ای مرگ و نفرین به دروغگویان و خائنان به مال و جان مردم !

گزارش جمعه 7/12/88


بسمه تعالی
8/12/88
این جمعه نیز مثل هر جمعه اعضاء جمع بودند و با کمال تعجب اینبار دوربینی هم از یکی از کانلهای تلویزیون حضور داشت که در حال مصاحبه با اعضاء بود. زمانی که نمایندگان محترم رسیدند ، اعضاء جمع شدند و آماده صحبتهای ایشان شدند. جمع صحبتهای نماینده مربوطه بر چند فراز مشخص خلاصه می شد :

1- در مورد تجمع شنبه گذشته در مقابل دفتر آقای رئیسی صحبت شد ، ایشان متذکر شد که نمایندگان با مسئولین پرونده و آقای آوائی و دادستان مطالبی را که مطرح کر ده اند که مسئولین قوه قضائیه اذعان داشته اند که اولا اینکه این کار گروه نظارتی است و فقط هم پنج نفر مورد نظر میباشند و ثانیا" ایشان تلویحا" تایید کر ده اند که افرادی که عوامل فساد و فروغی می باشند باید جزء کاندیدا ها قرار نگیرند ، ولی در همان زمان قاضی به دفتر خود برگشته ودر سایت از همین افراد کاندید دعوت کرده و باز هم اظهار داشته که این افراد با راهکارهای اجرائی خود بیایند یعنی اینکه انتظار دخالت عملی و نظری از این کاندیداهای مشکوک را دارد در حالی که ما همواره گفتیم و اصرار کردیم که قوه قضائیه امکانات دارد ، کارشناس دارد و قبلا هم طرح اجرائی داده اند ، لذا کار عملیاتی نه به اعضاء مربوط می شود و نه به عوامل فروغی که اصرار حضور در کارگروه را دارند و بایستی خود قوه قضائیه به کمک قوه مجریه طرح بدهند و اجراء کنند مانند طرح 22 ماده ای که قبلا هم داده اند ولی نهایتا" بعلت در گیریهای درونی قوه قضائیه بی مصرف مانده ، ولی اعضاء به کمک نمایندگان واقعیشان بایستی بر روی عملکرد قوه قضائیه نظارت داشته باشند.

2- ایشان نظارت را تعریف کردند ، گفتند نظارت یعنی اینکه عده ای از افراد امین اعضاء به عملکرد مسئولین اجرائی و قاضی پرونده نظارت داشته باشند و از ایشان درخواست اطلاعات و گزارشات لازم را بکنند و به دو گروه گزارش کنند . اولین گروه خود اعضاء هستند که باید از پیشرفت کار و نحوه عملکرد مسئولین بوسیله ناظرین با خبر می شوند ، دوم مسئولین ارشد حکومتی حتی در سطح ریاست جمهور و ریاست قوه قضائیه هستند که باید با این ناظران در ارتباط باشند که در صورت هرگونه مفسده ای ، ایشان فورا" مطلع شوند و ناظران از ایشان بخواهند که اصلاح امور گردد و این معنی نظارت است! نه در خواست همکاری از عوامل مارک دار فروغی ! ایشان اذعان داشت که ما هیچکدام کاندید نیستیم و هر کسی از ما کاندید شود از ما نیست و طعمه عوامل فساد شده. همچنین توضیح داده شد که اصلا فرض کنیم که این کارگروه نظارتی است ، چگونه ما می توانیم و برویم و داوطلب کار گروهی بشویم که هنوز هیچ مطلبی مکتوب در مورد وظایف آنها و نحوه تامین این افراد در کار گروه داده نشده و به احتمال زیاد اینهائی که رفته اند و کاندید شده ا ند و عوامل فتنه هستند چیزهائی را می دانند که ما نمی دانیم؟؟


3- ایشان همچنین توضیح داد که از همه بدتر اینکه قاضی همان روز در سایت اعلام کرده که انتخابات اینترنتی است . ایشان همین اعلان را دلیل بر اثبات بر حق بودن نگرانی های نمایندگان اعلام کرد. در این مبحث توضیح داده شد که در هیچ جائی در دنیا حتی کشور های پیشرفته انتخابات کامل الکترونیکی اتفاق نیافتاده ( بلکه حداکثر نیمه الکترونیکی بوده) و آن بعلت عدم امکان قطعی احراز هویت و یا باز بینی واقعی آراء است .وی متذکر شد که مثالی میزنم : فرض کنید که نوع رای گیری به گونه ای تجهیز گردد که هر کامپیوتر که از آن رای داده شود در سیستم ثبت گردد و دوباره امکان رای گیری نداشته باشد ولی بنده راه تقلب آن را به شما میگویم و آن این است که یک نفر از کامپیوتر های مختلف مثل کافی نت ها رآی دهد و یا راه ساده تراینکه شما می توانید برای ساده ترین راه ویندوز کامپیوتر خود را 40 بار در یک روز دوباره نصب کنید و 40 بار در روز رای دهید زیرا اینگونه رای گیریها با ویندوز مارک گذاری میشود و اگر متخصص کامپیوتر باشید ، بسیار ساده تر از این هم می شود چندین بار رای داد و حالا اگر کسی ادعا کند که با شماره قرار داد و کارت ملی هم میتوان چک کرد، این که دیگرجوابش خیلی مشخص است در حالی که دفتر فروغی ملعون و افرادش هنوز فعالند و هنوز برای عمله و اکره خود قرار داد با تاریخ سالها ی گذشته صادر می کنند و همچنان به اعداد طلبکاران می افزایند لذا این هم کار سختی نخواهد بود و به همین علت هست که حتی تعداد شکات میبایستی راستی سنجی شود و هنوز هیچیک از مقامات قضائی نتوانسته اند تعداد واقعی شکات را تعیین نمایند. و از همه بدتر اینکه وقتی این آراء در سایت دادگاه ثبت شد چه کسی می خواهد بر آن نظارت داشته باشد ؟ آیا در صورتی که همه چیز درست می بود و نمایندگان واقعی اعضاء هم کاندید میشدند ، چگونه می شد رای واقعی اعضاء را در سایت دادگاه نظارت کرد؟ آیا آنگاه می توان اعتراض به نتیجه رای داشت؟ یقینا جواب منفی است!
از آن هم بدتر اینکه آیا این دوستان فکر می کنند که همه اعضاء به اینتر نت دسترسی دارند و یا معنی آن اینست که هر کسی که اینترنت ندارد و یا نمی داند چیست حق را ی ندارد، آیا این رای گیری صادقانه و عادلانه خواهد بود؟؟

4- از طرفی در همان شنبه گذشته نمایندگان سئوالی از آقای آوائی برای تعیین تکلیف 209 سند بلا تکلیف هم مطرح کرده اند که مسئله همچنان با عدم جواب و سکوت ایشان مواجه شده ؟ ایشان یاد آور شد که چگونه می توان پس از این مدت هنوز این اگر و اما ها ادامه داشته باشد؟ و این در حالی است که خود متهم بارها معترف اموالش است ولی اموال وی مصادره نشده و بخش عظیمی از اموال وی که به نام نزدیکانش هست هم هنوز حتی مورد نظر قرار نگرفته ؟؟ ایشان دو مبحث حقوقی را مطرح کرد و متذکر شد که تعجب می کنم اگر قوه قضائیه و قاضی آن را ندانند:

5- اول ، بحث "عدم النفع" است ،{ توضیح اینکه اگر مالی مانند یک آپارتمان قرار بوده به ازا قرار داد مشخصی واگذار شود و نشده خاطی( متهم) علاوه بر اینکه آن را باید به ذی نفع بدهد علاوه بر آن خسارتی تقریبا معادل خود مال نفی شده بعنوان عدم النفع به ذی نفع باید پرداخت گردد } . به زبان ساده اینکه اگر قرار بوده آپارتمانی به ما داده شود ، نه تنها باید آن را بدهند بلکه باید خسارتی معادل پول یک آپارتمان هم به ما بدهند ، حالا ما به پول معادل یک آپارتمان و یا خود آپارتمان هم توافق کردیم و لی حرفهایی دیگری از قاضی و قوه قضائیه شنیده میشود.

6- دوم اینکه قانونا افرادی که بر اثر یک تخلف اقتصادی مانند مورد ما متضرر شده اند ، قوه قضائیه موظف است حق واقعی افراد را مشخصا قبلا تعیین نماید و بعد برود بدنبال اینکه آیا متهم اموال کافی دارد یا نه و لی الان قضیه بر عکس شده . اول دارند می پردازند به ایکه متهم چقدر اموال دارد ؟ و این روند صحیح قضائی نیست!

7- همچنین متذکر شدند که اگر قاضی میخواهد حکم بدهد قبل از این حکم باید حقوق اعضاء معلوم شده ، مکتوب و به تائید اعضاء رسیده باشد علاوه بر آن کلیه اموال متهم قبل از آن مصادره شده باشد و اگرنه! هر حکمی که قاضی قبل از این دو امر مهم صادر کند فرمایشی خواهد بود ! در ضمن وی متذکر شد که در صورتی که به نقل از خود قاضی از اعترافات اولیه حقوقی که " فروغی گفته : من قصد دادن خانه به مردم نداشتم و فقط به قصد گرفتن پول از مردم به اسم پیش فروش عمل میکردم تا با پول مردم زمین کلان بخرم" . لذا اگر این معنی مفسد اقتصادی/ مفسد فی الارض نیست ، پس معنی مفسد فی الارض و مفسد اقتصادی چیست و یقینا" حکم آن هم معلوم است !!؟؟

در میان صحبتهای این نماینده محترم یکی از عوامل مشخص فروغی به نام "محمود آذری" که برای خوش خدمتی به فروغی ملعون، وبلاگی هم برای فروغی و عوامل فتنه درست کرده و برای خوش خدمتی به ارباب خود امروز جمعه حضور پیدا کرده بود، در بین تعدادی دیگر از عوامل که جمع شده بودند شروع به هیاهو و سر و صدا کرد که سعی در جلب توجه مردم و دوربین تلویزیون را داشت ، نماینده محترم گفت مجبورم اعلام کنم که این خائن از عوامل مسلم فروغی است و از اعضاء خواست که جواب وی را ندهند و به وی بی محلی کنند و ادامه داد در عین اینکه معتقدم با این عوامل فساد باید بر خورد جدی شود ولی متذکر شد که اولین برخورد با این عوامل کثیف این است که به آنها بی محلی کنید و اگر زیاد در روی شما در آمدند تف به صورتشان بیاندازید و علت آن را صحبت بعضی از مسئولین دانست و متذکر شدند که از طرف خیلی از مراجع گفته شده که کار شما را همین خائنینی که یک قرار داد تقلبی هم بدست دارند و عامل فروغی هستند دارند خراب میکنند و چون به اسم عضو هستند می توانند به اسم عضو هم مقاصد فروغی را به اجراء برسانند. لذا ایشان سئوال کرد که این عوامل فساد مانند " محمود آذری" اگر حرف ما را نمی خواهند بشنوند و مخالف با جریان حق طلبی اعضاء هستند پس جمعه سر پروژه چه غلطی میکنند ، آیا غیر از این هست که قصد تضیع حقوق اعضاء را با مخدوش کردن اذهان دارند ؟و ایشان اشاره کرد و گفت این خائن و دوستانش می توانند زمان و مکانی دیگر را برای بیان نظرات خود بیابند و هر آنکس که با آنها موافق باشد برود وبه ایشان بپیونند ولی اینها همین زمان و همین مکان را انتخاب می کنند تا با ایجاد سر و صدا و مخدوش کردن اعضاء به مقاصد کثیف خود برسند.

در نهایت ایشان گفتند که " اعضاء مظلوم ما تمام مطالب را به شما گفتیم و روشنگری کردیم حالا خودتان می دانید" و متذکر شد این حرکت دیگر وابسطه به من و دیگر نمایندگان نیست بلکه یک حرکت مقدس است که ادامه خواهد داشت. اگر روزی ما خسته شویم و برویم یقینا" افرادی از بین همین اعضاء خواهند آمد و تا برای احقاق حقوق واقعی اعضاء این پرچم حق طلبی را افراشته خواهند داشت . بدین ترتیب اعضاء همگی تصمیم گرفتند که روز یکشنبه ساعت 9 صبح به جلوی دادگاه انقلاب بروند و به کارگروه فرمایشی آقای قاضی و عدم مصادره اموال فروغی قبل از اعلام حکم اعتراض نمایند. نهایتا اعضاء با شعار مرگ بر عوامل فروغی به دور دروبین تلویزیون حلقه زدند که نتیجتا" " محمود آذری " ملعون تر از فروغی که از قیافه وی معلوم است که چه مفاسدی غیر از عاملیت فروغی دارد و کاندید سینه چاک کارگروه کذائی، مجبور به جمع کردن بساط شامورتی بازی خود شد.

۸ نظر:

ناصر فتحی گفت...

ببخشیدها! این آذری عجب گوساله پر روی بی حیائی است. آخه نوکر فروغی تو کلوخ انداختی ، کسی با توی بی مقدار کاری نداشت که در وبلاگ فروغی شروع به متهم کردن این نماینده محترم کردی و بعد از رو نرفتی آمدی سر پروژه و بین صحبتهای ایشان پریدی و بی ادبی کردی ! ایشان هم در عین اینکه معلوم بود نمی خواست خودش را با اوردن اسمت کثیف کند ولی مجبور شد که بگوید تو کی هستی تا تمرکز اعضاء از بین نرود.
ایشان هم واقعیتها را بیان کرد .. پس توی زبان نفهم عملی قبلا در وبلاگ نوکری-فروغی به ایشان اهانت کردی که اعضاء را بسیار عصبانی کرده بود و سپس به آن بسنده نکردی سر پروژه هم توهین کردی. بخدا قسم که من اگر توان فیزیکی ایشان را داشتم همونجا بلندگو را می انداختم و می آمدم سراغت و با مشت و لگد جوابت را می دادم. بخدا خیلی آدم شریفی است که با معرفی تو به مردم و گفتن اینکه محلی به تو نگذارند جانت را نجات داد وگرنه اعضاء تکه و پاره ات کرده بودند. حالا باز هم پر رو گیری کن ! از آنجائی می ترسم که یا صبر اعضاء با تو تمام شود و یا صبر ایشان که آنموقع باید گفت وای بحالت ای نوکر فروغی!

حالا انچنان می نویسی و مظلوم نمائی هم میکنی که اعضاء مثلا فکر کنند حرفی برای گفتن داری؟؟
در ضمن احمق خدا اگر تحصیلات ایشان را میدانستی دست به تمسخر نمی زدی زیرا تمام کسانی که ایشان را می شناسند فقط به حماقت و قطعی بودن نوکری تو به فروغی پی می برند.
خاک بر آن سر تو و بقیه عوامل که موی خود را در راههر چه زودتر رسیدن به جهنم سفید کردید!!

ناشناس گفت...

جناب فتحی من هم با شما موافقم. اتفاقا" سری به نظرات عوامل فروغی زدم یاد این جمله افتادم که " خدایا شکرت که دشمنان ما را از احمقان قرار دادی"
دیدم که آذری خواسته تحلیل بدهد: و مطلبی را که نماینده مربوطه سر پروژه گفته که"{ قبل از صدور حکم میبایستی حقوق اعضاء تثبیت و به تایید شان برسد}" نفهمیده و فهمش بر ان بوده که نماینده مربوطه گفته حکم باید بوسیله اعضاء تایید شود.
این بدبختها حتی سواد فهمیدن یک جمله معمولی و ساده را ندارند و می خواهند عضو کار گروه شوند و بروند و راه کار هم بدهند .. زهی خیال باطل

دوربین مخفی گفت...

گزارش مراسم سان و رژه ومعارقه عوامل فروغی با قمی زاده:

پیرو اعلام قبلی وبلاگ شخصی قمی زاده (سایت دادگاه) ابتدا مراسم سان ورژه عوامل فروغی ازساعت 30/9 صبح امروز یکشنبه 9/12/88 در محوطه دادگاه انقلاب تهران برگزار گردید. دراین مراسم پرشکوه کاندیداهای کارگروه صیانت از اموال فروغی درحضور رئیس شعبه 29 دادگاه انقلاب رژه رفتند.دراین مراسم نمایندگان رسانه های وابسته فروغی مجهزبه دوربین های 35 میلیمتری و نورافکن های رنگارنگ درحالیکه آقای قمی زاده فرمانده کل کارگروه اجرائی از رژه عوامل سان میدید فیلمبرداری کردندکه تصاویر مربوطه بزودی دردسترس اعضای علاقمند قرارخواهد گرفت.
پس از مراسم مذکور جلسه معارفه کاندیداهابا حضور آقای قمی زاده و تنی چند از مهره های اصلی متهمان نیز برگزار شدکه درتمام طول مراسم تعدادی از عوامل متهمان باسوت و کف و توزیع شکلات و شیرینی ابراز شادمانی مینمودند.
به گزارش دوربین مخفی پس از خاتمه مراسم جمع کثیری از اعضا دربیرون ساختمان دادگاه انقلاب که منتظر بودند با شعارهای تند و انقلابی خود پذیرائی گرمی از عوامل مذکور بعمل آوردندکه گزارش مفصل آن بزودی تقدیم اعضای محترم خواهد شد.

ناشناس گفت...

شبکه سوم سیما انشالله به زودی قسمت بعدی مستند- شوک -را با موضوع کلاهبرداری در قالب انبوه سازی به اکران در خواهد آورد و زمان تقریبی آن فروردین 1389 خواهد بود.
یکی از دوستان صمیمی من که روز جمعه در اکیپ صدا و سیما به محل پروژه نگین آمده بود و امروز هم با هم تلفنی صحبت کردیم در مورد تلاش باند فروغی برای تخریب این حرکت رسانه ملی به من و همه اعضا نگین هشدار داد.
جالب است بدانید فردی به نام کریستال امیر حشمت که ظاهرا عامل فروغی است در سایت قمی زاده در بخش نظرات کارمندان صداو سیما را به فحاشی متهم کرده و آقای قاضی هم ضمن درج آن در سایت به ایشان جواب داده که اگر فحاشی کرده اند حتماتحت پیگرد قرار می گیرند!!!!
از همه می خواهم یکپارچه ضمن حمایت از رسانه ملی از این توطئه جدید که در جهت مخفی نگهداشتن این بلا و مصیب بزرگ وارده بر پیش خریداران آپارتمان
از عموم ملت ایران می باشد برائت جسته و آن را محکوم نمایند.

گلسرخی گفت...

درود بر فعالان واقعی حقوق مالباختگان

عزیزان و دوستان دردمند براستی این وقت کشی ها و تعویض های پی در پی قضات و تصمیم گیری های بچگانه قاضی قمی زاده در خصوص تشکیل کارگروه و ...........ریشه در کجا دارد که علنا" با منافع یک مشت انسانهای شریف و نجیب و در عین حال نیازمند به یک سرپناه اینچنین بازیچه یک مشت انسان نماهای مفت خور و کلاهبردار و رشوه خوار اسیر شوند؟ آیا سران حکومت اسلامی این ظلم را تاکنون بوضوح حس و لمس نکردند ؟؟!!آیا ضعف در اوامر و توصیه های سران حکومت به حدیست که یک مشت آقازاده ها و ایت ا..زاده های رانتخوار براحتی آن را خنثی و بی اثر میکنند؟؟؟که اگر اینچنین است وای بحال اسلام و مسلمین ، که انسانهای شریف و متدین را به حقانیت و اجرای سران حکومتی مشکوک و بی اعتبار میسازد و یا بنوعی آدمی را بیاد دوران حکومت معاویه می اندازد که علی را با ریاکاری و بنام اسلام خانه نشین کرده بودند !!!!!!!!!!!!
آیا براستی ساخت و ساز هزاران واحد مسکونی در ونزوئلا کشوری واقع در آمریکای جنوبی ضروری بود یا احقاق حق مردم مستضعف ما از یک کلاهبردار شیاد ؟؟؟ که دسترنج یک مشت کارگر کارمند را به یغما برده است ؟؟کدامیک ؟؟؟پاسخ این سوال را باید مسئولین این نظام که از منابع سرشار نفتی حقوق میگیرند بدهند ،اما دوستان """""""
همه ما میدانیم ظلم و بی عدالتی هیچگاه پایدار نمی ماند اما ننگ و رسوائی برای همیشه در خاطره و تاریخ ثبت خواهد شد و درس عبرتی برای آیندگان خواهد شد که به هر هر کس و ناکسی که شعار عدالت گستری میدهد اطمینان نکنند!!!!!!!!!!!!!!!!!

آرزوی همه مالباختگان دلسوخته نگین غرب این است که هر چه زودتر به حق و حقوق خود برسیم و مهمتر آنکه از حضور و یا مباحثه و مشاجره با کثافتهای خودفروخته ای چون آذری های بیسواد و فرصت طلب و پاچه خوار فارغ شویم که بی غیرتی های آنان متوجه اعضاء و فعالان با شعور و فهیم نگردد و آنان را در منجلابی که بوی تعفن میدهد رها سازیم .

بامید نابودی مسئولینی که در جایگاهی قرار گرفتند که سواد و شعور انجام وظایف خود را ندارند و از بیت المال مسلمین مفت خوری میکنند

شهرام گفت...

دوستان و همرزمان عزیز سلام
با کمال تاسف و تالم امروز مطلع شدم
یکی دیگر از اعضای مالباخته نگین غرب
بنام مرحوم مسعود انصاری(کارمند بانک ملی ایران) در اثر سکته
قلبی دار فانی را وداع گفته و ندای حق را لبیک گفت.
بدینوسیله مراتب تسلیت خود را خدمت
خانواده و بازماندگان این عزیز از
دست رفته اعلام میداریم.

گلسرخی گفت...

درود بر دوستان دردمند

اینجانب نیز بنوبه خود و دیگر دلسوختگان نگین غرب مصیبت وارده را به خانواده محترم شادروان مرحوم مسعود انصاری تسلیت عرض مینمایم

ناشناس گفت...

این آذری معاویه صفت که زمانی در لاگ خود نوشت که چگونه وقتی با فروغی صحبت می کرده و فروغی اشگ در چشمانش جمع شده و این مزد بگیر هم ناراحت شده بود و در نوشته های خودش منعکس کرده بود ، حالا کمی کم حافظه شده و بجای فروغی، اشگ بریز یتیمان و وامانده های نگین غرب شده و به فکر آنها افتاده !!!!؟؟؟
نه خودتی آذری ... مردم ممکن است ساده باشد اما مثل تو ... نیستند!!!؟؟؟ کمی آن زهرماری ها را کم کن که چند تا خاصیت برات داره : 1- اول اینکه یادت نمیره که خودت علنی نوکری فروغی را اعلام کرده بودی و کسی متهمت نکرده بوده
2- حافظه ات بهتر می شه و مردم را مثل خودت حمار فرض نمی کنی!!
3-کمی هزینه هات کمتر میشه و مجبور نیستی برای تامین مایحتاجت انقدر به این کارهای کثیف و تظاهر و دروغ پراکنی و دستور جلسات اربابت فروغی را اجراء کنی
4- البته یک خاصیت دیگر هم دارد و آن اینکه شاید ان هوای ازادی که در نوشته هات به دیگران پیشنهاد میکنی نصیبت بشه و کمی از دود و دم کمتر نصیبت بشه
5- بهتر از همه اینکه اگر این حروم کاری ها را نکنی شاید، خدا تفضلی بکنه و چشمت به راه راست باز شه و هدایتت کنه که اگر پات لب گ.ر رسید با سر به جهنم نیفتی

واقعا الان باید دنبال توبه و عنابه باشی ، آیا فکر میکنی عمرت قد می ده که به این اموال حرامی که دنبالش می دوی برسی ! یادت باشه وعده خداست " و مکروا و مکر الله و الله و خیر الماکرین" هر کاری می خواهید بکنید ، فرض کنید همه اعضاء رو هم منحرف و مسخ کردید ایا خدا را هم می توانید فریب دهید.
می دانم که تو و هم پالکی هایت این حرفها را نمی فهمی ولی شاید امیدی باشد که آنهائی که گول شما ها را خورده اند بیدار شوند