
بسمه تعالی
رابطه قاعده فقهی"قرعه" با "کارگروه"
چنانکه میدانیم اصول وقواعد فقهی درحوزه های اقتصاد وسیاست و فرهنگ و اندیشه ودرهمه عرصه های زندگی اجتماعی جاری بوده ودارای کاربردهای فراوانی بوده ومیباشند. درطی قرونی که ازظهورشریعت اسلام میگذرد، همواره رابطه تنگاتنگی بین فقه وحقوق اسلامی وجودداشته ومسلمانان جهان به واسطه اجتهاد فقیهان ودیدگاههای فقهی اندیشمندان اسلامی اعم از شیعه یا سنی، برای حل مشکلات فردی و جمعی خود ازسرچشمه زلال فقه ومنابع غنی فقهی بهره مند شده اند. دراین میان یکی ازقواعد فقهی که مبانی آن درکتاب و سنت واجماع موجود است ، "قاعده قرعه" با مضمون (لکل امرمشکل قرعه) میباشد که به استناد آن درهرامرمشکل وسخت وغیرقابل حل، باید به قرعه متوسل شد. مثلا" درقرآن ازجمله درسوره الصافات آیه 141 درماجرای حضرت یونس که طعمه نهنگ شد آمده است (فساهم فكان من المد حضین) یونس با آنها قرعه افکند ومغلوب شد. ویا درسوره آل عمران آیه 44 که درخصوص ماجرای سرپرستی یا کفالت حضرت مریم به قرعه استنادشده است. دراین باره از ائمه اطهار(ع) نیز احادیث وروایات فراوانی درخصوص توسل به قرعه نقل شده که درموارد شبهه ویا اموردشوار برای حل مشکلات زندگی مسلمانان صادرفرموده اند و به تبع آن درمیان نظریات فقهای طرازاول شیعه واهل سنت نیزسخنان وجملاتی نظیر: كل مجهول فقیه القرعه / القرعه لکل امر مجهول / اجبو ا الحكم بالقرعه فیما اشكل / القرعه لکل امر مشتبه و غیره ... درباب قرعه وحدود و ثغور استفاده ازآن بسیار نقل شده و موردبحث و کنکاش فقهی قرارگرفته است . از باب اجماع و مشهور فقها نیزاکثرفقهای شیعه درخصوص قاعده قرعه اتفاق نظردارند و از باب ادله حجیت قاعده قرعه نیز این نظراساسا" بعنوان یک اصل واحد وکلی، پذیرفته شده ازسوی فقها بوده و هست که اولا" میگویند چیزی كه مورد رد شارع نباشد، حجت است .و ثانیا" درموارد شبهه وسخت ترین امورکه حکم روشنی برای مسئله وجود ندارد، وبعبارتی دیگر درموارد خاص که برای صدورحکم فقهی ، مستند وماخذ روشنی برای رفع شبهه وجودنداشته باشد، توسل به "قرعه" امری مشروع ودارای اعتبارفقهی است. ازطرفی دربرخی دعاوی حقوقی نیزكه حقی مورد درخواست دو نفر یا بیشتر باشد ودلیلی براختصاص آن حق به یکی ازآنها مسلم نباشد ویا دلیلی برای ترجیح آن شخص بر دیگری وجود نداشته باشد، برای رفع اختلاف موجود به "قرعه" روی می آورند تا اختلاف موجودحل شود. بنابراین از باب اینکه "قرعه" قاعده ای فقهی است و مبانی آن به مانند دهها وصدها قاعده فقهی دیگر نظیر لاضرر، ضمان ، نفی عسروحرج ، ارش ، اکراه ، اضطرار، التزام ، اتلاف ، ید ، تسبیب ، دفاع مشروع ، اقرارعقلاء ، عدل وانصاف ، فراش ، لوث ، درء ، تحذیر، اقدام ، سوق ، صحت ، شرط ، ووو ... مستند به نص قرآن کریم واحادیث وروایات نقل شده از ائمه مطهر(ع) ونظریات فقهای برجسته میباشد و به مانند قواعدفقهی دیگرازابعاد حقوقی یا شرعی کاربرد داشته و درصحت این ادعا نمیتوان ونباید هیچ تردیدی به خود راه داد .
و اما سوال مهمی که دراینجا مطرح است وتاحدودی به بحث ما یعنی بدعت مقامات قضائی در"انتخاب نماینده به قید قرعه" مربوط میشود، اینست که آیا "قاعده قرعه" همه شبهات را شامل میشود یا خیر؟ بقول یکی ازفقها اگرچنین باشد دیگرباید کل فقه را تعطیل کنیم و هرکجاکه دچارشک و شبهه شدیم فورا" مشکل را با "قرعه"حل کنیم! البته ضمن اجماع کلی فقها درمورد اصل قاعده قرعه ، دربررسی نظرات فقهای مشهورنیزدرباره شمول قاعده قرعه درانواع شبهات ازقبیل اینکه شبهه موجود ازنوع حکمیه باشد یا موضوعیه ویا بدویه و وجوبیه و تحریمیه و غیره ... اختلاف نظرات فراوانی وجود دارد. بعنوان مثال دراین مسأله که اگر کسی جهت قبله را نمیداند و ظنّ به آن هم ندارد، مشهورفقها قائل به این هستند که باید به سمت جهات اربعه چهار نماز بخواند، در مقابل این مشهور دونظردیگرهم وجود دارد: یکی بزرگانی مثل صدوق، عمّانی وعلامه که گفتهاند نمازخواندن به یک طرف کافی است و لازم نیست به چهار طرف نماز بخواند ودیگری مرحوم ابن طاووس که در کتاب الامان گفته است که در این جا برای این که معلوم شود کدام جهت ازمیان جهات اربعه قبله است ، باید قرعه انداخته شود.
چنانکه گفته شد بموجب فقه شیعه قرعه و قرعه کشی عموما" درموارد شبهه وسخت ترین امورکه حکم روشنی برای مسئله وجود ندارد میتواند کاربرد داشته باشد. یعنی صرفا" درمواردی خاص که به فرمایش امام جعفرصادق(ع) کارها به بن بست رسیده باشد، شاید بتوان "قرعه" را عادلانه ترین داوری بحساب آورد ولی نه جاری درهمه ابواب و حوزه ها و امور زیراکه شارع مقدس درآن توسعه ای قائل نشده است . اکنون با این توضیحات و مفروضات فقهی ، بدوا"این سوال مطرح است که آیا درماجرای انتخاب نمایندگان کارگروه ، اساسا" نیازی به توسل مقامات قضائی به "قرعه" وجودداشته است یاخیر؟ آیا مقامات مربوطه دربحث انتخاب اعضای کارگروه چنان شبهه ای سخت و بن بست گونه دیده بودند که انتخاب 5 نفرازبین عده ای از نامزدهای نمایندگی که ظاهرا"بالاترین رای را داشته اند میسور نبود واگرچنین بوده این بن بست و شبهه سخت را چه کسی ایجاد نموده است ؟ شاکیان مصیبت زده پرونده که پیگیراحقاق حقوق خود بوده اند ویا گروهی ازمقامات قضائی که درطول چهارسال گذشته خودشان طرح داده اند و خودشان هم با تعلل ومسامحه کاری طرحهای خودرابه شکست کشانیده اند و عجبا که هنوزهم دست بردار نیستند!
آیا ازنظر این حضرات درپرونده ای با این اهمیت ، آرای شکات به نامزدها بدان حد شبهه ناک وغلط انداز وغیرقابل اتکا بوده ( که قطعا" نیزچنین بوده) که مجبورشده اند سرنوشت آنرا بدست قرعه وشانس بسپارند؟ آیا برای اثبات غلط وغیرقابل توجبه بودن سوءعملکرد این گروه بی کفایت ازمقامات همین واقعیت که اکثریت قریب به اتفاق شاکیان پرونده حتی نام اکثریت این نمایندگان خوش شانس کارگروه را نشنیده اند کافی نیست ؟ آیا همه این کش و قوس ها و کشمکش ها و حرف و حدیث ها و جنگ و جدلهای یکساله دادگاه انقلاب باشاکیان که به اعتراض گسترده به حکم صادره و شکایت انتظامی از حضرات به دادسرای انتظامی منجرشده، جز برای این هدف میتوانسته باشد که حق نظارت برروند پرونده ازنمایندگان واقعی شکات (ولی فضول و موی دماغ برخی ازمقامات!) سلب شود تا دیگرکسی نباشدکه به کارآنها کاری نداشته باشد؟! آیا اینکه تاهمین چندی پیش ازمیان مقامات عالی قضائی موثردرپرونده صراحتا" آوای آزادی متهمان مفسد پرونده رادرجلسات سرمیداده و همزمان دربین همین نمایندگان ظاهرا"منتخب شاکیان ( اما سربه زیر وحرف گوش کن همان مقامات!) برای ایجاد توافق بین شاکیان ومتهمان مرتبا" نطق می فرموده اند، امری اتفاقی بوده است ؟!!!
آیا این واقعیات برای دستگاه قضائی کشورکه فقیهی عالم و فاضل همچون حضرت آیت ا... آملی لاریجانی باآن درجه علمی بالا سکان اداره آنرا دردست دارد، تلخ ودردناک نیست؟ آیا وقت آن نرسیده است که با تحول دربدنه قوه قضائیه وبرکناری مدیران ضعیف باقیمانده ازدوران مدیریت سابق ازاین قوه، دستهای ناپاک و نیمه پنهان حامی مفسدان اقتصادی نظیر فروغی دراین دستگاه نیزشناسائی شده وبا قطع آن، حقوق مردم نیزاستیفاء گردد؟!
اینها ازجمله سوالاتی است که متعاقب انتشاراطلاعیه اخیرمقامات قضائی ، ذهن شاکیان پرونده نگین غرب را بخود مشغول داشته و سوال آخر اینکه براستی مسئول واقعی این وضعیت اسفناک برای این پرونده ملی آنهم پس ازگذشت چهارسال رسیدگی قضائی وهدررفتن عمر و سرمایه و هستی هزاران خانواده نگون بخت کیست و آیا فقه و دین وشرع مقدس اسلام اجازه بازی با سرنوشت حق الناس و حقوق مردم را تحت پوشش کارگروه و ابزارقراردادن قواعد فقهی نظیر "قرعه" را به این حضرات داده است و دراینصورت این بازی قراراست تاکجا ادامه داشه باشد؟!!!
چنانکه میدانیم اصول وقواعد فقهی درحوزه های اقتصاد وسیاست و فرهنگ و اندیشه ودرهمه عرصه های زندگی اجتماعی جاری بوده ودارای کاربردهای فراوانی بوده ومیباشند. درطی قرونی که ازظهورشریعت اسلام میگذرد، همواره رابطه تنگاتنگی بین فقه وحقوق اسلامی وجودداشته ومسلمانان جهان به واسطه اجتهاد فقیهان ودیدگاههای فقهی اندیشمندان اسلامی اعم از شیعه یا سنی، برای حل مشکلات فردی و جمعی خود ازسرچشمه زلال فقه ومنابع غنی فقهی بهره مند شده اند. دراین میان یکی ازقواعد فقهی که مبانی آن درکتاب و سنت واجماع موجود است ، "قاعده قرعه" با مضمون (لکل امرمشکل قرعه) میباشد که به استناد آن درهرامرمشکل وسخت وغیرقابل حل، باید به قرعه متوسل شد. مثلا" درقرآن ازجمله درسوره الصافات آیه 141 درماجرای حضرت یونس که طعمه نهنگ شد آمده است (فساهم فكان من المد حضین) یونس با آنها قرعه افکند ومغلوب شد. ویا درسوره آل عمران آیه 44 که درخصوص ماجرای سرپرستی یا کفالت حضرت مریم به قرعه استنادشده است. دراین باره از ائمه اطهار(ع) نیز احادیث وروایات فراوانی درخصوص توسل به قرعه نقل شده که درموارد شبهه ویا اموردشوار برای حل مشکلات زندگی مسلمانان صادرفرموده اند و به تبع آن درمیان نظریات فقهای طرازاول شیعه واهل سنت نیزسخنان وجملاتی نظیر: كل مجهول فقیه القرعه / القرعه لکل امر مجهول / اجبو ا الحكم بالقرعه فیما اشكل / القرعه لکل امر مشتبه و غیره ... درباب قرعه وحدود و ثغور استفاده ازآن بسیار نقل شده و موردبحث و کنکاش فقهی قرارگرفته است . از باب اجماع و مشهور فقها نیزاکثرفقهای شیعه درخصوص قاعده قرعه اتفاق نظردارند و از باب ادله حجیت قاعده قرعه نیز این نظراساسا" بعنوان یک اصل واحد وکلی، پذیرفته شده ازسوی فقها بوده و هست که اولا" میگویند چیزی كه مورد رد شارع نباشد، حجت است .و ثانیا" درموارد شبهه وسخت ترین امورکه حکم روشنی برای مسئله وجود ندارد، وبعبارتی دیگر درموارد خاص که برای صدورحکم فقهی ، مستند وماخذ روشنی برای رفع شبهه وجودنداشته باشد، توسل به "قرعه" امری مشروع ودارای اعتبارفقهی است. ازطرفی دربرخی دعاوی حقوقی نیزكه حقی مورد درخواست دو نفر یا بیشتر باشد ودلیلی براختصاص آن حق به یکی ازآنها مسلم نباشد ویا دلیلی برای ترجیح آن شخص بر دیگری وجود نداشته باشد، برای رفع اختلاف موجود به "قرعه" روی می آورند تا اختلاف موجودحل شود. بنابراین از باب اینکه "قرعه" قاعده ای فقهی است و مبانی آن به مانند دهها وصدها قاعده فقهی دیگر نظیر لاضرر، ضمان ، نفی عسروحرج ، ارش ، اکراه ، اضطرار، التزام ، اتلاف ، ید ، تسبیب ، دفاع مشروع ، اقرارعقلاء ، عدل وانصاف ، فراش ، لوث ، درء ، تحذیر، اقدام ، سوق ، صحت ، شرط ، ووو ... مستند به نص قرآن کریم واحادیث وروایات نقل شده از ائمه مطهر(ع) ونظریات فقهای برجسته میباشد و به مانند قواعدفقهی دیگرازابعاد حقوقی یا شرعی کاربرد داشته و درصحت این ادعا نمیتوان ونباید هیچ تردیدی به خود راه داد .
و اما سوال مهمی که دراینجا مطرح است وتاحدودی به بحث ما یعنی بدعت مقامات قضائی در"انتخاب نماینده به قید قرعه" مربوط میشود، اینست که آیا "قاعده قرعه" همه شبهات را شامل میشود یا خیر؟ بقول یکی ازفقها اگرچنین باشد دیگرباید کل فقه را تعطیل کنیم و هرکجاکه دچارشک و شبهه شدیم فورا" مشکل را با "قرعه"حل کنیم! البته ضمن اجماع کلی فقها درمورد اصل قاعده قرعه ، دربررسی نظرات فقهای مشهورنیزدرباره شمول قاعده قرعه درانواع شبهات ازقبیل اینکه شبهه موجود ازنوع حکمیه باشد یا موضوعیه ویا بدویه و وجوبیه و تحریمیه و غیره ... اختلاف نظرات فراوانی وجود دارد. بعنوان مثال دراین مسأله که اگر کسی جهت قبله را نمیداند و ظنّ به آن هم ندارد، مشهورفقها قائل به این هستند که باید به سمت جهات اربعه چهار نماز بخواند، در مقابل این مشهور دونظردیگرهم وجود دارد: یکی بزرگانی مثل صدوق، عمّانی وعلامه که گفتهاند نمازخواندن به یک طرف کافی است و لازم نیست به چهار طرف نماز بخواند ودیگری مرحوم ابن طاووس که در کتاب الامان گفته است که در این جا برای این که معلوم شود کدام جهت ازمیان جهات اربعه قبله است ، باید قرعه انداخته شود.
چنانکه گفته شد بموجب فقه شیعه قرعه و قرعه کشی عموما" درموارد شبهه وسخت ترین امورکه حکم روشنی برای مسئله وجود ندارد میتواند کاربرد داشته باشد. یعنی صرفا" درمواردی خاص که به فرمایش امام جعفرصادق(ع) کارها به بن بست رسیده باشد، شاید بتوان "قرعه" را عادلانه ترین داوری بحساب آورد ولی نه جاری درهمه ابواب و حوزه ها و امور زیراکه شارع مقدس درآن توسعه ای قائل نشده است . اکنون با این توضیحات و مفروضات فقهی ، بدوا"این سوال مطرح است که آیا درماجرای انتخاب نمایندگان کارگروه ، اساسا" نیازی به توسل مقامات قضائی به "قرعه" وجودداشته است یاخیر؟ آیا مقامات مربوطه دربحث انتخاب اعضای کارگروه چنان شبهه ای سخت و بن بست گونه دیده بودند که انتخاب 5 نفرازبین عده ای از نامزدهای نمایندگی که ظاهرا"بالاترین رای را داشته اند میسور نبود واگرچنین بوده این بن بست و شبهه سخت را چه کسی ایجاد نموده است ؟ شاکیان مصیبت زده پرونده که پیگیراحقاق حقوق خود بوده اند ویا گروهی ازمقامات قضائی که درطول چهارسال گذشته خودشان طرح داده اند و خودشان هم با تعلل ومسامحه کاری طرحهای خودرابه شکست کشانیده اند و عجبا که هنوزهم دست بردار نیستند!
آیا ازنظر این حضرات درپرونده ای با این اهمیت ، آرای شکات به نامزدها بدان حد شبهه ناک وغلط انداز وغیرقابل اتکا بوده ( که قطعا" نیزچنین بوده) که مجبورشده اند سرنوشت آنرا بدست قرعه وشانس بسپارند؟ آیا برای اثبات غلط وغیرقابل توجبه بودن سوءعملکرد این گروه بی کفایت ازمقامات همین واقعیت که اکثریت قریب به اتفاق شاکیان پرونده حتی نام اکثریت این نمایندگان خوش شانس کارگروه را نشنیده اند کافی نیست ؟ آیا همه این کش و قوس ها و کشمکش ها و حرف و حدیث ها و جنگ و جدلهای یکساله دادگاه انقلاب باشاکیان که به اعتراض گسترده به حکم صادره و شکایت انتظامی از حضرات به دادسرای انتظامی منجرشده، جز برای این هدف میتوانسته باشد که حق نظارت برروند پرونده ازنمایندگان واقعی شکات (ولی فضول و موی دماغ برخی ازمقامات!) سلب شود تا دیگرکسی نباشدکه به کارآنها کاری نداشته باشد؟! آیا اینکه تاهمین چندی پیش ازمیان مقامات عالی قضائی موثردرپرونده صراحتا" آوای آزادی متهمان مفسد پرونده رادرجلسات سرمیداده و همزمان دربین همین نمایندگان ظاهرا"منتخب شاکیان ( اما سربه زیر وحرف گوش کن همان مقامات!) برای ایجاد توافق بین شاکیان ومتهمان مرتبا" نطق می فرموده اند، امری اتفاقی بوده است ؟!!!
آیا این واقعیات برای دستگاه قضائی کشورکه فقیهی عالم و فاضل همچون حضرت آیت ا... آملی لاریجانی باآن درجه علمی بالا سکان اداره آنرا دردست دارد، تلخ ودردناک نیست؟ آیا وقت آن نرسیده است که با تحول دربدنه قوه قضائیه وبرکناری مدیران ضعیف باقیمانده ازدوران مدیریت سابق ازاین قوه، دستهای ناپاک و نیمه پنهان حامی مفسدان اقتصادی نظیر فروغی دراین دستگاه نیزشناسائی شده وبا قطع آن، حقوق مردم نیزاستیفاء گردد؟!
اینها ازجمله سوالاتی است که متعاقب انتشاراطلاعیه اخیرمقامات قضائی ، ذهن شاکیان پرونده نگین غرب را بخود مشغول داشته و سوال آخر اینکه براستی مسئول واقعی این وضعیت اسفناک برای این پرونده ملی آنهم پس ازگذشت چهارسال رسیدگی قضائی وهدررفتن عمر و سرمایه و هستی هزاران خانواده نگون بخت کیست و آیا فقه و دین وشرع مقدس اسلام اجازه بازی با سرنوشت حق الناس و حقوق مردم را تحت پوشش کارگروه و ابزارقراردادن قواعد فقهی نظیر "قرعه" را به این حضرات داده است و دراینصورت این بازی قراراست تاکجا ادامه داشه باشد؟!!!
۱۵ نظر:
نمايندگان بدانيد كه حقوق اعضای نگین غرب یعنی: یک واحد آپارتمان کامل و آماده استفاده و یا پول معادل خرید یک واحد آپارتمان در اسرع وقت.. هر چیزی غیر از این ظلم مطلق است
عمو تازه يك آپارتمانش هم اكنون ظلم مضاعف است چون حق اعضا يك واحد آپارتمان يا معادل پول آن + خسارت متوسط 5 سال ديركرد+ خسارت ناشي از جو رواني حكم بر اعضا در اين مدت+ تعداد نفر/ساعتي كه هر كدام از اعضا صرف اين پروژه كردند چه از نظر پيگيري و ..... + مابه التفاوت قيمت جاري با قيمت زمان تحويل مقرر در متن قراردادها(قيمت پايه)
آقاي محمدي اگر باز هم نظرت "يك واحد آپارتمان حق اعضا" است بيشتر بگويم
بادروردبه دست اندکاران پرتلاش وبلاگ
جهت اطلاع عرض میکنم علت عدم نمایش بعضی از عکسهائی که انتاخب میکنید فرمت انهاست که در سایت بلاگ اسپات با مشکل روبرو میشود خواهشمندم موضوع را بررسی کنیدتا بازدیدکننده ها از دیدن تصاویر بهمراه مطالب ارزنده وبلاگ محروم نشوند
با سلام
دوستانی خبر داده اند ه عکسهای وبلاگ برای آنها قابل روئیت نیست. من که از خارج از ایران وبلاگ را دنبال می کنم تمام عکسهای وبلاگ را میبینم. اگر همه دوستانی که تز ایران این وبلاگ را مشاهده میکنند ، عکسهای آن را نمی بینند حتما" علت آن مشخص است و آن نوعی فیلتر می باشد . اما اگر عده ای می بینند و عده ای دیگر نمی بینند باید جویای علت شد؟؟!!
لذا اگر همه دوستانی که به این وبلاگ سر می زنند اعلام کنند که وضعیت مشاهده آنها از کجا چگونه است مسئله مشخص می شود.
لطفا در این مورد نظر دهید تا دوستان دیگر هم متوجه شوند چرا بعضی از دوستان قادر به دیدن عکسهای وبلاگ نیستند.
تا احقاق حقوق واقعی اعضاء بایستی این وبلاگ را که تنها وبلاگ واقعی اعضاء است را در سلامت کامل حفظ کنیم. انشاءالله
اول بایداز کسیکه این مقاله را نوشته تشکرکنم وازاینکه ازبین اعضا ی نگین غرب عضوآشنا به فقه و اصول داریم خوشوقتم کاش اسم نویسنده را میدانستم تا شخصا ازایشان تشکرکنم فکرمیکنم حالا که این شبهه فقهی رابه کار مسوولین پرونده واردشده باید کسی مثل خود اقای لاریجانی یا از مشاورین اهل فقه ایشان جواب انرا بدهند یا بصورت کلی بگویند ایا وقتی درانتخاباتی عده ای رای بالاتر از دیگران میاورند توسل به قرعه جایزاست ؟ چون بعقیده من کارمسوولین دراین انتخاب نماینده برای اعضا درقانون یا عرف همچین چیزی وجودندارد پس بهتراست جواب فقهی انرا بدانیم چون اصلا معلوم نیست چندنفر نماینده بودند وچقدر رای اوردند با 100 نفر یا 200 نفر که نمیشود برای اعضا نماینده انتخاب کرد
باتشکر- ملکی
مدیر محترم وبلاگ نگین غرب
آیا اطلاعی از روند کار دادگاه تجدید نظر دارید؟
آیا قرار نبود وکیل یا وکلائی از طرف نمایندگان و یا جمیع اعضا انتخاب و معرفی شوند؟
بنده پیشنهاد می کنم حداقل 5 نفر وکیل از طرف سایت به اعضا معرفی شوند و این وکلا هر یک تعدادی از اعضا را وکالت نماید و نهایتا این 5 نفر وکیل رابطه بین اعضا واقعی و قوه قضائیه خواهند بود و این بحث طنز گونه کار گروه هم تمام می شود.
نکته مهمی که به ذهنم می رسد این است که در وکالتنامه صادره حق سازش و بعضی حقوق دیگر از وکیل سلب شود تا خطری هم از ناحیه این وکلا و سازش احتمالی آنها با باند فروغی متوجه اعضا نشود.
منهم به نوبه خودم از مقاله بسیار جامع که منشور قابل اتکائی بر این فتنه گری اخیر آقایان است صمیمانه تقدیر و تشکر می کنم حقیقتاً که نکات آموزنده بسیار جالب و ظریفی در عمق این مطلب نهفته است که اگر مسئولین قضایی ذره ای غیرت دینی و اسلامی یا حداقل ملی داشته باشند , اگر از این ظلمی که بر مردم مظلوم رفته است بمیرند جا دارد اما خوشا به غیرتش آقایان که بدون کوچکترین دغدغه ای سالهای عمر ما را به تاراج داده و حق الناس چند هزار خانواده را به منافع فردی مفسد و منافع شخصی خودشان ترجیح دادند . فقط می توان گفت هزاران بار به حال این مملکت امام زمان (عج) باید تاسف خورد که دست عده ای بی خرد و منفعت طلب افتاده است .
بنظرمن اگر میخواهیم یک تجمع پرجمعیت و باشکوه داشته باشیم یهتر اینست که مثلا تاریخ یکماه بعد راازامروزاعلان نماییم ودیگرهیچ تجمعی تاآنروز نداشته باشیم وفقط از طریق سایت بخواهیم که همه به دیگر دوستان اطلاع بدهند که درفلان تاریخ تجمع ویژه در یک نقطه مهم خواهیم داشت وحتما باید مکان تجمع جای مهمی باشد درآنصورت احتمالا افراد زیادی حضور خواهند یافت.براستی تجمعات پیاپی اعضا را کمی خسته کرده است.
سلام،
بیائید در این ماه پیش رو، ماه رمضان، از ته قلب دعا کنیم، خداوند به ما ملت مظلوم، روش درست مبارزه با جرائم نظام یافته را الهام نموده و جرات بکاربستن آن را عطا فرماید.
بیائید از خدا بخواهیم که واقعا معنی آیه شریفه ای که سرلوحه این وبلاگ است را کامل درک نموده و پس از درک آن برای اصلاح امور، به هیچ مقام و مسئولی دلخوش نباشیم چرا که دوست فرمود:
ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم.
دوستان همدرد بیائید جدا به روش مبارزه برای احقاق حق بیشتر فکر کنیم.
یا علی
اینها اگر ریگی تو کفششون نبود سایت Tehrandad.ir رو تعطیل نمی کردند. از اون یک ذره خبررسانی هم ترس داشتند.
فروغی همان لوک خوش شانس
زمانیکه به تاریخچه بوجود آمدن شرکت انبوه سازی شفق نگاه می اندازیم،واقعا می توانیم صاحبان آن در راس آن فروغی (البته ظاهرا) با شخصیت کارتونی مثل لوک خوش شانس مقایسه کرد.فروغی که از خانواده ای حتی زیر خط متوسط به ثروتی هزاران میلیاردی دست یافت آن هم در زمانی کوتاه و باورنکردنی.فروغی که توانست زمین های مرغوب را از بعضی ارگانهای دولتی یا وابسته به قیمت ناچیزفقط به خاطر خوش شانسی ونه به خاطر حمایت هایی که از او می شد بدست آورد.فروغی که توانست بدون داشتن مجوز و پروانه ساخت آگهی هایی رنگی در بزگترین روزنامه ها بزند وهیچ کس از او نپرسید که تو مجوز داری یا نه که البته آن هم از روی شانس اوبود نه حمایت هایی که می شد.بدون داشتن مجوز ساخت شروع به گود برداری ساخت کردونه شهرداری ونه هیچ جای دیگر نگفتند که تو اصلا داری چکار می کنی (شایدم نمی تونستن)البته شاید این هم از روی خوش شانسی او بوده .فروغی که حتی زمانیکه نمایندگان دادگستری در سر پروژه مستقر شده بودند(ضیغمی،کبیری)به جای اینکه از مردم حمایت کنند با نامه هایی که با امضا آنها بود حساب های فروغی را پر تر کردند که البته این هم از روی خوش شانسی فروغی بود نه حمایت هایی که می شد.فروغی که با حدود609 میلیارد تومان کلاهبرداری به گفته خود دادگستری در کیفر خواست اعدام برای او فقط از روی خوش شانسی در حکمی که آقای قمی زاده اعلام کردند فقط به جرم اخلال در نظام اقتصادی محکوم شد.اما آن کلاهبردار بد شانس لرستانی ،فقط به خاطر داشتن شانس بد با مبلغی خیلی ناچیز کمتر از فروغی به اعدام محکوم شد.حالا هم که منتظر رای دادگاه تجدید نظر هستیم .آیا خوش شانسی های فروغی ادامه دارد یا نه.
سیاووش عزیز
ایزد یارت، که درست فرمودی. اصولا با شما موافقم که در کل به دنیا آمدن امثال این موجود در بهترین کشور و در بهترین برهه زمانی، بزرگترین فرصتی بوده که خداوند به او عطا فرموده. ولی این فرصت معلوم نیست شانس و آرامشی ابدی برای او بیاورد.
به نظر می رسد باید کمی هم جانب انصاف را رعایت می کردی و از عقلانیت مثال زدنی این موجود و وقوف او به شرایط زمان و مکان هم اشاره می کردی
از آن جمله:
1- انتخاب بهترین رشته تحصیلی برای داشتن دین و دنیا هر دو باهم
2- انتخاب بهترین پدرخانم برای ازدواج
3- دوستی با شیطانهای ریاکار و ظاهرالصلاح و دشمنی با مردم مظلوم
اما عدم محاسبه حقیقتی به نام خدا در عقلانیت او و حامیان و دوستان کندپندار و کندگفتار و کندکردار این جرثومه فساد، عدم توجه ایشان به این نکته است که:
دست خدا در دست جماعت مظلوم و این دستها، بالاتر از دست تمام عوامل ریاکار و زرمداراست.
یا حق
باسلام-امید-عدالت-حق مظلوم-شیعه علی بودن-انصاف-وجدان-خسته شدن از زندگی-بی پولی-راهه شهدا-گشنگی کشیدن وپول در شکمه فروغی ملعون ریختن-حق الناس-بطور کلی خدا-اینان کلماتی هستند که در قوه قضائیه نا اشناست وبطور کل بعد از 3سال رفتن در نهادهای مختلف متاسفانه ما بینه مسولین مملکت پشیزی داد مظلومیته ما نمی ارزد-اهای مظلومان نگین در این ماهه عزیز دستها را به اسمان دراز کنید داد از خداوند بخواهید حقه مارا از این قماشه حرامی سر گردنده- گرگ صفتانه میش نما بگیرد-انشاءالله
دوستان عزیز قطعا مطالبی هست که سایت کذایی آقایان نوکر صفت وبی غیرت نتوانند از آن استفاده کنند .حال چرا این سایت که امید شاکیان واقعی و درد مند است دیر به دیر به روز میشود؟
در مورد تجمع ها چند روز زودتر اعلام نمائید تا همه بتوانند شرکت کنند.شما استدلالتان این است که آنها با خبر نشوند ولی روزهای جمعه میتوانند وارد جمع ما شده و کار خود را انجام دهند.
بنابر این در اطلاع رسانی کوتاهی نکنید که قطعا به ضرر همه است.
با سپاس از زحمات بیدریغتان.
بله اقای سیاووش خان خوش شانسی های اقای فروغی ادامه دارد چون کبیری نماینده بیسواد قوه قضاییه که سر پروژه با راه اندازی فکر گرفتن وکالت بلا عزل اعضای مظلوم از اقای فروغی کلی پول به کیسه این ادم ریخت ، دو باره در مسیر دادگاه تجدید نظر به عنوان بازرس انتخاب شده که بعد از اعلام حکم این دادگاه و رفتن به شعبه اجرای احکام این ادم فرصت طلب و فرصت سوز برای اعضا دو باره بساط خود را پهن کند . قوه قضاییه را چه می شود ؟ این ادم مورد اعتراض همه کسانی است که به درستی او را میشناسند که باید جلوی انتصاب دوباره او را گرفت . خراب تر از این ادم در دم و دستگاه قوه قضاییه نبود ؟
ارسال یک نظر