسط دادستان سابق تهران) را دارد ودرنتیجه صلاحیت ورود به جنبه های مالی و رسیدگی به مباحث حقوقی نظیرجبران حقوق وخسارات شاکیان پرونده را نداشته و ندارد.این درواقع "مُرّ ِقانون" و همان اصطلاحی است که تاکنون هرجا بحث پایمال شدن حقوق شاکیان پیش آمده، مثل نقل و نبات بر زبان قاضی پرونده جاری شده است!
* عدم اهلیت قاضی
چنانکه درمقدمه گفتیم اهلیت قاضی فعلی پرونده حتی بفرض صلاحیت دادگاه انقلاب برای رسیدگی به خواسته شاکیان ، بنا بدبلائلی فراوان ازجمله اظهارات و رفتارهای دوراز شان قضاوت وکارنامه خالی 6 ماهه اش بشدت زیر سوال بوده وفرد مذکور ازدید شاکیان بدلیل خروج از عدالت و رویه های بکارگرفته درواقع فاقد ويژگیهای لازم برای قضاوت دراین پرونده میباشد. بنظرما اهم دلائل قابل ذکر برای اثبات این نااهلی قاضی مذکور بشرح خلاصه زیر میباشد:
1- نحوه تشکیل دادگاه:
قاضی پرونده دقیقا"دوماه پس از صدور کیفرخواست اعدام برای فروغی ازسوی دادستان پیشین اولین جلسه دادگاه رادرروزدوشنبه20/7/88 بدون اعلام قبلی و بدون حضور احدی از شاکیان درشرایطی نامتعارف نشکیل میدهد که کلیه اعضا در تجمع مقابل قوه قضائیه حضورداشتند ودرعوض جلسه دادگاه بطور کامل در قرق عوامل شناسنامه دارفروغی بوده که بنوعی میتوان آنرا "تنبیه شاکیان معترض" دانست . تنبیه یا تادیبی که از همان ازروز اول دادگاه درحق شکات پرونده اعمال شدو ادامه یافت. واما درروزبعد که عده ای از شکات واقعی حضوریاقتند مشاهده کردند که این عوامل درحضور فروغی دردادگاه به انتشار و تبلیغ طرحهای نخ نماشده گذشته برای ایجاد فتنه و نفاق و چنددستگی دربین شاکیان مبادرت نموده و رئیس دادگاه نیز درکمال ناباوری با این مزدبگیران دلال صفت همصدا بوده واست.به تعبیربرخی دوستان حاضردرجلسه ، فضای روز دوم دادگاه بی شباهت به بنگاه معاملات ملکی فروغی و عواملش نبوده است.
2- مبنای کاردادگاه:
قاضی پرونده از ابتدای تشکیل دادگاه و تقریبا در تمامی جلسات و دیدارهای رودررو با شاکیان همواره طرح دادستان تهران و مشخصا"کلیه اقدامات قضائی وکارشناسی قاضی متین راسخ - بازپرس ويژه سابق را کنار گذاشته و کلیه فعالیتها و وعده های همکارن سابق خود به شاکیان مبنی بر جبران خسارات بنرخ روز را به باد انتقاد گرفته که مجموعه اقدامات مخرب ایشان درطول 6 ماهه اخیردر 4 بخش زیر قابل تبیین است:
الف_ تخریب شخصیت راسخ: درطول ماههای گذشته بارها از زبان قاضی پرونده اظهارات تندی شنیده شده ازقبیل اینکه که "راسخ برای خودش یک کارهائی کرده که نباید میکرده " و بنوعی ایشان را مقصر وضع موجود به مراجعین دادگاه معرفی نموده است درحالیکه همه میدانیم راسخ همان "قاضی امین و قاطع" مدنظر مقام معظم رهبری بود که درصدرلیست 10 نفره پیشنهادی دادستان تهران قرارداشت و باتائید و ابلاغ ويژه رئیس وقت قوه قضائیه بکارخود منصوب شد. ازآنجا که اتاق کار آقای راسخ درهمان طبقه دوم دادگاه انقلاب بود،عوامل فروغی دوماه پیش درپشت در اتاق ایشان باالفاظی رکیک چنان مزاحمت وبلوائی براه انداختند که نیروی انتظامی وگارد ضدشورش 3بار دریک روز با گازاشک آور آنهارا پراکنده میسازند و حتی خود قاضی آنها را تهدید به بازداشت میکند . به گفته برخی شاهدان عینی عوامل مذکور ابتدا دراتاق قاضی پرونده شنونده اظهارات تند و تحریک آمیز ایشان علیه راسخ بوده و سپس به این تحرکات مبادرت نموده اند!
ب – تخریب بنای طرح راسخ: برای تخریب یک بنا شاید موثرترین و درعین حال خطرناکترین کار سست کردن پی و بنیان آن بنا باشدواین دقیقا"همان کاری است که قاضی پرونده سعی نموده کلنگ در دست با کل طرح دادسرا و اجزای متشکله آن انجام دهد. بعنون مثال :کنارگذاشتن بحث جبران خسارات شاکیان بنرخ روز با تبلیغ و جاانداختن ردمال و سپس اصراربر پائین نشان دادن ارزش واقعی اموال فروغی تاحداحضار 6 کارشناس رسمی به دادگاه و گرفتن اقرارنامه کتبی با تهدید به لغو پروانه کارآنان مبنی براینکه "گزارش کارشناسی اموال فروغی بملغ 1334 میلیارد تومان فاقد اعتبار وغیرقابل استناد درمراجع قانونی میباشد!
واما قاضی پرونده هنوز نتوانسته طلب ریالی شاکیان پرونده جمعا"بالغ بر 609 میلیاردتومان (با امضای 3 نفرهیئت عالی کارشناسان بریاست دکتر مجتبی بهرامعلی – رئیس کانون کارشناسان رسمی) را بااین شیوه بی اعتبارسازد. البته این امرشاید صرفا"ازروی مصلحت و نیاز دادگاه به ذکررقم مورد کلاهبرداری جهت صدورحکم رد مال دررای خودباشد و نه قبول داشتن ان محاسبات والا قاضی پرونده بارها تاکید نموده که " ازاین خبرها نیست که به کسی که 10 میلیون داده 80 میلیون بدهند! " توگوئی اموال موجود متعلق به فروغی نیست و ارث پدری کسانی دیگر است!
ج – کنارزدن نمایندگان شاکیان: جلسات مذاکره 8 نفرنمایندگان منتخب ازطرف بیش از یکهزارنفرشاکیان از تاریخ 25/7/88 با تقدیم مدارک لیستهای احراز نمایندگی آغازشد لیکن قاضی پرونده بتدریج تحت تاثیر وفشارعوامل فروغی جلسات را لغو نمود. این عوامل دراکثرجلسات بشکل مرموزی وارد جلسه شده و مزاحمت ایجاد مینمودندکه با تذکرواصرار نمایندگان مجبوربه ترک اتاق میشدند امادرآخرین جلسه سه تن از این مزدبگیران درحضور قاضی پرونده الفاظ رکیکی را برعلیه نمایندگان بکاربردند که نه تنها مورد اعتراض ایشان واقع نگردید بلکه برق نگاه ایشان درعین سکوتی معنادار، ازحظی درونی خبرمیداد که نهایتا" برگزاری این جلسات را موجب تفرقه درمیان شاکیان دانست وبا خروج از عدالت به لغو آن رای داد. نمایندگان شاکیان ضمن آنکه حق خودرا برای شکایت ازاین اقدام خلاف قانون و عدالت قاضی پرونده محفوظ داشته اند ، علت رفتار ایشان را صرفا"پیگیریهای خود مبنی بر رفع ابهامات پرونده و اصراربرای تعیین تکلیف حقوق شاکیان ارزیابی میکنند و اگرهم بفرض محال اقدام و عقب نشینی مذکوررا ناشی از ضعف قاضی پرونده درقبال دوسه نفر مزدور فروغی بدانیم ، ایشان درمواجهه با خودمتهم و درهنگام صدور حکم چگونه میخواهد یا میتواند از پس مفسد ملعونی همچون فروغی بر بیاید؟!!!
د- لغو جلسات دیدار باشاکیان: لغو جلسات مذاکره با نمایندگان واقعی شاکیان ازسوی قاضی پرونده درواقع مقدمه فشاربیشتردادگاه برروی خود شاکیان و نهایتا"لغو دیدار هفتگی چهارشنبه ها با آنان بود که آخرین جلسه آن درروز چهارشنبه 30/10/88 درفضائی سنگین برگزارشد. جبهه گیری قاضی پرونده درآن روز باجمع کثیری از حضار را میتوان منشاء رویگردانی شاکیان ازدادگاه انقلاب و تشدید بی اعتمادی آنان نسبت به دستگاه قضائی دانست.
اگر برای قاضی فعلی پرونده هیچ هنری قائل نباشیم، این هم کاملا"بدور از انصاف و خارج از عدالت است. ایشان اگر ازتعهد و تخصص و نبحر و عدالت لازم برای حل پرونده شاکیان برخوردار نیست ، اما هنر خراب کردن طرحهای همکاران قضائی خود و شیوه ایجاد بی اعتمادی وناامیدی درمردم و تهدید و تحریک و رودرو قراردادن هزاران شاکی پرونده را درمقابل قوه قضائیه بخوبی بلدهستند و امتحان خودرا پس داده اند. ناگفته پیداست عدم دعوت قبلی قاضی پرونده از نمایندگان فعلی شاکیان برای حضور درجلسه دادگاه روز دوشنبه 19/11/88 نیز خود یکی دیگر از دلائل آشکار نااهلی و ناسازگاری و خروج ایشان از عدالت است که شاکیان جزاین هم انتظاری نداشتند کمااینکه پس از آن شاهد طرح نفاق برانگیز کارگروه اجرائی و سازماندهی عوامل فروغی بنام کاندیدا و غیره ... بوده ایم!
درکنار رفتارهای خلاف قانون و سخیف فوق الذکر، متاسفانه نمونه های فراوانی نیزاز رفتارهای توهین آمیز و عصبی قاضی پرونده نسبت به برخی از مراجعین پرونده گزارش گردیده که بعلت اطاله مطلب از ذکر آنها خودداری میکنیم و قضاوت نهائی درخصوص "صلاحیت دادگاه" و "اهلیت قاضی پرونده" را برای رسیدگی به پرونده، به خود شاکیان آگاه و فهیم پرونده واگذارمینمائیم .
۱۲ نظر:
قمی زاده باید برود!
قدم اول برای اینکه اعضائ نگین غرب همگی به حقوقشان برسند قمی زاده باید برود یعنی حداقل پرونده را به یک قاضی بدهند که دردرجه اول بتواند با اعضا ارتباط خوبی برقرارکند چون این اعضائ مالباخته بخدا خون کسی را نریخته اند که باانها اینطوری بدرفتاری وجفا میشودوایشان بهتراست به کارهائی که ربطی به ایشان ندارد مثل حق و حقوق اعضا دخالت نکند چون توی این چند ماه نشان داده که اینکاره نیست و سواد و معلومات و کشش این پرونده سنگین ندارد نشانه ان همین است که جز حرف زدن و توی دل مردم را خالی کردن توی این چندماه هیچ کار عملی صورت نداده است
قمی زاده اگر ادم سالمی باشد باید فقط خدارا درنظربگیرد و حکم خودش را درابطه با فروغی مفسد صادرکند و کاراصلی پرونده را از خودش رفع مسئولیت کند وبدست قاضی کاردان و سالم و اهل فن بسپارد که اینکار را میتوانست شش ماه پیش هم بدهد و ربطی به کیفرخواست و دادگاه انقلاب نداشت یعنی 6 اه وقت اعضا تلف نمی شدو دردادگاه حقوقی 90 درصد گزارشات کارشناسان مربوط به دوره دادسرا و اقای راسخ استفاده میشد
اقای قمی زاده بخصوص باتوجه به بیماری قلبی وفشار خون بالائی که دارد به مصلحت نیست که روی این پرونده اینقدر بخاطر مردم خون دل بخورند و سلامتی خودشان را بخاطر اجرای عدالت بیشترازاین به خطر بیندازدبه عقیده من درزمان حاضر کناررفتن ایشان هم به نفع اعضاست هم به مصلحت خودشان خواهد بود و انشائله دستگاه قضائئ در جاهای دیگر ودر پرونده های مهمتر از تجربه و تخصص انقلابی ایشان استفاده خواهد شداصرار ایشان یا مقامات بالادستی برای حفظ ایشان درپرونده باتوجه به اتهاماتی که فروغی به مقامات قبلی زده لذا اقای قمی زاده ازاتهامات جدید فروغی درامان نخواهدبود و نام مقامات حامی ایشان بیشتر آلوده خواهدندشدکه هیچکدام به مصلحت اعضا و قوه قضائئ نخواهدبود پس قمی زاده باید برود وهرچه زودتر بهتر
درود بر شما دوستان
عزیزان ، وقتیکه متوجه شدم آقای قاضی!!قمی زاده رزمنده نیز بوده به یاد یک رزمنده با سواد پنجم ابتدایی که در اداره ما بعنوان تایپیست
استخدام شده بود و دست خط او با با آفتاب و مهتاب حرکت میکرد ، اقدام به ادامه تحصیل جهشی !!!!نمود و بعد از اینکه اینجانب به بنادر جنوبی مأمورشدم از همکارام با خبر شدم که فلانی بصورت جهشی تحصیلات خود را تا مقطع کارشناسی در رشته حقوق ادامه داده و با شرکت تسویه حساب نموده و در استخدام قوه قضائیه در آمده و هم اکنون قاضی یکی از دادگاههای تهران شده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
جای بسی تأسف و تعجبه
آری دوستان ماجرای رزمنده بودن آقای قمی زاده منو به یاد همکار 15سال پیش انداخت .
بعضی از قضات ما اینگونه جهشی قاضی شدند و اینگونه جهشی و جاهلانه قضاوت میکنند .
بامید ایجاد جامعه مدرن در ایران عزیز
آقایی با اسم بلاگی محمد م. مطالبی را مطرح کردند از جمله اینکه خود ایشان هم جزء کاندیدا ها هستند.
بله ، اگر کمی بدقت مطالب وبلاگ را با دقت بیشتری می خواندید تمام جوابهای سئوالهای شما و بیشتر از آن اینجا داده شده و لزومی به طرح دو باره ندارد.
به نظر می رسد نظرات شما حرفهایی تکرار نظرات آقایانی است که سر پروژه بعد از رفتن نمایندگان مطرح می کنند و سعی در حاشیه سازی واقعیتها دارند.
شما اگر به حرفهای خودتان دقت کنید و نظرات همسوی خود در بلاگهای دیگر متمرکز شوید ،اگر فرض کنیم که هیچ تمایلی و قصد و نیت فروغی گونه ای در آن نباشد ، حتما یک ضعف شدید فکری و عملی در آن هست که همه آنها در وب لاگ مستدل شده!
جناب محمد م. ،کاندید محترم کار گروه مخلص کلام اینکه انچه شما و همفکران شما مطرح کر ده اند اگر هیچ هیچ سوء نیتی در آن نباشد حداقل این است که "از ترس مرگ خودکشی کر ده اید"
اگر قبول دارید که دادگاه چنین و چنان است و قمی زاده هم مشکل دارد .. ولی .... نه دیگر ولی ندارد اینجاست که همیشه نقطه ضعف اعضاء بدست خائنین گرفته شده و کوس انحراف از حقوق حقه خود را زده اند.
امیدواریم این جواب کافی باشد و برای علت عدم چاپ بعضی از نظرات که مشخصا با قصد نوشته می شود و از نظر ما شناخته شده است باشد.
اما فرض را بر این گذاشتیم که شما واقعا از نظر منطقی دچار سئوال شده اید و جواب شما را استثنا" داده ایم.
پس لطف کنید به تمام مطالبی که از دو هفته پیش از منابع مختلف در این وبلاگ در مورد وقایع و تصمیمات اخیر چاپ شده دقت فرمائید که جواب تمام سئوالهای شما را فرا خواهد گرفت و باز یادتان باشد هیچ موجود زنده ای حتی جلبرگها که از آی-کیوی زیر 2 برخوردار هستند با کمترین منطق از ترس مرگ خود کشی نمیکنند.
موفق باشید
با سلام_دوستانه میگویم نمایندگانه کارگروه ما به شما نه رای داده ایم نه میدهیم نه خواهیم دادچون بحث امواله مردم هست وشیطانه لعین نزدیکه شما.بهترین گزینه بدست گرفتنه پروژه بدسته دولت است چون اگه انها بلغزند طرف حسابمان معلوم است ولی شما نه. چون اصلا با اصله کارگروه تا همیشه مشکل داریم چون بلاخره گشنگی بطرزه شدیدش وبه مشام رسیدن بوی کباب بسیار نا خوداگاه انسان را به سمته کباب میکشاند_خواهشا خود را الوده سناریو کارگروه نکنیدچون اولین اشتباهتان تبدیل به اخرین اشتباهتان میشود.بعلته همین موضوع میگوئیم برادرانه خود را الوده بازی کثیفه قمی زاده با سناریو کارگروه نکنید.امید داریم گوش فرا دهید وهمسو با ندای بچهای نگین غرب باشید.به دنباله علاجه عاقلانه موضوع باشید نه گره در روند کار انداختن.چون حسم بعد از 9ساله گذشتن از این پروژه میگویدداستان نگین بوی خون میدهدمراقبه طرفندهای زیرکانه قوه قضائیه و فروغی باشید.این حربه انگلیسیست یعنی مردم را در مقابله نمایندهای کارگروه قرار دادن وجنجال درست کردن وهمه را به جانه هم انداختن وخودشان بیرون گود به ریشه ما بخندند.اشتباه نکنیدبه ولاه اینها همه طرفند است گوله این بازی جدید را نخورید.با تشکر
با سلام
برادران انجمنی از شما بعید بود که صحنه را برای نامردانی همچون علیمردان و تاجدینی وامثالهم خالی کنید نیامدن شما در صحنه عرصه تاخت وتاز را برای عوامل فروغی باز کرده وباعث شده حتی انگشت اتهام بعضی شکات نا آگاه را به سمت شما بگردانند!طبق اظهار آقای رضایی و علیمردان که عامل فروغی بودنشان معلوم بود چنان اظهار عجز میکردند که ای عزیزان ما باید برویم و با سلام وصلوات کارها را حل و فصل کنیم و این یعنی باید از فروغی عذر خواهی کنیم و دست و پای او را ببوسیم و بیاوریمش تا واحد هایمان را بسازد و تحویل دهد!!! البته مارا زمان به داخل راه دادند که تقریبا دادگاه تمام شده بود و آخرین دفاع صوری برگزار میشد .ولی آنطور که دوستان خیانت کار میگفتند ما وداد گاه و مرتضوی راسخ حتی محکوم شدند و آقای فروغی مظلوم!! طلبکار هم شد.آقایون انجمنی شما را به خدا به اعتماد ما به شما خیانت نشود! و به نظر بنده کنار کشیدن یعنی کمک فروغی ملعون و عوامل اوست. شما را بخدا ساکت ننشینید.
ولسلام رضا احمدی
سلام
مدیر محترم وبلاگ
بنده فکر می کنم هم اکنون این پرونده با نظر اکثریت اعضا و تصمیمی که از خرد جمعی مردم بر آید باید یک وکیل مدافع پیدا کند این وکیل می تواند تمامی حرکات مذبوحانه اخیر را خنثی کرده و ورق را دوباره به نفع اعضا برگرداند.
موکلین می توانند در وکالتنامه حق صلح و سازش را از وکیل سلب نموده و بر روند عملکرد وی نظارت کامل داشته باشند.
به نظر من خانم شیرین عبادی با شناختی که از ایشان دارم می تواند گزینه مناسبی باشد هر چند وی در زمینه حقوق خصوصی تبحر دارد ولی تاکنون پرونده های ملی بزرگی را به پیش برده است و پرستیژ بالائی دارند که می توانند ساختارهای فاسد و غیر قانونی را به چالش جدی بکشند.
اشخاصی نظیر قمی زاده و لابی فاسد درقوه قضائیه از چنین حرکاتی شوکه خواهند شد.
با سلام من از نتیجه دادگاه اطلاع ندارم و نتوانستم جایی پیدا کنم امکان دارد اطلاع رسانی کید.
1- در جواب آقای پیمان و ناشناس ه مطلبی را فرستاده بودند که ظاهرا در سایت دادگاه بوده باید عرض کنیم چون کل مطلب دروغ و اراجیف بود ( انطور که ما تحقیق کردیم) و نامه نمایندگان با امضاء مردم از هیچ مرجعی پس گرفته نشده مگر آنکه نسخه امضاء کمتر استرداد و نسخه ای که امضاء بیشتر داشته تحویل داده شده.
لذا هر کسی چنین ادعایی کرده بهتر است خود را بهتر به دیگران معرفی کنند که رابطه ایشان را با عوامل بهتر بشناسند.
اگر قرار بود که به نمایند ه های واقعی مردم ارزشی قائل بشوند دادگاه سوری راه نمی انداختند و عوامل و کارمندان فروغی را دم در مسجد برای انتخاب افراد ورودی به دادگاه نمی گماشتند.
لذا این حرفها تکراری است ، من نمی دانم این آقای پیمان بجای اینکه جوابگوی اینگونه جو سازیها باشد چرا برای ما مطالب را کپی میکند. آیا واقعا شما نمی دانید که چه اتفاقی دارد می افتد؟؟
2-در باره نظر دوست ناشناسی که صحبت گرفتن وکیل ، انهم شیرین عبادی را کردند باید عرض کنم که خود این وکیل از نظر خیلی ها مرجعیت ندارد و خیلی عجیب است که چنین پیشنهادی کنید ، خانم عبادی یک وکیل سیاسی و عامل بیگانه شناخته میشود ، از جانب دیگر تز شما عزیزان خواهش می کنیم کمی بیشتر با تاریخچه در گیری اعضاء با فروغی آشنا شوید .. اگر تازه به جمع ما پیوسته اید باید بدانید که گزینه وکیل را هم امتحان کرده بودیم ، خیلی قبل از ایم مراحل، اکنون گزینه وکیل شامل پروند های ملی در این مر حله نمی شود مگر بعنوان کسی که بخواهد مشاوره بدهد که چنین کسی بین اعضاء موجود است و عمل میکند
3- در مورد دوستی که به دوستان انجمنی خطاب کرده که صحنه را خالی ... عزیز عضو مگر صحنه ای هم وجود داشت که خالی مانده باشد ، شما یک دادگاه فرمایشی که قصد بازی کردن و خروجی از پیش تعیین شده را داشته یک " صحنه" می نامید .. نه این یک صحنه بازی بود و بهتر آنکه نمایندگان محترم حضور نداشتند . در ضمن برای اینکه نوشته شما باعث اشتباه نشود باید بگویم که عزیزان بین عبدالله رضائی با "رضائی پیشروی" نماینده انچمن اشتباه نکنند که منظور شما عبدالله رضائی بوده!
4- از طرف دیگران شما عزیزان چرا فکر می کنید که نماینده ها نوکر شما هستند ، اینها هم اعضاء مظلومی هستند مثل شما ها زندگی دارند کار دارند و وقت خود را دارند برای همه مت صرف می کنند و هر گاه نظر به تجمعی بوده این عزیزان بودند و اکثر ما اعضاء غائب بودیم. اگر اینها بیشتر از این وقت و انرژی بگذارند باید زندگی خود را تعطیل کنند. شما نمایندگان واقعی را از کسانی که دارند از منابعی تغذیه می شوند و تمام وقت در اختیار تیم فروغی هستند را با هم مقایسه نکنید . این عزیزان هم ظرفیت و انرژی محدودی دارند و اگر امثال ما و شما هر جا که کار گیر می کند آویزان اینها شویم و هر وقت که کار خوب پیش می رود حتی به تذکرایشان هم دقت نمی کنیم، کمال بی انصافی را انجام داده ایم.
هر کسی از ما و تک تک ما مسئولیت داریم و می بایستی با دقت و آگاهی عمل کنیم و کمک نمایند ه های صالح و واقعی خود باشیم نه با ایجاد سئوالهای تکراری باعث خستگی آنها شویم.
امید واریم که این پاسخ ها کافی باشد و وقت این وب لاگ نیز با سئوالات تکراری اشغال نشود
و من الله التوفیق
در جواب دوست ناشناس باید بگوییم که در دادگاه اتفاق خاصی نیافتاده و حتی اگر نمایندگان حضور هم داشتند در دادگاه راهشان نمی دادند چون کسانی بودند از اعضاء فعال انجمن که به داخل راه داده نشدند و این به این خاطر بوده که صحنه دادگاه از قبل تنظیم شده بوده و حتی کسانی گماشته شده بودند که به حرفهای فروغی حرامی دست بزنند و تشویق کنند.
چندین سئوال مطرح شده که اینها جدید نبوده و اصلا جایش در دادگاه چندم فروغی نبوده. اکثر سوالهایی که از فروغی شده در جهت تبرئه وی بوده البته از طرف جناب آقای قاضی قمی زاده و خواسته یا نا خواسته تبدیل به صحنه تاتر بسیار خوبی شده .آخر هم وقت کم آوردند و موکول به نوشتن جوابهایی بعدآ بوسیله فروغی و یا وکلایش شده. یعنی بعد از اینهمه سال و رفتن پرونده از دادگاه عادی به دادگاه انقلاب و شناختن فروغی به عنوان مفسد فی الارض اکنون تازه از وی سئوال می شود که " خوب بگو ببینیم چطوری پول دار شدی؟؟"
متهم خرم و خندان ، قدح ِباده به دست
تا سحر رقص کنان در بغل ِقاضي بود ...
قمی زاده
فروغی
پیوندتان مبارک !
قمی زاده وفروغی ملعون پیوند منحوستان مبارک.
ما را به چوبه شبانی فریفته اند این گرگها سالهاست با گله اشناند-مراقبه کرگ صفتانه انسان نما باشید
ارسال یک نظر