ای مرگ و نفرین به دروغگویان و خائنان به مال و جان مردم !

اطلاعیه مهم مدیران وبلاگ در مورد ایمیل هیئت مدیره انجمن به مدیریت وبلاگ


بسمه تعالی
30/11/88
همانطور که در پاسخهای نظرات مطرح شد و هیئت مدیره محترم انجمن نیز طی ایمیلی، نگرانی های خاص خود را مطرح فرموده اند ، مجددا اعلام می دارد که ضمن تائید و همکاری وبلاگ صدای نگین غرب با مسیر کنونی نمایندگان محترم در احقاق حقوق اعضاء و ارادت خاص این وبلاگ به عزیزان هیئت مدیره انجمن و نمایندگان منتخب دیگر ، اعلام می دارد که این وبلاگ هیچ بستگی و تعهدی نسبت به این عزیزان جز یاری در اهداف مقدس و مستقیم ایشان ندارد.
مطالب و نظراتی که در این وبلاگ منتشر میشود مربوط به یک شخص یا گروه خاصی نیست و از منابع مختلف و حتی با استفاده از نظرات دوستان تهیه ودر صفحه اول وبلاگ منتشر میگردد.
جهت گیریهای این وبلاگ مشخصا" منعکس کننده خواسته ها و نظرات همه اعضاء صادق ، سالم و حق طلب میباشد و نظر مدیران وبلاگ براین است که کلیه نظرات و مطالبی که ارسال میشود مستقیما منتشر گردد، مگر آنکه مطالب مربوطه تایید کننده و تشویق کننده باند فساد و یا نظرات افراد معلوم الحال باشد، در غیر این صورت این وبلاگ هیچ قصد دیگری غیر از بازگوئی بدون ملاحظه مطالب اعضاء ندارد، ولو آنکه مطالب به مزاق بعضی مسئولین تلخ بیاید، زیرا حقوق مردم در ارکان اسلام از آبروی ارشدترین افراد حکومت اسلامی نیز مهمتر و ارجحتر میباشد.
همینطور، علی رغم آنکه کلیه مطالب منتشره این وبلاگ سعی در هماهنگی و همسوئی با کلیه نمایندگان اعم از انجمنی و غیر انجمنی را دارد ولی هیچ تعهدی نسبت به هیچ سازمان و ارگان خاصی ندارد.
از طرفی دیگر، نظرات نمایندگان عزیز و مطالب منتشره از ایشان اصولا از فیلتر جلساتشان می گذرد و این امر باعث فیلتر شدن خیلی از مطالب مد نظر تک تک نمایندگان است ،لذا این وبلاگ بصورت معمول مطالب زیادی را از این عزیزان اقتباس نمی نماید و اگر چنین باشد حتما" با عنوان خود انجمن و یا با عنوان نمایندگان منتشر خواهد شد!

بنا بر این وبلاگ صدای نگین غرب، یک وبلاگ مردمی است و ظاهرا" تنها وبلاگی است که به حقوق واقعی اعضاء بدون گرایش به باند های فساد و یا بازی خوردن بوسیله آنها می پردازد و اگر چه ابتدا" این وبلاگ بواسطه عزیزانی مستعد و دارای توانائی آغاز و الهام گرفته شده ولی بعلت انرژی زیادی که برای بقای آن لازم است ما همواره از عزیزان تازه نفس کمک می طلبیم و تنها تمرکز این وبلاگ ماندن در خط سالم و با صداقت در احقاق حقوق اعضاء و اطلاع رسانی به موقع به کلیه اعضاء حق خواه که قصد پا گذاردن بر روی شانه دیگران را ندارند میباشد.

لذا بدینوسیله اعلام می دارد ضمن پاسخ به درخواست شفاف سازی از هیئت مدیره محترم انجمن نگین غرب ، همچنان اعلام میدارد که این وبلاگ حقوق اعضاء را در صدر اهداف خود می داند و با هیچکسی حتی عزیزان انجمن عقد اخوت نبسته است!

چنانچه این وبلاگ ملزم به انتشار نظرات و یا مطالبی از طرف نمایندگان محترم باشد ،حتما آن را به اسم خود ایشان منتشر خواهد کرد ، ضمن آنکه این عزیزان همواره نظرات خود را طی بیانیه و یا اطلاعیه و بصورت جمعی بیان می نمایند.
امیدواریم که سایت انجمن نگین غرب بزودی فعال شده و مطالب و موضع گیری های سازمانی ایشان مستقیما در سایتشان منتشر گردد تا شائبه ای ایجاد نشده و این عزیزان ملزم به درخواست شفاف سازی از این وبلاگ نگردند
.

و من الله اتوفیق و الله مع الصابرین

۱۷ نظر:

ناشناس گفت...

بنده پیشنهاد میکنم یک تجمع حد اکثری در مقابل دفتر رئیس قوه قضائیه برپا شود که در آن برکناری قاضی پرونده خواسته شود و طوماری با امضای کلیه اعضا مبنی بر رد هیئت خود ساخته این قاضی در روی میز لاریجانی قرار گیرد

امضائ محفوظ گفت...

دوستان عزیزنگین غرب
چندروز پیش وبلاگ وابسته به باند فساد فروغی که توسط فردی خودفروش بنام محمود اذری سقرلوئی اداره میشود باکپی کردن نظر یکی ار بازدیدکنندگان مدعی شده که وبلاگ صدای نگین غرب به داوطلبان کارگروه توهین کزده که ادعای مسخره ای کرده که ناشی از بی اطلاعی و بیسوادی ایشان است چون اولا نظر یک بازدیدکنند بی نام و نشان چه ربطی به مدیروبلاگ دارد ثانیا وبلاگ صدا متعلق به اقای رضائی نیست بلکه تعدادی از اعضا بکمک هم آنرا اداره میکنند ثالثا باوجود خائنین تابلودار ورسوائ مثل تاج الدینی و جوادزاده و علیمردان و رضائی و جعفرزاده و مهتاب پور و غیره درلیست کاندیداها اعضا حق دارنددز مورد بقیه کاندیداها و حتی خود قاضی پرونده شک کنند و حق هم دارند.
ولی درمورد وابستگی خود اذری به این باند فساد کافی است بدانید تخفیف 15میلیون تومانی فروغی به او درقبال خدماتی هست که 6 ماه پیش درجلسه ای درحضور 4 نفر متعهد به انجام ان شده که الان درحال انجام وظیفه به ولی نعمت خودش میباشد و دست خط فروغی دراینمورد دست یکی از برادران سجادی ( پیمانکار و عامل فروغی) است.
چون اقای اذری احتمالا من را میشناسد و چندماهی همراه ایشان بوده ام اطلاعات دیگری هم دارم که نمی توانم همه را بگویم ولی بدانید واحد ایشان 150 متری باشماره قرارداد9089 مورخ اسفند81 بود که بعلت عدم انجام تعهدات درحال فسخ بود که با وساطت عواملی مثل اسدپور و معصومی دراواخر کاردادسرا بادستور حاجی آقا به ایشان کمک شد باینصورت که 15میلیون تومن بدهی ایشان از مبلغ قراردادیادستور کتبی حاجی آقا قرار شده درصورت حسن همکاری بعنوان کمک بلاعوض منظورگردد ودرلیست محاسبات منظور شود. بنابراین قیمت آدمی مردنی مثل آذری برای باند فساد 15 میلیون تومن بیشتر نیست وعلت معلق بازی و خوش خدمتی او به فروغی چیزی جز این نیست ودوستانی که شکی دارند میتوانند صحت ادعای بنده را از اقای زاسخ و سجادی وحتی با خودایشان چک کنند درواقع این خودفروش از 45 میلیون تومن مبلغ قراردادش 13 میلیون بیشتر نداده ولی قراراست اگر خوب انجام وظیفه کند صاحب نزدیک 100هزار تومن پول ناحق بشود. بالاخره اینهم نوعی کاسبی است که متاسفانه بعضی ها درمقابل فروختن شرف و ناموسشان به یک باند فساد وخیانت به یک جماعت مظلوم به ان تن میدهند.
همانطور که میگویند خودشناسی کلید خداشناسی است من هم میگویم خودفروشی مقدمه ادم فروشی است و نمونه اش اقای اذری است که فروغی و همه عوامل و حمایت کنندگان از این باندفساد و حتی اقای قمی که این روزها به صف این باند پیوسته باید کلاهشان را بالاتر بگذارند.

ناشناس گفت...

تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل
یا یکی از سفارتخانه های کشورهای اروپایی و از آنها بخواهیم به کشور ما فشار بیاورند

عضونگین غرب گفت...

حکایت حاج علیمردان (شعرپست مدرن)
..................................
(بااجازه‌ی مرحوم ایرج‌میرزا والهام ازشعر معروف علیمردان خان ایشان)

1
در زمان‌های قدیم
که نه این مُلک در و پیکر داشت
نه حسابی در کار،
پسر لوس و مشنگ
شد هر آن چیز که باید می‌شد:
“مردک بی ادب و بی‌هنری”
اسم او هم به مرور
حاج علیمردان شد!
2
بگذریم این‌که چطور
این پسر چشم به دنیای فرو مایه گشود؛
هرچه بود، از هنر و جادوی رمال نبود
دکتری پول پرست و طماع
یا که تکنیک جدید غربی، با تزریق!
پای اورا به جهان بهر ستم بازنمود
حقه بازی و کلک با خود داشت
هرکچا تخم نفاقی می‌کاشت
سهم هر بیوه زنی را می‌خورد
یا که چشمان یتیمان از اشک
بی جهت می‌انباشت
3
پسرک جای تشکر از خلق
یا پدر، کز سر و رویش ثروت
مثل پشکِل می‌ریخت
و سر خلق خدا را چه تمیز
شیره‌ها می‌مالید
شد حریفی که نمادی ز کلک بود و دروغ
از همان لحظه در این مُلک فرو مرد فروغ
هرکه اورا می‌دید
دائم از فسق و فجور و ستم‌اش می‌نالید
این بماند که در آن معرکه‌ هم
سودجویان دغل هم‌قدم او بودند
مثل او سر ز غنا
به فلک می‌سودند.
4
حاج علی ثروت و املاک فراوانی داشت
توی هر بانک حساب پرو پیمانی داشت
لیک با آن شکم و سینه‌ی پهن و پر باد
خالق‌اش قد یه بوزینه‌ی پشمالو هم
فهم و انصاف و ادب یاد نداد
با دهانی چو تغار
از سحر تا دل شب می‌لمباند
و پی بردن مال دگران
ریش و پشم چو بزش می‌حنباند
الغرض شانس زد و حاجی شد
صبج تا شب پی لافیدن و وراجی شد
5
تا جوان بود اسیر زد و بند فوتبال
یا تماشای هری پاتر و فیلم جومونگ
یا که بابازی و تفریح و موادو چت مت
راحت و بی غم و درد
روز را شب می‌کرد
شب چو خرس قطبی، با صدا و خرناس
یا الاغی که زیادی خورده
تا دل ظهر تقلا می‌کرد
یا میان هپروت و ملکوت
با پری‌های خیالیِ خودش می‌زد لاس
نه بفکر تحصیل، نه کتاب و نه کلاس
جای خود را وسط اهل کلک وا می‌کرد.
صرف می‌کرد به الواطی، ششدانگ حواس
در حقیقت خرِ ما بود همان
با لباس دگری گشته عیان
6
پدرش با زر و زور و تزویر
چون که رمال و دوا سود نداد
دامن علم گرفت و تدبیر
گفت چون صاحب فرزند شوم
بدهم پول فراوان به یتیمان دیار
نگذارم که شود خلق خدائی بی‌کار
قول ها داد و قسم‌های زیاد
تا که شد صاخب فرزند پسر
چون بزرگان دگر قول و قسم رفت از یاد
شاید این بد عهدی
عاقبت دامن آلوده‌ی اورا چسبید
که ز فرزند و زمال و زن خود خیر ندید
خیر این‌ها نه به اطراف رسید
نه خدا آمرزید
7
مدرک و پست و مقام
وقت زائیده شدن با فرزند
کرد عباسقلی پیش خرید
در حقیقت نه پدر نه مادر
نه کنیز و نوکر
از چنین موجودی خیر ندید
بد دهن بود و خرفت،
گول و کودن چون خر
چون ..ن شب مانده، زیر هر بوته‌ی خار
می زد از خواری و پستی چنبر
قصه کوتاه چنین جنس پلید
نه کسی دید نه خواند و نه شنید
ظلم از دست کج‌اش می‌بارید
روی هر تپه‌ی پاکی می…د
خلق درمانده که این چه لجن است؟
از چه اوبی مخ وبی تربیت وبی‌وطن است؟
8
عاقبت چند تنی با فرهنگ
همدل و یار ولی بی‌سرِ جنگ
جمع گشتند پی چاره‌ی کار
تاجر و عامی و میر و سرهنگ
که همه از ستم و جور علی‌مردان‌خان
شده‌بودند دل آزرده و از وی بیزار
و یکی گفت که من یافته‌ام
مرد نیکی که کند اورا رام
دائی‌ او که بود عقل تمام
تیز و بز باشدوالحق که حریفی قدر است
او فقط لایق سر کوبی این بی‌پدر است
اولین حرف که زد غوغا کرد
چشم خواب همه را خوب به دنیا وا کرد
گفت: هر خرکه شود کاه و جواش افزوده
چون ندارد طاقت
می‌زند لِنگ و لگد بیهوده
9
الغرض قطع نمودند خوراک و جو و کاه
چند روزی پسرک
ماند چشمان حریص‌اش بر راه
گشنگی جان و روانش فرسود
دیگر از خورد و خوراک بی‌حد
خبری بر سر آن سفره نبود
عقل او چون که به اشکم ره داشت
نا امید از خور و خواب و بستر
گام سوی ره بالا برداشت؛
عقل او جای شکم رفت به سر
هرکه کم ظرفیت و خودخواه است
یا چو این حاج علی‌مردان‌خان
ابله و گمراه است
چون که کاه و جو او گشت زیاد
خانه و مال و منال
همه بر باد فنا خواهد داد!

اعضاء گفت...

سلام
مدیر محترم وبلاگ ، لطفا مطالب زیر را اعلام بفرمائید زیرا ای کثافتهای خائن امثال علیمردان و دارو دسته اش و آذری کثافت تر از آن و دوستان کثیفتر از خودش سعی میکنند مطلب ارجیفی را منتشر میکنند:

1- اولا کسی از نمایندگان به ما نگفت در سایت شکایت نکنید ! همیشه گفتند میل خودتان است ، بلکه گفتند کاندید کار گروه نشوید!! این گوساله ها بر عکس مطرح میکنند. من حتی از یکی از نمایندگان سئوال کردم ایشان فرمودند من خودم هنوز به صورت الکترونیکی شکایت نکردم زیرا قبلا در دادسرا شکایت کرده ام ولی شما در سایت آقای قمی زاده اگر مایل هستید شکایت کنید. حتی زنگ زدم دفتر انجمن و از مسئول آنجا برای چگونگی شکایت الکترونیکی راهنمائی گرفتم

2- این گوساله ها برای اینکه موضوع را سر وته کنند و درخواست عدم شرکت در کارگروه را مخدوش کنند مطالب را مغلوب می گویند

3- از یکی نمایندگان پرسیدم که چرا آقای بیطرف کاندید شده ، گفت از ایشان سئوال کردیم که چرا بر خلاف تصمیم نمایندگان چنین کاری را کردی گفت چون در جمع حضور نداشتم خبر نداشتم!! و البته نا گفته نماند که بیطرف بعضا از نظر فکری تحت فشار علیمردان و دار و دسته اش قرار می گیرد و بعلت سن بالا و کم حوصله گی وی اولین باری نیست که بدون هماهنگی و با نفوذ فکری تیم علیمردان حرکات ناموزونی را کرده م من شاهد آن بوده ام.

عضو نگین غرب گفت...

ضمنا برای مطالعه متن کامل علیمردان خان با ایادی محترم آدرس زیررا وارد کنید:

http://www.jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100950457843

Unknown گفت...

همدردان و مصیبت زدگان نگین غرب واقعا مانده ام که بگویم آیا کور سوی امیدی هم در این وانفسا در ارتباط با این پرونده ملی وجود دارد یا خیر؟ هر دم از این باغ گلی میرسد... آقایان تازه به فکر تسهیل در تشکیل و شروع به کار کارگروه (بخوانید کارگروه فرمایشی از ما بهتران) افتاده اند... این پرونده و رسیدن به نقطه انتهایی آن به ظاهر فقط همین یک نسخه رو کم داشت که به لطف بیش از حد انتظار آقایون و مقامات بالا نشین در شرف حل و فصل است!!! به نقل از سایت رسمی دادگستری کل استان تهران و به نقل از قاضی محترم پرونده! جلسه مهمی در مورخ 1 / 12 / 88 تشکیل و طی آن مقرر گردید سریعا کارگروه پرونده تشکیل و شروع به کار کند!!! و از شکات خواسته شده در اسرع وقت نسبت به کاندیداها اظهار نظر کنند!!! عجبا که مخالفت خیل عظیم زجر کشیدگان این پرونده با ایجاد کارگروهی (اون هم قبل از کاندیداتوری عناصر معلوم الحال و معروف ...) _ از همان بدو ایجاد پیشنهاد کارگروه توسط قاضی عادل پرونده _ تنها چیزی است که از چشم تیزبین ایشون و سایر سران قوه قضاییه دور مانده است. در پایان خبر هم ذکر گردیده که انتخابات به صورت اینترنتی و از طریق سایت انجام خواهد شد... دست مریزاد که با این همه اختلالات در شبکه اینترنت کشور؛ امر انتخابات از طریق نت و سایت را هم ما مردم پیشرفته با این زیر ساختهای قوی و با این کاندیداهای منتخب و شایسته در پناه این همه عدل و حق و حقیقت تجربه میکنم... خدای را سپاس که بر ما منت گذاشت و در قالب این پرونده خیلی عظیمی از نعمات بیکرانش رو بر ما بندگان اثبات نموده و هنوز با وجود این همه مصائب ما را از نعمت حیات محروم نگردانیده است. در پایان هم جهت اجر نهادن برای همه مسئولین و زحمتکشان این پرونده؛ دست به درگاه حق تعالی بلند کرده و از بارگاهش اجری شایسته و درخور برای این عزیزان عدل گستر خواستاریم...

Unknown گفت...

ما مظلومان و زجرکشیدگان پروژه نگین غرب چه خام و ساده و در عین حال بی پناه ایم که به قاضی پرونده ای که حتی ظرفیت گوشی برای شنیدن سخنان شکات را ندارد، دل بسته ایم. رویه ایشان حتی در سایت دادگستری کل استان تهران در انتخاب گزینشی سوالات و نظرات و پاسخ های آنچنانی کامل مشهود و قابل استناد است... واقعا چگونه انتظار می رود ما ستم کشیدگان از رویه اظهر و من الشمس ایشان؛ به آخر و عاقبت این پرونده خوشبین باشیم. حتی برای خوشبیت ترین و بی اطلاع ترین (بخوانید هالوترین) افراد درگیر در این پرونده هم روشن و مبرهن است که نظرات مطرح شده در سایت فوق انتخابی، گزینش شده و کاملا موافق با نظرات قاضی این پرونده است که قبل از بررسی کامل پرونده و صدور حکم به جانبداری و طرفداری از یک سوی پرونده پرداخته. در این زمینه فقط کافی است بررسی اجمالی به سخنان ایشان داشته باشیم ... جملاتی مانند "ما در این پرونده دنبال مقصر نیستیم" یا جمله "ما نمیخوایم کسی رو از آب بگیریم"؛ با کمی دقت بیانگر عدم درک صحیح قاضی و حتی عمل به وظیفه قانونی و مسلم برای هر قضاوتی است. باید از ایشان پرسید چطور هر دادگاهی بدون پیدا کردن مقصر اصلی قادر و شایسته صدور حکم عادلانه می باشد؟! و آیا جزو وظایف روشن دادگاه یافتن مقصر یا مسبب پرونده مفتوحه نیست؟ بدون شک ایشان وارد مصلحت اندیشی، سیاسی کاری و از همه مهم تر عدول از شرایط قضاوت به دلیل دور شدن از مسیر انصاف و عدل شده اند. ظاهرا در سیستم قضایی کشور اسلامیمان، عدالت علی وار شعاری بیش نیست و عرصه برای مصلحت اندیشی و سیاست نه سیخ بسوزه نه کباب، برای قضات امری عادی و جاری است که آقای قمی زاده با صراحت تمام - حتی در صحن علنی دادگاه - به بیان عقاید و نظرات این چنینی می پردازد. بدون شک برای هر فرد آگاهی، به همین دلایل ساده اما محکم، دادگاهی به قضاوت این چنین قاضی و با چنین تفکرات و عقایدی، شایستگی رسیدگی و صدور حکم در مورد این پرونده را نداشته - حتی در صورت صدور حکم؛ از کوچکترین مقبولیتی نزد خیل عظیم شکات برخوردار نبوده - و مسئولیت هر گونه برخورد غیر منتظره ای در طول رسیدگی و حتی صدور حکم مستقیما بر عهده دادگاه و شخص قاضی به عنوان بالاترین مرجع رسیدگی به پرونده خواهد بود. اعوض به الله من الشیطان الرجیم

ناشناس گفت...

ببخشید ولی معلوم هست این قمی زاده داره چه غلطی میکنه؟ هر چی میگیم یاسین به گوش ...؟؟؟؟ بابا توی عوضی چه کاره ای ؟؟آخه اگه قرار بود مردم خودشون راه کار ارایه بدن و خودشون هم اجرا کنند ,قوه غذاییه؟؟!!! چه کاره است؟ این اعضا بیچاره هم که کاندید شدند که اصلا نمی دونند دارند چه کار میکنند! بندگان خدا می دونید اگه نتونید کاری کنید ما همه سر شما خراب میشیم؟ از شما هم شکایت میکنیم؟!
نمایندگان عزیز و اعضا محترم اگر قرار بر انجام کاری باشه الان وقتشه.
فردا دیره.

گلسرخی گفت...

دوستان و عزیزان دلسوخته و عصبانی از اقدامات بیخردانه و بچگانه و موذیانه و مذبوحانه قوه قضائیه به سرکردگی قاضی بیخردی چون قمی زاده و
درود بر شما دلیرمردان شجاع و مبارز علیه بی عدالتی و جهالت

مشکل اساسی ما فقط قاضی قمی زاده نیست بلکه هر اتفاق یا کم کاری یا تبانی و زدوبند و توصیه های مفت خورزادگان نظام و..............در یک نهاد یا ارگان و یا سازمانهای دولتی رخ میدهد ابتدا رئیس و سرپرست آن نهاد مقصر هست و ما تمامی جهالت و بیخردی قاضی قمی زاده را در این پرونده ، آقای لاریجانی را مقصر میدانیم که از عملکرد قاضی خود بی خبر یا دم از بی خبری زده است و یا خود توصیه آقازاده ها و آیت ا..زاده ها را اجرا میکند و در کم کاری قمی زاده نقش دارد و یا بلعکس ، که در اینصورت وضع حادتر است چون ایشان نظارت صحیح به عملکرد زیر مجموعه خود ندارد که در این صورت وضع اسفبار خواهد بود و باید حق و حقوق خود را بگونه ای دیگر دریافت کنیم .

حق در این نوع جوامع و با این قوانین جنگل گرفتنی است نه دادنی

مرگ بر بی عدالتی در نظامی که شعار مدعی عدالت آن گوش فلک را کر کرده است !!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

امید گفت...

کارگروهی برای توزیع بیعدالتی بین شاکیان!
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""
درارتباط با یحث عدم صلاحیت دادگاه انقلاب و غیرعادل بودن قاضی فعلی برای رسیدگی به پرونده فروغی مفسدو شرکاء، خوشبختانه در مطلب مورخ 19/11/88 وبلاگ وهمچنین در نظرات راهبردی تعدادی از اعضاء، دلائل کافی ابرازگردیده که حقیررا بی نیاز از تکرار آن مطالب میکند؛ لیکن بنظرمیرسد پرده دیگری از سناریوی ملال آور این پرونده ملی تحت عنوان "کارگروه اجرائی" طراحی شده و کلیدآن بادستان پرتوان قاضی شجاع و عادل وبیطرف پرونده زده شده است. درخصوص این ترفند تازه طراحان وبازیگردانان پشت صحنه، با توجه به عدم مقبولیت و ناشناس بودن کاندیداهای فعلی وحضور برخی عوامل تابلودار وحامی فروغی(متهم اصلی پرونده)، متاسفانه کارگروهی درحال شکل گیری است که یرغم عضویت برخی مقامات قضائی وامنیتی درآن، بدلائل متقن زیر نمیتواند ازمشروعیت وکارآئی لازم دربین شکات پرونده برخوردار باشد:
1- نامشخص بودن ساختاروشرح وظایف کارگروه اجرائی و حدوداختیارات و جایگاه رای و نظر اعضا ازجمله نمایندگان شاکیان در تصمیم گیریهای کارگروه
2- اشتهاربسیاری از کاندیداها ومشخصا" برخی اعضای شاخص به بدنامی نظیر فرمانبری از متهمان و سابقه خیانت آشکاربه اعضا به گواه شواهد و مستندات فراوان موجود
3- مواضع جانبدارانه قاضی پرونده درپروبال دادن به عوامل متهمان ایستادگی درمقابل جمع کثیرشاکیان ومقابله مشکوک بانمایندگان واقعی آنان
4- غیرقابل اجرابودن انتخابات اینترنتی بدلیل فقدان زیرساختهای فنی وآماری لازم غربالگری شاکیان ازطریق احرازهویت شکات واقعی وتخصیص کلمه عبوربرای کنترل آرای صوری وتکراری
5- نامشخص بودن کلیات و حدود وثغورحکم قاضی که بفرض محکومیت ومصادره اموال متهمان، وظایف نامعلومی رافراروی کارگروه مزبور قرارمیدهد.
6- نامعلوم بودن میزان وارزش واقعی اموال متهمان وسرنوشت حقوق شاکیان که درصورت صدورحکم رد مال، خسران بزرگی به مجموعه شکات واردخواهدشد

بدیهی است درصورت عملی شدن نظرات و منویات خلاف عدالت قاضی پرونده (یعنی ابطال کلیه تعیین واحدها بقصد فروش آنها، پائین معرفی نمودن ارزش واقعی اموال متهمان، انکار حقوق و خسارت محاسبه شده شکات وبالاخره استفاده ابزاری و نمایشی ازحضور تعدادی عضونما برای پایمال نمودن حقوق شکات و ...) ، مسئولیت سنگینی متوجه اعضای کارگروه ازجمله اعضای فرصت طلب و بازیخورده عضو کارگروه خواهدبودکه امروز باهدف نزدیک شدن به کانونهای قدرت وثروت وفساد و یه تبع آن کسب امتیازاتی نامشروع،حقوق مشروع هزاران شاکی پرونده را وجه المصالحه قرارمیدهند.
ازدیداکثریت شاکیان آگاه پرونده بهمان اندازه که ابتکارقاضی پرونده درخصوص ثبت اینترنتی شکایات برای "واقعی نمودن تعدادشاکیان!"و اکنون "رای گیری اینترنتی!" برای انتخاب کاندیداهای عضویت در"کارگروه اجرائی" امری غیرعملی و مضحک است، قائل شدن انگیزه خدمت صادقانه به شاکیان برای اکثریت داوطلبان عضویت درکارگروه، دروغی رذیلانه وغیرقابل باوراست.
اینها توهمات افراد مغرض نیست بلکه واقعیتهائی است غیرقابل انکار که دانش وتجربه بشرقرن 21 درحوزه سایبر وکامپیوترازیکطرف، وتجربه وشناخت شاکیان پرونده از پیشینه سیاه وماهیت رسوای عوامل تابلودار وحامیان آشکارو پنهان "این دسته مفسد" - یعنی فروغی وشرکاء- به ما میگوید.

کبری گفت...

درسایت دادگاه دیدم آقای بیطرف برای کارگروه قضائی کاندید شده وقتی از بعضی اعضا پرسیدم گفتند ایشان خودسرانه اینکار را کرده است درهمین جا بعنوان یک عضو قدیمی با 64 سال سن که همسرم را تازه ازدست داده ام از آقای بیطرف و خانم ناطق که افراد سالمی هستند که داوطلب شده اند برای شرکت در کارگروه خواهش میکنم تا فرصت دارند انصراف بدهند چون درغیر اینصورت حتی اگر مثل آقای بیطرف حتی عضو هیئت مدیره درانجمن باشند ازطرف اعضا برای همیشه طرد میشوند البته ببخشید کسی که امثال علیمردان نامرد بتواند گولش بزند باید خیلی گوگول باشد منظورم گوگل نیست که اسم یک سایت دراینترنت است
شرکت اعضا درکارگروه فرمایشی به خطر انداختن حقووق اعضاست حقوقی که دراثراتحاد و پیگیری اعضا به قوه قضائ توسط دادسرا حساب شده ودوسال برایش زحمت کشیدیم ولی حالا رییس دادگاه میخواهد همه را با دست یک عده نادان ازبین خوداعضا هوا کند من بعنوان یک عضو درانجمن دوستانه به آقای بیطرف میگویم درمجمع پارسال به شما رای ندادیم که اینطوری آلت دست عوامل فروغی یا مقامات قضائ بشوید و بجای ما اعضا به آنها منفعت برسانید و آنها بتوانند بدست امثال شما و علیمردان حقوق مارا بشکل قانونی پایمال کنند بخداقسم آقای قمی زاده به خود من گفته که همه تعیین واحدها را باطل میکنیم و واحدها را می فروشیم و با پول فروش زمینها هرچی شد مساوی تقسیم میشود در بین همه اعضا که این ظلم بزرگی به من است و درست نیست که اینکار بدست کسانی مثا خانم ناطق که تعیین واحد شده و مثل من پول زیادی به فروغی داده انجام بشود
خیلی ممنون از شما
کبری

شهرام گفت...

آقای قمی زاده تا وقت برای توبه باقی مانده از آن استفاده کنید!!!

سیاووش گفت...

با سلام

بعضی ها تو چاهن اما فکر می کنن تو راهن

پیرو مطلبی که در وبلاگ صفحه(محمود آذری)درباره نامه های ارسالی از سوی فرمانداری به انجمن نوشته شده بودمطالبی به ذهنم رسید که ارائه میدهم آقای آذری منظور شمااز چاپ کردن این این مطالب چه بوده است.اگر منظور شماارائه مطالبی است که دیگران نمی دانندبیشتر اعضا از این نامه ها اطلاع داشته اند و قبلا هم از سوی مسوولین انجمن کتمان نشده است.
-چرا شمامشکلات شخصی و دشمنی خودرا باانجمن به این صورت ابراز می کنید.انجمن نگین غرب به عنوان تنها تشکل صنفی شاکیان نگین غرب متعلق به همه اعضا می باشد نه شخص .این طوررفتار شما با یک تشکل وقصد خراب کردن آن مسلماکار عاقلانه ای نیست مگر این که از روی عمد باشد همان طوری که باند مافیایی فروغی و حامیانش با هر عنوانی سعی در از بین بردن آن داشته اند. انجمن نگین غرب طی این 4 سال کمترین کاری که کرده باشد جمع کردن ما در کنارهم بوده که در مورد هیچکدام از پروژه های دیگر فروغی صورت نگرفته است.
-در مورد قانونی بودن انجمن،انجمن قانونی است.باید به اطلاع برسانم طبق قانون ،فرمانداری نمی تواندانجمن را منحل کندبلکه این کار به عهده دادگاه صالحه است .البته همه اعضا میدانند این توطئه هم از طریق نفوذی که باندفروغی در فرمانداری داشت برای از بین بردن تنها تشکل صنفی اعضا صورت گرفته است که نا همین الان هم پل زیادی صرف این کار کرده است.
-در مورد کارگروه همباید بگویم قوه قضاییه خوددارای بهترین کارشناسان رسمی در هر تخصصی است پس چرا می خواهد خود اعضا را در گیر کند واز زیر مسوولیت
شانه خالی کندجزبرای وقت تلف کردن برای مدتی وبعدتمامی تقصیر ها را برگردن آنها انداختن وسیبل قراردادن آنها .اعضایی که کاندید برای کارگروه شده اند دو دسته اند کسانی که از روی حس مسوولیت ثبت نام کرده اندواعضایی که بوی کباب شنیده اند .کار گروه باید نظارتی باشد نه اجرایی اجرا کردن بدست مجری است که همان قوه قضاییه است.

ناشناس گفت...

بعضی از عوامل کارکشته که با اشاره انگشت فروغی کاندید برای کارگروه شده اند بجای سوابق کاری اراجیفی را درمورد اعضای انجمن به دادگاه ارسال کرده اند و جالب اینکه قاضی پرونده که ادعای بیطرفی دارد میتوانست آنهارا درسایت خودش چاپ نکند ولی کرده تا مراتب خوش خدمتی خودش بشکلی دیگر به فروغی ثابت کند ایشان قبلا نیت خودش را درجلسه دادگاه فروغی نشان داده بود و گفته مردم را نمیگیرد تا آب فروغی را ببرد و برای رد گم کردن گفته بود فروغی را هم نمیگیرد تا آب مردم را ببرد قرار بود فقط دادگاه علنی باشد ولی قرارنبود حمایت از عوامل علنی شود و دم خروس را لو بدهد
آقای قمی زاده! فروغی برخلاف ظاهر منگولش آدم کم هوشی نیست و پالس های شما را دریافت کرده و حتما موقع حساب و کتاب هوای ایشان و بقیه حامیانش رارا خواهد داشت پس شما از این بایت اصلا نگران نباش عزیز دلم چون فروغی با مردم بد است ولی باحامیانش بد تا نمی کند والله مایه ننگ مردم و دستگاه قضائئیه کشور ماست که یک قاضی بجای قضاوت در مورد اعمال یک مفسد اقتصادی معرکه گردان تفرقه دربین شاکیان پرونده بشود و بجای همدردی با اعضا زیر آتش تفرقه را هیزم بریزد که چه شود؟ آیا جزاینست که میخواهد دل فروغی را بیشتر بدست بیاورد و اورا شاد کند؟؟!! انشائله دستهای ناپاکی که بجای حل مشکلات. مردم خون به دل مردم میکند زودتر برای مردم ومقامات اصلی کشور رو بشود و فروغی بدون حامی بماند تا ببینیم خودش به تنهائی چه غلطی میتواند بکند؟ ما مطمئن هستیم که طولانی شدن پرونده برای مدت 4 سال فقط بخاط وجود امثال قمی زاده بوده تا بتوانند چند هزار میلیاد تومن اموال را به 300 میلیاد برسانند وحالا بدهند دست نمایندهای اعضا به اسم کارگروه که بگویند بفرمائید خودتان بین شاکیان تقسیم کنید!! وجدانا ماجرای پرونده شفق و فروغی چیزی جز این میتواند باشد؟

ناشناس گفت...

1-آقاي قمي زاده آيا در دستگاه قضائيه امري خطيرتر و مهمتر از رسيدگي به پرونده طلسم شده نگين غرب كه هزاران شاكي دارد وجود دارد ؟ چگونه مسئولين محترم قوه قضائيه مي خواهند رسيدگي به اين پرونده مهم و حياتي را به جمعي غير حرفه اي واگذار نمايند و سرنوشت شكات مظلوم اين پرونده پس از هشت سال آوارگي و خون دل خوردن را وارد جرياني گنگ و مبهم و زمان بر نمايند؟
2-چگونه قوه قضائيه با اين عظمت و داشتن بيشمار كارشناس مجرب و آگاه از اخذ تصميم و تعيين راهكار جهت اين پرونده خطير قاصر است و باز شدن مشكل بدست گروهي غير حرفه اي و نا آگاه را عملي مي پندارد؟
3-بدون شك صدور حكم و اجرايي نمودن آن اختيارات تامي را طلب ميكند كه صرفا" در حيطه اختيارات قوه قضائيه است كه به هيچ وجه از طريق كار گروهي نوپا و بي تجربه و نا آگاه و بي اختيار ساخته نخواهد بود. پس چرا با تمام اين اوصاف چنين تصميمي گرفته شده!!!!!!!! آيا طرح چنين موضوعي سر باز زدن مسئولين قوه قضائيه از وظايف و مسئوليت هاي مهم مربوطه در امر قضا نمي باشد؟ در ضمن اين سئول مطرح ميگردد كه اگر رسيدگي به چنين پرونده عظيمي از طريق كارگروهي غير حرفه اي عملي باشد پس ديگر فلسفه وجودي دستگاه قضائيه چگونه قابل توجيه خواهد بود؟
4-گرچه عنايت به مطالب فوق الذكر، تعداد كثير شكات، بار مالي سنگين و اثرات جبران نا پذير روحي و رواني پرونده ايجاب ميكند كه صرفا" راهكار مناسب از طريق مسئولين محترم قوه قضائيه با بهر گيري از نظرات كارشناسان مجرب مربوطه تعيين و به مورد اجرا گذارده شود و نه از طريق كار گروه اجرائي مورد بحث با اين حال در صورت اصرار بر اين شيوه پيشنهاد ميگردد قبل از تمركز بر روي انتخاب كارگروه اجرائي با توجه به متفاوت بودن شرايط شكات از نظر گرفتاري هاي شخصي، توان مالي و از همه مهمتر وضعيت روحي ،
- ابتدا: راهكار"پرداخت نقدي حق شكات طبق نظر كارشناسان دادگاه" (كه بنظر ميرسد منطبق با خواسته اكثر شكات نيز باشد ) پيگيري گردد و با تعيين و اعلام ليست مطالبات شكات به گروهي ازشكات كه مشابه اينجانب ديگر ياراي صبركردن ندارند اين امكان داده شود كه بتوانند با دريافت نقدي حق خود از گروه شكات خارج شوند و در قدم بعدي : انتخاب كار گروه و يا هر راهكار ديگر در جمعي محدود تر مطرح و مورد پيگيري وسعي و خطا قرار گردد.

ناشناس گفت...

باسلام خدمت مدیروبلاگ دیروزدیدم درسایت آذری علیمردان دونامه درارتباط باانجمن زده که یکباره دیگر خیانتش رابه اثبات برساند وبه اعضا بگویدکه عامل فروغی است چون تنهااین عاملین فسادازاین موضوع استفاده میکنندوانجمنی راکه باعث اتحادوهمدلی اعضاست رازیرسئوال میبرنددرضمن علیمردان درآن تاریخ عضوهیت مدیره بودپس چراآن زمان این موضوع رامطرح نکرده وحالاکه اعضابه انسجام بیشتری نیازمندنداینکارراانجام میدهد پس دوستان عزیزآگاه باشیدوبگذاریداینان درمنجلاب فروغی غوطه ورباشند.