بسمه تعالی
گزارش یکشنبه 19/2/89 و فرم شکایت انتظامی از تخلفات زنجیره ای قاضی پرونده
پیرو تصمیم قبلی اعضاء جمعی حدود 400 نفراز شکایات پرونده امروز یکشنبه 19/2/89 برای شکایت انتظامی از قفاضی پرونده نگین غرب به محل دادسرای انتظامی قضات واقع در خیابان خیام مراجعه نمودند. شاکیان پرونده فرم شکایت انتظامی از قاضی قمی زاده را که ازقبل تهیه ودرمحل توزیع میشد را پس ازمطالعه نسبت به تکمیل اطلاعات موردنیاز اقدام نمودند ولی در مرحله ابطال تمبر 000/50 ریالی بعلت ازدحام جمعیت وعدم هماهنگی دادسرا برای ساعتی دچار معطلی شدند که با تلاش موثر نمایندگان و پافشاری خود والبته همکاری ومساعدت مسئولین مربوطه مشکل برطرف گردید. دراولین روز ازشروع شکایات انتظامی از قاضی پرونده نگین غرب حدود 300 نفر از شاکیان درمحل دادسرای انتظامی قضات حضور داشتند که مایه تعجب ماموران و مسئولین ذیربط شده بود و پیش بینی میگردد روند مراجعه و شکایات اعضاء درروزها و هفته های آتی شتاب بیشتری بخود بگیرد. یادآور میشود اگر مهلت اعتراض به احکام دادگاهها 20 روز یا یکماه است اما مدت مرور زمان برای تعقیب انتظامی قضات متخلف قوه قضائیه برابر باماده 31 قانون استخدام قضات مصوب 1306 که هم اکنون ملاک عمل است ، از تاریخ وقوع تخلف یا آخرین اقدام تعقیبی (اقداماتی که در جهت تعقیب و احراز تخلف یا عدم آن به عمل میآید) ، دوسال شمسی میباشد.
ضمنا" برای تسهیل درامر شکایت اعضاء ازطرف عده ای ازعزیزان فرمی همراه با متن دقیق و مستند از تخلفات زنجیره ای قاضی پرونده برای شکایت انتظامی انقرادی ازایشان تهیه و توزیع گردیده وقراراست فرم مذکور درروز جمعه آینده مورخ 24/2/89 نیز درمحل پروزه توزیع گردد.
لهذا بمنظور مطالعه واستفاده شکات محترم، عین متن مزبور بطور کامل و بشرح زیر دراختیار بازدیدکنندگان محترم وبلاگ قرارمیگیرد:
=======================================================
به نام خدا تاریخ / /1389
پیوست: ......... برگ
نام و مشخصات شاکی :
نام ......................... نام خانوادگی ............................................. عضو پروژه ............................................... دارای قرارداد شماره ............................... مورخ .......................... موضوع پیش خرید یکدستگاه آپارتمان ........ متری ازشرکت انبوه ساز .................................................. و شاکی پرونده با شکایت شماره ...................................... مورخ ......................... تسلیمی به ……….........…….................نشانی محل سکونت: ................................ …………......................…….................................................................................................. تلفن تماس: ..................................* محل امضاء: ........
نام ومشخصات قاضی مشتکی عنه و پرونده :
قاضی عباس قمی زاده - رئیس شعبه 29دادگاه انقلاب تهران وقضات مرتبط با پرونده نگین غرب (مذکوردراین شکایت)
شماره پرونده: 87 / 458928 / م موارد تخلف ودلایل ومدارک: بشرح متن پشت و روی این یرگه سابقه شکایت انتظامی: --
ریاست محترم دادسرای انتظامی قضات استان تهران
دادستان عالی محترم انتظامی قضات
احتراما" ضمن عرض سلام باستحضار میرسانم پرونده مفاسد اقتصادی موسوم به "شفق و نگین غرب" بشماره کلاسه 87 / 458928 / م نزد شعبه 29 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی عباس قمی زاده ، موضوع شکایت اینجانب برعلیه متهم غلامرضا فروغی و شرکاء جرم ایشان (شامل مدیران و عاملین اصلی شرکتهای متعدد انبوه سازی نظیر شفق، عمران سازه صبا، مفیدآریا ) ازتاریخ 20/5/88 مطرح وسپس منجر به صدور دادنامه مورخ 17/1/89 گردیده که متعاقبا"بخشهائی ازحکم صادره درسایت دادگستری تهران به نشانی www.tehrandad.ir منتشر ، لیکن بدلیل ایرادات شکلی و ماهوی وارد برآن ، با اعتراض اینجانبان روبروشده و انشاء ا... درمرجع تجدیدنظرصالح رسیدگی خواهد شد. و اما قاضی قمی زاده دادرس شعبه 29 دادگاه انقلاب تهران بهمراه برخی ازقضات و مقامات تصمیم گیر قضائی مرتبط با پرونده ، متاسفانه رعایت مقررات قانونی را در مراحل مختلف رسیدگی اعم ازبازپرسی و یا دادرسی ننموده و مرتکب تخلفات عدیده ای شده اند که علاوه بر اطاله سیر رسیدگی ، موجبات ترحم درحق متهمان و تضییع بیشتر حقوق شکات پرونده را فراهم نموده اند . شایان ذکر اینکه اولا" تخلفات صورت گرفته دراین پرونده ملی، محدود به دوره 8 ماهه دادرسی و تنها ازناحیه قاضی دادگاه صادرکننده حکم بدوی یعنی قاضی مُشتَکی عُنه – عباس قمی زاده نبوده و نیست. ثانیا"حکم پرتناقض و مبهم صادره ، نتیجه تداوم روند غلط گذشته و برآیند تصمیمات و اقدامات نسنجیده برخی مقامات قضائی درگذشته وحال میباشد که دراین شکایت ناچار از ذکر اسامی و اشاره مختصر به سوء عملکرد آنان شده ایم و ثالثا"حل وفصل واقعی پرونده ملی نگین غرب صرفنظراز مفادحکم صادره وسرنوشت آن، بدون رسیدگی به تخلفات و سوء مدیریتهای اعمال شده قضائی درطول سالهای اخیر برپرونده ، امری محال و یا بسیار دشوار خواهد بود . لذا با تقدیم شکایت حاضر ، تقاضای اخذ پرونده قاضی قمی زاده و تحقیق از ایشان و مقامات نامبرده ، و نهایتا"رسیدگی به شکایت انتظامی خود را بترتیب اهمیت و شرح خلاصه زیر دارم :
1- تخلفات قاضی عباس قمی زاده
1- 1 - عبوراز مرحله بازپرسی و کنارگذاشتن نتایج آن : درنظام قضائی جمهوری اسلامی ایران "مرحله بازپرسی"و نتایج کار دادسراها بعنوان نهاد تعقیب و تحقیق ، عموما" مبنای رسیدگی و قضاوت و صدورحکم دادگاهها در"مرحله دادرسی" قرار میگیرد. لیکن قاضی قمی زاده ازابتدای ارجاع پرونده ازدادستانی به دادگاه انقلاب (20/5/88) تا لحظه انشای حکم ، کلیه آمار واطلاعات جمع آوری شده وهمچنین گزارشات و نظریات مهم کارشناسان رسمی دادگستری درمرحله بازپرسی ، ازجمله گزارش هیئت عالی کارشناسی بشماره 549/88/ه مورخ 19/3/88 بریاست و امضای دکتر مجتبی بهرامعلی موضوع محاسبه واعلام حقوق مالی و خسارات شکات را با این استدلال عجیب و خلاف عقل و منطق وقانون که "قضات ومقامات پیشین باوعده های توخالی و تهیه گزارشات مذکور، توقعات شاکیان را بی جهت بالابرده و درذهن شکات توهم کاذب ایجاد نموده اند ..."، به صورت فله ای به کناری نهاده بنحوی که درحکم صادره به هیچیکدام از گزارشات متقن و علمی وکارشناسی مرحله بازپرسی ، اشاره نشده و کلامی بمیان نیامده است . بعنوان مثال ، محاسبه ارزش روز آپارتمانهای موضوع قرارداد ، رویه قضائی جاری و مبنای صدوراحکام حقوقی درمحاکم دادگستری میباشد که همواره نیز بدرستی مورد تاکید کلیه مقامات قضائی پیشین بوده اما قاضی پرونده درسایت رسمی دادگستری وبافرهنگ و تعابیرخاص خود، همگی آنان را "برخی مسئول نما"! لقب داده است همانگونه که هرشاکی معترض به رفتارهای غیرقانونی و حکم صادره خودرا بدون تحقیق کافی ، "افراد مغرض" ، "عامل موسسه" و اخیرا" نیز ازطریق رسانه ملی"عوامل متهمان"! لقب داده درحالیکه اعتراض به آرای بدوی ،حق قانونی و بلامنازع هریک از اصحاب دعوی و یکایک شکات میباشد. قاضی قمی زاده درحکم صادره خود ابتدا بااعمال ماده 2 قانون مجازات اخلالگران درنظام اقتصادی ، متهمان مفسد پرونده را ازاتهام افسادفی الارض تبرئه و به حبس توام با مصادره کلیه اموال در حق دولت (و نه شکات) محکوم نموده و سپس مبادرت به اظهار عقیده وارائه پیشنهاد و توصیه خیرخواهانه به مجریان حکم (دایره مستقل اجرای احکام) نموده است . قاضی پرونده با حکم سراسرابهام و متناقض خود با مصادره وقراردادن اموال متهمان در یدحاکم اسلامی، عملا"مانع قانونی بزرگی رابرسر راه جبران حتی اصل وجوه پرداختی اولیه شکات، یعنی"رد مال" ایجاد نموده و جبران ضررو زیان وخسارات وارده به شکات را نیز به آینده ای نامعلوم و با مکانیسمی مبهم حواله داده است. بدین ترتیب اولین تخلف بزرگ قاضی پرونده نادیده گرفتن نتایج مرحله بازپرسی وصدور حکمی شاذ و شتابزده ، مبهم و پرتناقض است که طی آن نسبت به قوانین ورویه های قضائی جاری درمحاکم ، آئین دادرسی، قانون تجارت ، قانون مدنی و مشخصا" ماده 10 آن که کلیه قراردادهای منعقده را درحد اسناد رسمی و ثبتی کشور معتبر ولازم الاجرامیداند، بی توجهی شده است. سکوت مطلق دادگاه درخصوص مواردی همچون میزان وارزش واقعی اموال متهمان ، تعداد واقعی شکات پرونده ، میزان حقوق و خسارات وارده به آنان و بالاخره شرکای جرم، عاملین ، مباشرین ومتهمان دیگر دخیل درپرونده اعم از اشخاص حقیقی متخلف ( نظیر بستگان درجه اول متهمان ،مجید خراسانی،جمشید جریان ، اکبری ، جالینوسی، گلستانی و... ) و اشخاص حقوقی شامل شرکتهای انبوه ساز متخلف و مدبران آنها که براساس مفادقانون تجارت مسئولیت مشترک درقبال بستانکاران و دیون شرکتها داشته ودارند، و بالاخره عدم احضار و بازجوئی و یا عدم اشاره و ذکر نام آنهادرحکم صادره ولو آنکه همگی آنان نیز ازدیدقاضی پرونده از بزه انتسابی مبرا بوده باشند ، تخلف دیگر قاضی قمی زاده درجریان دادرسی و صدورحکم پرونده محسوب میگردد.
2 – 1 - ابطال غیرمتعارف گزارش کارشناسی اموال متهمان : یکی از گزارشات مهم کارشناسی که تحت نظر بازپرس ودادستان وقت پرونده به توسط 6 کارشناس رسمی دادگستری ( اما به انتخاب و با هزینه متهم ) تهیه شده بود ، گزارش کارشناسی شماره 416/03/88 مورخ 9/3/88 موضوع لیست زمینها و املاک متهمان وارزیابی قیمت معاملاتی آنها بالغ بر یکهزار و 334 میلیارد تومان - حاکی از تکافوی اموال و تمکن مالی متهمان - میباشدکه قراربود در اواخر مرحله بازپرسی با فروش آنها، تامین مالی لازم جهت پرداخت و خسارات محاسبه شده برای کلیه شکات صورت گیرد لیکن به رغم اقاریر واعترافات صریح متهمان وگزارشات کارشناسی مذکور، وجود اموال متهمان مورد انکار سوال برانگیز قاضی قمی زاده قرارگرفته تاجائیکه نامبرده با احضار کارشناسان مربوطه به دفتر دادگاه آنها را با هردو زبان شوخی و تهدید وادار میسازد که بصورت مکتوب خطاب به دادگاه بنویسند : " گزارش کارشناسی مزبور قابل طرح یا استناد درهیچ مرجع رسمی یاقانونی نمیباشد"! و اما ازآنجا که دادرس هرگز نمیتواند دلیل تصمیم خودباشد و دادرسی درهرنظام قضائی متکی به تخصص حقوقی قاضی ودررشته های تخصصی دیگر متکی بر نظریات کارشناسان رسمی دادگستری است ، لذا ابطال گزارشات کارشناسی موجوددرپرونده توسط قاضی قمی زاده در ابعاد یک پرونده بزرگ و ملی بدون صدور قرار تجدید کارشناسی و جلب نظر هیئت عالیتر کارشناسان و با شیوه های غیرمتعارف ، تخلف آشکار دیگر ایشان درپرونده محسوب میگردد. درخصوص لزوم بکارگیری نظر"اهل خبره" و کارشناسان رسمی و اهمیت و نقش حیاتی نظریات کارشناسی درامر دادرسی نیز اگرچه در ماده 59 اساسنامه دیوان بین المللی دادگستری و نیز در قوانین جاری درکشور برآن تصریح و تاکید شده ، اما این موضوع درطول دادرسی و انشای حکم ، مورد توجه قاضی پرونده قرار نگرفته است.
3 – 1 - عدم رعایت تشریفات محاکمات علنی دادگاه : بموجب تبصره 1 اصلاحی ماده 188 قانون آئین دادرسی کیفری "منظور از علنی بودن محاکمه، عدم ایجاد مانع جهت حضورافراد درجلسات رسیدگی است" لیکن قاضی قمی زاده درجلسات محاکمه متهمان که آنهارا علنی اعلام نموده (و مشخصا"دردومین جلسه علنی روزدوشنبه مورخ 19/11/88 ) ، مانع ازحضور خیل شکاتی میگردد که مایل به حضوردرجلسه داخل نمازخانه دادگاه بوده اند. درروز مذکور بدلیل عدم اطلاع قبلی و عدم دعوت از 8 نفر نمایندگان معرفی شده ازسوی 1300 نفراز شکات که قبلا مدارک احراز نمایندگی خودرا تقدیم دادگاه کرده بودند، جلسه محاکمه علنی دادگاه در مکان مقدس نمازخانه در قرق کامل عوامل شاکی نما و حامی متهمان برگزار میگردد. بدین ترتیب جلسه محاکمه 19/11/88 برخلاف اعلام قبلی دادگاه بصورت "غیرعلنی" و بسود متهمان شکل میگیرد بنحوی که هنگام دفاع متهم ویا وکیلش که مدعی میشود "وا... قسم این همان دست خداست که از آستین حاجی آقا فروغی بیرون آمده"! ، بیش از نیمی ازحاضرین "دست چین شده" درجلسه برای فروغی مفسد کف میزنند! شایان ذکراست اولین جلسه دادگاه نیزدر روز دوشنبه 20/7/88 بدون اعلام قبلی به احدی از شاکیان و تنهابا حضور عوامل و ایادی متهمان برگزارگردیده و لذا درهردوجلسه دادگاه مفاد تبصره ذیل ماده 188 قانون مذکور توسط قاضی پرونده آشکارا نقض و لذا رای صادره ماهیتا" غیابی میباشد.
4 – 1 - رفتارهای دوراز شان قضاوت و عدالت با شاکیان : قاضی قمی زاده برخلاف وعده اولیه خود مبنی بر اطلاع رسانی شفاف و پاسخگوئی به سوالات شاکیان ازطریق جلسات دیدار هفتگی، طی دویا سه جلسه با جدیت شاکیان و نمایندگانشان درپیگیری مطالبات خود روبرو میگردد. نامبرده که خودرا قادر به ارائه پاسخ منطقی و اقناع شاکیان نمی بیند ، با بروز واکنش عصبی ابتدا اقدام به مانع تراشی برای حضور شاکیان درجلسات هفتگی نموده و نهایتا" حکم به تعطیلی جلسات مذکور ازتاریخ 30/10/88 را میدهد همانگونه که جلسات مذاکره هفتگی با نمایندگان منتخب شاکیان نیز ، بعداز سه یا چهارجلسه با رفتارتوهین آمیز و خصمانه قاضی بانمایندگان شاکیان از تاریخ14/10/88 به تعطیلی کشیده میشود . از آن پس نیز تا امروز ، قاضی قمی زاده درسایت رسمی دادگستری تهران همصدا با متهمان مفسد پرونده و کارگزارانشان، به تهدیدشکات معترض روی آورده وفضای مجازی مذکور را به ابزار نشر مطالب خلاف واقع ، تفرقه برانگیز واتهام آمیز نسبت به شکات معترض و حق طلب و پیگیر پرونده تبدیل نموده است . بعنوان نمونه ایشان در پاسخ به نظر مورخ 28/1/89 یکی از بازدیدکنندگان سایت مذکور، نمایندگان مورد وثوق شکات را به گرفتن پورسانتهای چند ده میلیونی و فریب و تحریک شاکیان به مخالفت با حکم دادگاه متهم نموده که دراین رابطه حق پیگیری قضائی موضوع را برای نمایندگان محترم محفوظ میدانیم. اکثریت شاکیان پرونده متاسفانه درکنار اعمال این محدودیتها و تضییقات درطی ماههای اخیر، ناظر بر روند همسوئی عملکرد قاضی پرونده با عوامل شاکی نما یا حامیان متهمان نیز بوده اند که بروز همه این رفتارها نشان از تخلفات مسلم قاضی مشتکی عنه – عباس قمی زاده و درنتیجه فاصله گرفتن دادگاه از خط انصاف و عدالت دارد . بنابراین از دیدهزاران خانواده دردمند که چشم امیدشان بعد از خدا به قانون دوخته شده ، بروز اینگونه رفتارهای به دور از شان قضاوت و عدالت ، و همچنین عدم رعایت اصل بیطرفی نسبت به اصحاب دعوا ازسوی قاضی پرونده ، عدول آشکار از آئین قضاوت و تخلف قاضی از آئین دادرسی دراین پرونده ملی محسوب میگردد که کماکان نیزجریان دارد.
5 – 1 - اعلام شفاهی مفادحکم دادگاه قبل از انتشار: قاضی پرونده نگین غرب درطول 5 – 6 ماه گذشته برخلاف ماده 210 قانون آئین دادرسی کیفری که مقررمیدارد "قاضی دادگاه پیش از اتمام رسیدگی و اعلام رای، درخصوص برائت یا مجرمیت متهم نباید بصورت علنی اظهار عقیده نماید" ، ازماهها پیش مفاد حکم مورخ 17/1/89 خودرا در جلسات مختلف باطلاع گروههای مختلفی از شاکیان رسانده بود بنحوی که اکثریت شکات به وضوح میدانستند که قاضی دادگاه اولا" متهم اصلی پروتده را از اتهام افساد فی الارض مبرا دانسته و او را مفسد اقتصادی نمی شناسد و ثانیا" متهمان پرونده بموجب ماده 2 قانون مجازات اخلالگران درنظام اقتصادی کشور مصوب 19/9/69 به مجازات حبس حداکثر 20 سال و مصادره اموال به نفع دولت محکوم خواهندشد! قاضی پرونده صراحتا" به شاکیان اعلام نموده بود که " اگر ما بیائیم کسی مثل فروغی را بگیریم و فرداصبح اورا بعنوان مفسد اقتصادی اعدام کنیم ، دیگر امنیت برای سرمایه داران و جرئت انجام کارهای بزرگ در مملکت از بین میرود"! بنابراین اظهارات فوق از جانب قاضی قمی زاده آنهم قبل از ختم دادرسی و اعلام رای ، مصداق تخلف آشکار از مفاد ماده قانونی مذکور و حکایت از دغدغه ذهنی قاضی پرونده برای تبرئه یک مفسد اقتصادی نشان دار درسطحی ملی همچون غلامرضا فروغی دارد.
6 – 1 - عدم توجه قاضی دادگاه به دلایل ابرازی : حکم یکطرفه وتقریبا"غیابی صادره که برخلاف مواد 300 و 302 قانون آئین دادرسی مدنی (موضوع نحوه ابلاغ رونوشت احکام و اوراق دادگاه به اصحاب دعوا ) ، هنوز به احدی از شکات پرونده ابلاغ واقعی نشده ، نشان از این واقعیت تلخ دارد که علاوه بر سکوت مرموز دادگاه درخصوص نتایج مرحله بازپرسی پرونده و یا بحث مهم تمکن مالی و میزان واقعی اموال متهمان بشرح بندهای فوق ، ادله و شواهد ابرازی برخلاف مفاد ماده 240 قانون آئین دادرسی در امورکیفری مورد توجه یا بررسی ایشان قرارنگرفته . ازجمله : علت دستور بازپرس اسبق پرونده – قاضی صفوی خطاب به بانکها بشماره 15834 مورخ 14/5/87 مبنی بر رفع مسدودی از 8 فقره حسابهای بانکی متهمان و میزان منابع نقدی آنان که همگی مغفول یابی پاسخ مانده اند ... ویا گزارش مورخ 17/6/87 موضوع شليك گازاشك آورتوسط عوامل متهمان درميان جمعي ازشاكيان معترض درمحل پروژه (مصادف با غروب روز سه شنبه 12/6/87 مصادف با اولين روز از ماه مبارك رمضان) كه موجب شكسته شدن حرمت ضیافت الهی و ابطال روزه وبدحالي تعدادي ازشاكيان تاحدعزيمت خودروی اورژانس به محل پروژه گرديدو از قرار اطلاع قبلا توسط احدی از شکات تسليم شخص قاضي قمي زاده شده ودرپرونده مضبوط است. لذا بنظرمیرسدموارد مذکور ارزش بررسی وتحقیق برای کشف حقایق پشت پرده را برای قاضی پرونده نداشته وبا مصحلت اندیشی ایشان و مقامات مافوق مسکو ت مانده اند ! خلاصه آنکه صدور دادنامه مورخ 17/1/89 ازجانب قاضی قمی زاده نه تنها برآورنده انتظارات شکات پرونده و تامین کننده حقوق و خسارات وارده به آنان نیست ، بلکه باعنایت به تبرئه منهمان مفسد پرونده ازبخشی از جرائم و تخلفات زنجیره ای قاضی پرونده ،موجب تنزل شان و جایگاه دستگاه قضائی در نزدافکارعمومی و بویزه شکات پرونده خواهد بود.
2 - تخلفات سایرقضات مرتبط با پرونده
1 – 2 - قاضی علیرضا آوائی : درصورتجلسه مهم مورخ 27/1/87 دادگستری تهران باموضوع اعطای مهلت سخاوتمندانه 7 ماهه به متهمان و وکالت دادگستری برای فروش اموال ، از جناب آقای آوائی با ذکر سمت قضائی ایشان یعنی "ریاست کل دادگستری کل استان تهران"، بعنوان "رئیس هیئت منتخب ریاست قوه قضائیه درتعیین تکلیف پروزه نگین غرب" یاد شده و ذیل صورتجلسه توسط ایشان ودیگر اعضای هیئت منتخب مزبور قبول مسئولیت و امضاء گردیده است لیکن نامبرده بعداز شکست طرح مزبور بشکلی غیرمسئولانه مدعی شد که هرگز چنین سمتی را در پرونده برعهده نداشته و آنرا دور از شان مقام قضائی خود میداند درحالیکه برکسی پوشیده نیست تصمیمات قاضی نامبرده درطول سه سال و نیم اخیر ، بیشترین تاثیر را برروند طی شده بسود متهمان و به زیان شاکیان پرونده داشته است. بعنوان مثال متن اطلاعیه 22/2/87 دادگستری کل استان تهران (منتشره در رسانه های عمومی و مطبوعات) ، با استناد به مفادصورتجلسه 27/1/87 بادستورایشان تهیه شده و از افتخارات ایشان بود لیکن نامبرده بعداز حدود یکسال باشکست طرح خود ، درجلسه ای با نمایندگان شکات در دیماه سال 1387 از اساس نسبت به مفاد صورتجلسه 27/1/87 و سمت تعیین شده خود درآن و حتی مفاداطلاعیه 22/2/87 دادگستری کل استان تهران مطلقا" اظهار بی اطلاعی فرموده و حتی نسخه ای از آنهارا مطالبه نمودند که عندالمطالبه تقدیم ایشان شد اما هنوزاز نتیجه مطالعه و تفحص عالمانه آن حضرت اطلاعی دردست نیست!
2 – 2 - قاضی مظفر احمدی : درمتن صورتجلسه قابل تامل مورخ 27/1/87 دادگستری از آقای احمدی نیز باذکر سمت قضائی ایشان یعنی ریاست محترم دادگاههای عمومی و انقلاب تهران، بعنوان " نماینده تام الاختیار درهیئت منتخب قوه قضائیه" یادشده و توسط ایشان قبول مسئولیت و امضاء گردیده است ولیکن ایشان هم مانند آقای آوائی، تاکنون رفتار مسئولانه ای نسبت به سمت ووظایف خوددرپرونده نگین غرب نشان نداده است. بعنوان مثال درتیرماه سال 1387جمعی از شاکیان رنجنامه ای را خطاب به رئیس وقت قوه قضائیه تهیه و امضا مینمایند که رئیس قوه دردستور کتبی 12/4/87 خودخطاب به آقای احمدی "دستور اقدام" صادر میفرمایند اما نماینده شاکیان که فردملاقات کننده وحامل رنجنامه و مامور ابلاغ دستور رئیس قوه به ایشان بود، بارفتارغضب آلود وبدخلقی حضوری ایشان مواجه میگردد! درمتن رنجنامه مذکور از آیت ا... شاهرودی ازجمله سوال شده بود که"درمجموعه نظام وارکان کشور چه دستهای نامرئی وجوددارند که مسئولین خدمتگزار ، بهای لازم را به شاکیان دردمند پرونده - این شیفتگان امام و رهبری نمیدهند؟ وسوالاتی دیگر ازاین دست که هرگز پاسخی به آنها داده نشد! نامبرده باتفاق آقای آوائی همچنان از موثرترین مقامات تصمیم گیر درپرونده میباشندکه با تساهل وتسامح آنان تاکنون ،عملا"بساط حبف و میل بیشتر اموال مردم توسط متهمان درطول دوسال اخیرگسترده تر، وموجبات شکست طرحهای پیشین قضائی یکی پس ازدیگری و اطاله سیردادرسی وخسران بیشتر شکات فراهم بوده است.
3 – 2 - قاضی صفوی : قاضی نامبرده که دو یا سه ماه بعداز تنظیم و امضای صورتجلسه 27/1/87 با سمت بازپرس و یزه ، جایگزین اولین بازپرس ویزه پرونده - قاضی امین حسین رحیمی (نماینده فعلی مردم ملایر درمجلس شورای اسلامی) گردید ، در یکی از اولین اقدامات خود ، طی دستوری خطاب به بانکها بشماره 15834 مورخ 14/5/87 درخواست رفع مسدودی از 8 فقره حسابهای بانکی متهمان را صادر مینماید لیکن سوالات مکرر شاکیان و نمایندگان آنها ازقاضی قمی زاده درخصوص دلیل صدور دستور رفع مسدودی ، میزان منابع نقدینگی حسابها قبل از رفع مسدودی و موارد استفاده متهمان از وجوه مزبور که گفته میشود بالغ بر حدود 100 تا 200 میلیارد تومان بوده ، بی پاسخ مانده است . یادآور میشود درمهلت 7ماهه موضوع صورتجلسه 27/1/87 دادگستری تهران وبالطف مقامات قضائی مذکوردرآن ، متهمان پرونده فرصت طلائی دیگری یافتند تا به بهانه تعیین واحد ، فروش پارکینگ ، انباری ، اضافه متراز ، مشاعات ، تورم و غیره ... ؛ باردیگر جیب شاکیان مظلوم پرونده را خالی و خالی تر نمایند و سپس با دستور قاضی صفوی - بازپرس وقت پرونده ، بتوانند میلیاردها تومان وجوه جدیدا"غارت شده مزبور را ازحسابهای بانکی خود خارج نمایند که تخلف قاضی نامبرده درکنار بحث مهم نقدینگی متهمان و بسیاری مواردمهم دیگر نیزدرحکم صادره مسکوت مانده است!
درخاتمه یادآور میشوم در پرونده سیاه نگین غرب صرفنظر از ادعای غیرقابل اعتنای متهمان مبنی برپرداخت رشوه های کلان به برخی از مقامات قضائی نامبرده و یااشاره کیفرخواست به "فریب قاضی و بازپرس پرونده . . ."، نام برخی از قضات دیگر نظیر ،رشیدیان ، کبیری وضیغمی نیزمطرح میباشد که نخلفات برخی ازآنان نیزازجمله تشویق شکات برای خریداری اضافه متراز ومشاعات ازقرار مترمربعی یک میلیون تومان و تحمیل تعهدات وتوافقات زیانبارخارج ازمفادقرارداد بسود متهمان درطول مهلت 7 ماهه محرزو مشخص میباشد ، لیکن بلحاظ طولانی شدن شکایت فعلا" از شرح موارد آن خودداری مینمایم لیکن از دادسرا و مقام دادستان عالی انتظامی قضات تقاضا دارم علاوه براحضار قاضی مشتکی عنه – عباس قمی زاده و سایرمقامات قضائی نامبرده دراین شکایت (صرفنظر از سمت و مقام قضائی آنان ) ، وهمچنین با دعوت ازقاضی مرتضوی – دادستان محترم وقت بعنوان مقام عالی قضائی مطلع درپرونده ، ضمن بررسی موضوع نسبت به تخلفات احتمالی قضات ویامقامات مذکور ، تصمیم وبرخورد انتظامی شایسته اتخاذ و اعمال ،ودرراستای اصلاح روند ناسالم قضائی پرونده ، پیشگیری واقدامات لازمه را معمول فرمائید %
باتقدیم احترامات فائقه – شاکی پرونده موسوم به "شفق و نگین غرب"
نام : ............................... نام خانوادگی: ................................................................ محل امضاء: .........................................
۲۶ نظر:
با سلام و درود
مثل اينكه گل سرخي آتو داده دست قمي زاده!؟
(( گل بود به سبزه نيز آراسته شد ))
با علم و آگاهی کامل نسبت به نیت خیرخواهانه شما
واقعا براتون متاسفم که دارین به بیراهه میرین.
ما باید تمرکز کنیم حقمون رو بگیریم نه به پر و پاچه این و اون بیچیم.
شما دیگه کی هستین که شکایت دزد ها را پیش ریس دزدا مبرین.
باور کنین این کارا جز فرسوده کردن مردم و راضی شدن به اینکه لااقل پول خودشون رو بدن هیچ نتیجه ای نخواهد شد.
دوست عزیز ناشناس
چرا دقت نمیکنی؟
(گلسرخی) که دراین وبلاگ می نویسد با (گل سرخی) که مثل خیلی اسامی جعلی و ساخته پرداخته قمی زاده است و قمی زاده به اسم آنها درسایت دادگاه می نویسد تا بتواند به اعضا حمله کند فرق میکند.
مگر نمی بینید که درسایت دادگاه (که با هزینه بیت المال اداره میشود بجای اطلاع رسانی به شاکیان بیچاره به وبلاگ مستهجن قمی زاده تبدیل شده) به اسامی بقیه عزیزان ودوستان وبلاگ هم نظر مینویسند.
امیدوارم موضوع برای شما و دوستان دیگر روشن باشد.
جناب عبادی با تشکر از اینکه متوجه نیت خیر خادمان خود شده اید! دوست عزیز م خدائیش چه کسی به پر و پای چه کسی پیچیده ؟ آیا بقول خودتان اگر همه دزد هستند و این مردم مظلوم به هر راهی متوسل می شوند که یکجوری صدای خود را به دیگران برسانند این به بیراهه رفتن است ؟؟
ایا بنا به تحلیل حضرتعالی چون همه دزد هستند بنیشینیم و بگوئیم دیگر کاری نمی شود کرد و افراد فاسد را به حال خود گذاشت ؟؟؟ ضمن اینکه ما اصلا" با شما در این مورد هم عقیده نیستیم ! ما فکر می کنیم افراد خوب و سالم بسیارند منتها شیاطین و سیاسان پشت صحنه خیلی پلید و حیله گر هستند و ما باید به افراد سالم و صادق در سیستم ثابت کنیم که چه بازی توسط این وسواسان خناس دارد صورت می گیرد. بنده شخصا حتی معتقدم خود جناب قاضی قمی زاده فرد فاسدی نیست بلکه نا دانسته وسیله ای بدست باند فساد پشت صحنه شده و خود او یک بازی خورده مظلوم است که سپر بلای فاسدان پشت پرده شده!! آیا داشتن تحلیل صحیح و متوسل شدن به هر راه حلی که به ذهن اعضاء می رسد به بیراهه رفتن است ؟؟ اگر واقعا شما بدون هیچ قصد خاصی چنین نظری داده اید باید گفت که ما متاسفیم که تحلیل شما بیش از این فراتر نمی رود که " چون همه دزدند پس بنشینیم و خفه شویم و بگذاریم که برنامه از قبل چیده شده باند فساد اجراء شود " و از ترس مرگ خودکشی کنیم.
نه برادر من ما و تمام عزیزان فعال در صحنه با توکل به خدا به بیراهه نرفته ایم و انشاءالله نخواهیم رفت !! اگر این تیمهای اقماری باند فساد توطئه نمی کردند و جلوی دست و پای اعضاء خالص را نگرفته بودند و حلقه نوکری باند فساد و خیانت را به گوش خود نمی انداختند شاید اعضاء تا کنون به لا اقل حقوق تقریبی خود رسیده بودند. الان عزیزان می روند از قاضی و حکم شکایت کنند این باند های اقماری می روند یکجای دیگر و برای عزیزترین و صادقترین ااعضاء پاپوش درست می کنند و ساز مخالف می زنند که شاید که ماستی بریزه و جهان گردد به کام کاسه لیسی !!
بقول امام راحل هر چه داد دارید بر سر آمریکا بکشید معادل آن امروز این است که هر چه داد دارید بر سر باند فساد بکشید و با نظراتی بدون تحلیل خستگی را بر تن خادمان خود نیفزائید
اعضای دردمند و زخم خورده از پلیدان روزگار؛ تا چه زمانی خامی؟ تا چه زمانی گزش از یک سوراخ و یک مار؟! تا به کی سادگی و ظاهر بینی؟! دوستان با چه منطق و بر چه اساس و پایه ای شخصی با تحلیل ها و موضع مشخص و از اعضای محترم برود و در سایت دادگستری (ببخشید وبلاگ شخص قاضی) ایشان را تهدید کند یا اعلام جنگ مسلحانه در سایت اعضا نمایید. کمی هم هوشیاری برای این مردم مظلوم و دردکشیده لازم و ضروری است. در لحظات و شرایط حساس که باند فساد به هراس آمده و خود را در تنگنا میبیند دست به هر کاری میزند... نمونه های ذکر شده در بالا کدها و پیامهایی است از جانب باند فوق برای به بیراهه کشیدن و به نتیجه نرسیدن حقوق مظلومین. پس بر ماست که هوشیاری خود را حفظ کنیم... برای نمونه من همین پیام خود را به اسم قمی زاده میفرستم با ببینید میتوان به چه سادگی متنی مشکوک را در سایتی مانند سایت دادگستری فرستاد و فقط سوال اساسی این است که چه شخصی این وسط سود میبرد؟! اعضا؛ قوه قضایی و شخص قاضی یا باند فساد؟!
و اما سخنی کوتاه با قاضی پرونده. جناب آقای قمی زاده خاطرم هست در سایت دادگستری پس از مواجه با سیل اعتراض شکات به رای جنابعالی؛ اظهار نظر فرمودید که اصولا اعتراض به رای یا موجب از بین رفتم خطاها و اشتباهات سهوی شما می شود یا موجب زدودن پرده شک و تردید و به هر نحو موجب استحکام در رای می گردد و به هر دو صورت ذکر شده، عین ثواب است. پس خواهش میکنم ناراحت و نگران نشوید اگر از شخص شما و همکارانتان شکایتی واصل شود. چرا که همان منسطق مستحکم در این باب هم صادق است. از قدیم گفته اند هر آنکه که حساب پاک است از محاسبه په باک است. به امید پیروزی همه مظلومان بر جابران و ظالمان زمان...
امروز یکشنبه درکنار مراجه دسته جمعی اعضا به دادسرای انتظامی قضات عده ای حدود 50 الی 60 نفر ازتعیین واحدشده با هدایت و تحریک شخص قمی زاده جلوی دادسرای میدان ارک تجمع کردند و فریاد میزدند ما ساخت میخواهیم بعداز یکساعت که قرارشد چند نماینده به داخل بروند و با دادستان صحبت کنن دعوا بین مدعیان نمایندگی راه اقتاد و به جمع حاضر هم کشیده شد یعنی یک عده افراد تعین واحدی فریب خورده در 4 گروه 10 تا 15 نفر وهرگروه یکی تا دو نماینده نما رفته بودند که بگویند ما فقط ساخت میخواهیم بعضی ها موافق با ساخت توسط فروغی و بعضی هم مخالف باآن که باهم درگیر فیزیکی شدند و هرکس می گفت منه نماینده هستم و باید بروم داخل خلاصه درگیری اینقدر بالاگرفت که نیروی انتظامی دخالت کرد و با برخورد تند وبازداشت علیدوستی ودونفر دیگر غائله ختم شد امثال عبداله رضائی و علیمردان هم فحش بود که از درودیوار روی سرشان میریخت
واقعا دلم برای کسانی که بازی فروغی را خوردند و سرکیسه شدند حالا دارند بازی قمی زاده را میخورند و با طناب پوسیده قاضی و شعارفریبنده ساخت دارند میرن ته چاه بخدا میسوزه
قمی زاده درجلسه ای هفته پیش که صداش هم ظبط شده به سران خودفروخته این چهارگروه 10 نفره که همگی مثل معصومی یک جورهائی به فروغی یا ریاضی و جریان وصصل هستند گفته بود شما بااین شعار بروید جلو من هواتون را دارم که نقشه کثیفش نگرفت و خدا مثل سران و عوامل فروغی بیشتر روسیاهش کرد
شرم باد بر این عوامل خودفروخته وحامیان فروغی که این روزها هرشب دارند کابوس مرگ خودشان را می بینند
با درود
واقعا سپاسگذارم از تمامی عزیزانی که پیگیر هستند و مسئولانه با مسائل برخورد می کنند. بعد از اینکه ما تمبر باطل کردیم متاسفانه نه در دفتر ثبت کردند و نه رسید دادند. متاسفانه مثل اینکه اون 200 میلیارد هم به آنجا هم رسیده بود و به دلایل واهی اعتراض شکات به قاضی پرونده رو ثبت نکردند. ما از تخلفات قاضی شاکی بودیم آقایان می گفتند برید حکم کتبی قاضی رو بیارید. ما می گفتیم چرا 8 حساب فروغی ملعون باز شده و 200 میلیارد ناپدید شده طرف می گفت برید حکم کتبی قاضی رو بیارید. واقعا چه ربطی داره.
در مورد تجمع یا حضور در بیت رهبری هم لطفا اطلاع رسانی کنید.
دوستان این پرونده حدود 11000 شاکی داره جای تاسف هست که بدلیل تنبلی یا مسائل دیگه جمعیتی حول و حوش 500 تا 1000 نفر در تجمع ها یا شکایت ها شرکت می کنند. آیا فقط این جمعیت 1000 نفری زحمت بکشه و بقیه استفاده اون رو ببرند. تنبلی و بی تفاوتی دیگه بسه بیایید همه با هم باشیم.
درود بر مدیریت محترم وبلاگ و دیگر دوستان دلسوز و پاک نگین غرب
و با تتشکر از علیرضای عزیز
عزیزان و دوستان فهیم ،من با توجه به شناختی که از اکثر قضات قوه قضائیه بدلیل وجود آشنایی با......
در دادسرای یافت آباد و دادگاه انقلاب شریعتی دارم و از سیاست های ایجاد سایت ایشان و اهداف آن کاملا" آشنایی دارم ، اصلا" قمی زاده را با توجه به نحوه اخذ مدرک پودمانی فرمالیته و عدم قاطعیت و غیره قبول ندارم تا در سایت ایشان نظر ارسال نمایم چون یا نظرات من در آن سانسور خواهد شد یا تحریف، سوز قمی زاده از نظراتی هست که در سایت مردمی و دلسوز و شجاع فریاد اعضای پروژه نگین غرب در باره ایشان میدهم و ایشان با این ترفند خواستند با نمایش نظرات تهدید آمیز از سوی اینجانب در رابطه با خودش ، مسیر مبارزه صنفی ما را بنحوی به نفع خود بهره برداری نماید و یا تا حدی مظلوم نمایی نموده ، آقای قمی زاده فیلم بازی نکن امثال تو را در قوه قضائیه کاملا" میشناسم و به خدا سوگند میخورم که یک ذره لقمه حلال در سر سفره تان پیدا نمیشود چون تو دجالی یعنی خیلی راحت دروغ میگویی من و خیلی های دیگر تا حقمان را نگیریم آرام نمی گیریم ، اگر تو حامی ماباختگان هستی چرا و به چه حقی ادعا میکنی بعضی ها ده میلیون تومان داده اند انتظار دارند صد میلیون تومان بگیرند به تو چه ربطی داره مگه از کیسه بابات میدی اینقدر به خودت فشار میاری یا مسئله دیگری در کارست که ما بی خبریم که اینقدر از یکه مفسد کثیف و احمقمی دفاع میکنی ، ثانیا" تو قاضی بیسواد میدانی که سود وام موسساتی چون قوامین ثائمن ائمه 28درصد میباشد آنهم با ضامن های کارمند و با نامه اداری کسر حقوق ؟؟؟؟!!!!!!!!!!!
تو اصلا" چرا اینقدر به حکمی که فقط برای فروغی حرومزاده مطلوب هست از خودت اینقدر غرور و کله شقی نشان میدی تو در حکم صادره تورم بانک مرکزی را مبنای خسارت اعلام کردی مگر بقول دوستان عزیز و آگاه ما پولمان را پیش فروغی قرض الحسته گذاشته بودیم؟ که اینک باید بر اساس تورم بانک مرکزی خسارت خود را دریافت نمائیم .
آقای قمی زاده من نوعی که حدود بیست تومان پول خود را از سال 81نزد این کثافت برای تهیه یک سرپناه گذاشتم الان یا آپارتمان خود را با توجه به مفاد قراداد میخواهم و یا پول یک آپارتمان به نرخ روز ؟؟؟؟؟؟شیر فهم شدی یا نه ؟؟
در ضمن تو قاضی قمی زاده عددی نیستی که تهدیدت کنم من خود را با قوه قضائیه طرف میدانم و حق خود تا آخرین ریال میگیرم و کوتاه نمی آیم تا شماها فربه تر شوید!!!!!!!!!!!!!!!
مزید استحضار سایت شما یا خیلی روش کارش آبکیه یا سیاسی ، گفتم که بدانی با یک مشت آدمهایی طرفی که از تمامی ترفند هایتان آشنا هستند .
بامید پیروزی حق بر باطل و نابودی قضات بیخرد
آقای قاضی محترمی که لاجرم بایستی به پرونده ای که برایش رای انشا نموده ای اشراف کامل داشته باشی... آیا گزینه ساخت که داری مطرح می کنید مورد تازه ای است یا تکرار مکرارتی که بارها مطرح و حتی آزمایش شده؟! شخص شما اصلا از آن مهلت 7 ماهه برای ساخت و نشان دادن حسن نیت متهمین (فروغی و شرکاء) اطلاع دارید؟! اگر مطلع هستید (که با توجه به انشای رای بایستی مطلع بوده باشید) چگونه پس از دیدن نتیجه 7 ماه فرصتی که جز ظلم مضاعف بر شکات از جانب سرازیر شدن پولهای بیشتر به حساب بانکی متهمین به بهانه تعیین واحد و اضافه متراژ زیر نظر قوه قضاییه و در آخر هم رفع مسدودیت از تمام حساب های بانکی آقایان (با رای قاضی دیگر و همکار شریف شما) چندباره و چند باره دارید گزینه ساخت مطرح می کنید! من به عنوان کسی که از فروردین 81 قراداد دارم و به تمامی تعهداتم طبق قرارداد عمل کرده ام و به صورت صوری در بلوک های A10 - A7 تعیین واحد شده ام که 10% هم ساخته نشده چند سال دیگر باید صبوری کنم! ساخت به چه شرایطی و توسط چه کسی؟! مگر هر از چندگاهی مسولین قوه قضاییه خود بارها نگفته اند وارد کارزار ساخت به هیچ عنوان نمی شوند؟! شکات چند بار بایستی به این همه مشترکات بین هدف متهیمن و سخن بعضی از دوستان و مقامات قوه قضاییه (از جمله بعضی از سخنان خود شما) با حسن نیت نگاه کنند؟ بنده نیز مانند بسیاری دیگر از شکات خوب به یاد دارم که شخص شما در نماز خانه دادگاه انقلاب در جلسه آخرین ملاقات با مردم فرمودید شخص فروغی راه فرار خود را فقط جا انداختن این نکته میداند که جز او کسی قادر به خارج کردن پروژه ها از حالت راکد و شروع به ساخت نیست... خود شما فرمودید پیمانکاران دیگر جرات وارد شدن به صحنه را به دلیل قدرت نهان و پیدای فروغی ندارند و ایشان از راههای مختلف اعم از ارعاب، تهدید و تطمیع نمیگذارد آجر روی آجر بند شود... آیا در شرایط چیزی تغییر کرده که دوباره داریم به گزینه ساخت فکر میکنید؟! و آیا مطرح نمودن این که بایستی به واقعیات موجود نگاه کنیم نه شرایط ایده آل و از ترس شرایط موجود به خود کشی (انتخاب گزینه ساخت) فکر کنیم؟! اصولا کجای قوانین جاری و ساری ملاک صدور رای شرایط و دارایی متهیمن است؟! ظاهرا" قوانین جدیدی ملاک عمل ایشان در انشای رای است و طبق آن بایستی متناسب با شرایط رای صادر نمود نه براساس ادعای شاکیان خصوصی و میزان خسارات واقعی وارده به آنان که توسط دادسرا و کارشناسان رسمی محاسبه و اعلام می گردد. چرا که غیر دریافت آپارتمان تکمیل شده و قابل سکونت با شرایط مندرج در قرارداد و در صورت موجود نبودن آن معادل ریالی آن و جبران ضرر و زیان وارده به شکات؛ رای دیگر ناشی از شرایط و مواردی مانند مصلحت اندیشی است که شکات همچنان از آن بی اطلاع بوده و خارج از عدل و انصاف خواهد بود!
با سلام و عرض ادب خدمت تمامی عزیزان
جناب آقای گلسرخی بنده از شما به خاطر متن زیبای بالا تشکر می کنم که با کلماتی به حق درد دل ما را بیان کردید آقای قمی زاده وامثال ایشان فقط بلد هستند صورت مسئله را پاک کنند و اصل ماجرا را به باد فراموشی بسپارند و دلیل آن کاملا واضح و روشن است چون این آقایان برای یک ثانیه هم نمی توانند اعضاء این پروژه را درک کنند زیرا در شرایط اعضاء هرگز زندگی نکردند ودیدشان دید از بالا به پایین است و خود را قیم مردم می دانند و فقط موج سواری بلد هستند .
خداوند مالک و حاکم و قادر مطلق بر کل جهان هستی است پس تنها به خدا از شر فتنه ها پناه می بریم و بر حسب وظیفه عقلی و شرعی از حقوقمان تا آخرین قطره خون دفاع می کنیم .
** این مطلب برای جناب آقای قمیزاده هم ارسال شد(به ایشان با استفاده از ضمایر مخاطب) امید است که درج گردد **
قاضی قمیزاده اخیرا مطلبی را پیشنهاد کرده است که امیدوارم در حالت خوش بینانه خود نیز به دلیل ذیق وقت ارزیابی دقیقی از آن نداشته اند که این امر میتواند منجر به بدفهمی و به احتمال قوی از دست رفتن حقوق اعضا شود.ایشان گفته است اعضایی که واحد میخواهند صبر کنند تا تحویل واحد شوند و اعضایی که پول میخواهند صبر کنند تا روز تحویل واحد به سایرین به آنها به نرخ همان روز پول داده شود .یادآور میشوم که این پیشنهاد خواسته یا ناخواسته به گونه ای تنظیم شده است که درصورت مخالفت مردم و نمایندگان با آن ،از سوی متهم به طور دانسته و از سوی سیستم قضائی به طور نادانسته، قطعا متهم به این خواهند شد که "مگر شما نگفتید آپارتمان یا وجه نقد معادل نرخ روز آن ، ما که قبول کردیم پس دیگر حرفتان چیست؟!"
و به این شکل با یک رای گیری اینترنتی کذایی و به دست آمدن نتیجه موافقت مردم با پیشنهاد ایشان بگویند که "میبینید که برخی اعضا و به خصوص انجمینها!! به پرداخت نرخ نقد معادل روز و تحویل واحد نیز اعتراض می کنند؟پس حتما ریگی در کفش دارند"(اعضای گرامی! حواستان باشد، نرخ نقد معادل کدام روز؟!! 1 ، 2 یا 100 سال دیگر)
واین سرآغازانشقاق بین اعضا،عقب نشاندن اعضای پیگیر و در نتیجه به راحتی مختومه کردن پرونده خواهد بود.
در اینجا ذکر چند نکته و روشن نمودن مغلطه ی احتمالی این بازی جدید ضروری است :
1-قاضی گفته اند که در صورت پرداخت وجه نقد به برخی ، تعیین واحد شده ها متضرر میشوند.باید گفت اگر قصد واقعی برای تحویل واحد به تعیین واحد شده ها وجود دارد باید حتما به آنها پیش سند معتبر داده شده و طی قراردادی با دادگستری به عنوان مجری و مسئول پرونده با ذکر دقیق منابع مالی ساخت، زمان دقیق تحویل واحد و ذکردقیق تمامی جزئیات نسبت به اطمینان خاطر کامل این عزیزان مبنی بر تحویل قطعی واحدشان راس موعد مقرر اقدام شود.
2-اگر واقعا تنها مشکل عدم رعایت عدالت در مورد تعیین واحد شده هاست (من فکر نمیکنم مساله این باشد)باید گفت که در شرایط فعلی مسکن در کشور،نه تنها چنین بی عدالتی! صورت نمی گیرد بلکه کاملا برعکس در مورد اعضای بلاتکلیف پرداخت وجه نقد معادل ارزش فعلی یک آپارتمان به هیچ وجه به ضرر تعیین واحد شده ها نخواهد بود چرا که اولا قیمت فعلی مسکن در کف قراردارد و نرخ محاسبه فعلی ملاک خواهد بود،ثانیا پیک جمعیت متقاضی مسکن 1 الی 2 سال آینده است این امر حاکی از آن است که اتفاقا افرادی که امروز پول نقد بگیرند به علت بالا رفتن قیمت مسکن طی سال آینده متضررمیشوند(که به انتخاب خودشان است و قاضی دیگر مسئول نخواهد بود) و تعیین واحد شده ها سود مناسبی خواهند برد، لذا قطعی به نظر میرسد که اگر امروز و در قیمت کف مسکن، نرخ معادل واحد به اعضای خواستار وجه نقد آنهم از محل میلیاردها پول غیب شده از حسابهای بانکی وهمچنین به مزایده گذاشتن نقدشونده ترین اموال متهم صورت نگیرد طی 1 یا 2 سال آینده و با اوج گیری قیمت مسکن و با خوابیدن سروصدای پرونده، مبلغ معادل آپارتمان در آنروز که هیچ ، پول اولیه هم به بلاتکلیفان پرداخت نخواهد شد.
خواهش من از نمایندگان،اعضا و مسولین سالم قضائی و به طور اخص قاضی محترم پرونده آنست که به دقت اینگونه پیشنهادات را رصد و ارزیابی کنند تا مبادا همچون این پیشنهاد مندرج در سایت دادگستری با ظاهری بسیار زیبا،عواقب شومی را برای اعضا و سیستم قضائی در پی داشته باشد.
در پایان نیز از عزیزانی که به طور جدی پیگیر پرونده نیستند خواهش میکنم که یا خود را بیشتر در جریان واقعیات پرونده قرار داده و در رسیدن به هدف مشارکتی استوار و قاطع داشته باشند و یا اینکه اگر به هیچ وجه و واقعا از نظر شرعی ،وجدانی و اخلاقی شرایط پیگیری مستمر و کمک به سایرین را ندارند از ابراز نظر ناپخته،شرکت در رای گیریهایی که نمیدانند با چه هدفی صورت میگیرد و نیز هر گونه عملی که اشراف کامل بر نیات و نتایج مورد انتظار آن ندارند خودداری کنند تا حداقل زحمات کسانی که حاصل تلاشهایشان تمامی اعضا را در برمی گیرد را برباد ندهند.
قاضی محترم از اعضا خواسته اند که نظرات مخالف خود را در مورد طرح پیشنهادی در سایت ایشان درج نمایند و جالب آنکه چندین نظر تا حدودی مخالف ولی توسط اعضای واقعی و نه اعضا تماهای را که تابه حال مشابهش در آن سایت محترم دیده نشده را درج نموده اند.این امر می توانداولین اثر از تجمع دیروز جهت شکایت از ایشان باشد. بیائیم این امر را به فال نیک گرفته و آنرا نه از روی ترس ایشان بلکه از روی به خود آمدن و متوجه شدن شرایط مردم آسیب دیده در این پرونده به حساب آوریم.
قاضی محترم! پیداشدن روزنه های امید از پیوستن شما به جبهه ی خیل مردم حق جو را پاس داشته و در این شبهای عزیز برایتان آرزوی توفیق و پیمودن بی تزلزل در مسیر جدید در پیش گرفته شده را داریم.
با عرض سلام به همه شما عزيزان
نميدانم چراهيچ چيز در اين پرونده شفاف نيست؟ چرا قوه قضاييه در لفافه سخن مي گويد؟ چرا تعداد دقيق شاكيها و اموال متهم هنوز مشخص نيست؟ وزارت اطلاعات كه طي كمترين زمان ممكن ، فيها خالدون چيزي را بيرون مي كشد!؟ چگونه پس از چند سال چيزي در بساط ندارد؟
باز هم پيشنهادي مشكوك و مبهم!!
در نهايت همه با پيشنهاد آقاي قمي زاده موافقند ولي :
الف - اين ساخت و ساز قرار است چند سال طول بكشد؟
ب - آيا قرار ست مجددا پولي از اين خلق الله گرفته شود يا خير ؟ و اگر قرار است چقدر و چگونه ؟ كه اين خود داستاني دارد بس دراز ! ( زيرا بنده فكر ميكنم كساني هستند كه تا دو برابر قرارداد به بهانه انتخاب واحد ، محوطه سازي ، پاركينگ ، انباري و ... پول داده اند و عده اي ديگر كه كمتر از 10 ميليون پول داده اند )
ج - چه تضميني براي گفته هاي ايشان وجود دارد؟ مگر در زمان آقايان ضيغمي و كبيري كه جزء قوه قضاييه نيز بودند به بهانه انتخاب واحد كم داغ شديم؟!
د - چه كسي مي خواهد واحدها را بسازد؟ به عبارتي چه كسي گند اين فروغي لعين را تقبل مي كند!! كما اينكه در سوابق نيز بيان شده است اين حجم شاكي !
و نكات مبهم ديگر!!
واقعا اين بابا ( فروغي ) كيست؟ كه اينگونه نظام اسلامي ، مردم و ... را بازي مي دهد ؟؟!!
درود بر مدیریت محترم وبلاگ و اعضاء فهیم و آگاه نگین غرب
لطفا" به پاسخ های بچگانه و مذبوحانه قاضی بیسواد و توصیه پذیر مملکت به شکات توجه فرمائید این قاضی بیخرد بجای ارائه پاسخ درست به مالباخته های عزیز ،اخیرا" با اراجیف و حاشیه پردازی موجب دلسردی اعضاء مالباخته عزیز پرداخته و هیچکس هم در این مملکت پیدا نمیشود که پوز این یاوه سرا را به خاک بمالد ، این قاضی بیخرد بجای حمایت از مالباختگان اخیرا" مثل اینکه شریک دزد قافله شده و عملا" با رفتار و گفتار بیخردانه خود جای متهم و شکات را عوض نموده ولی این قاضی هنوز نمیداند که همین اعضاء آگاه کبیری کثیف را که کارمند دون پایه قوه قضائیه را به دلیل پرخاشگری به اعضاء از صحنه محو نمودند ، معمولا" قضات بیسواد بدلیل عدم درک قضایی با آن مدرک بدون ارزش خود ، تحمل انتقاد را ندارند و مجبور میشوند به یاوه سرایی بپردازند ، اگر از بستگان درجه یک این قاضی جزء مالباخته بود اینچنین دست به اراجیف بافی میزد ؟؟؟؟
قمی زاده تو که دم از عدل و عدالت و قاطعیت میزنی جلوی حامیان فروغی حرومزاده خیلی زود هنگام سر فرود آوردی و تو بجای ارائه پاسخ مودبانه به پرسش های مالباختگان به حالت تمسخر به سوی انجمن سوق میدهی تو از بیت المال همین ملت حقوق میگیری و موظفی پاسخ مالباخته ها را مثل یک قاضی فهمیده و مودب بدهی !!!!!!
این مملکت مال همه ماست و تو امثال تو حق هیچگونه تعرضی به نحوی از انحاء به حقوق این مردم را ندارید .
و منبعد حواست را جمع کن جواب درست به مالباخته های دردمند بده .
سلام بر دوستان
راستی این قاضی دمدمی مزاج که هر روز یه جور ساز میزنه یک روز میگه ادامه ساخت ساز دشواره و به متهم نمیشود اطمینان کرد حال میگه ساخت و ساز بهتر از رد ماله ، و اینک میگه که ارزش امول متهم را از انجمن سوال کنید خوب یکی نیست به این قاضی بگه که پس تو لولوی سر خرمنی ؟؟؟؟؟اگر هم این پرونده به این فلاکت افتاده امثال تو قضات ترسو باعث شدند نه انجمن و مالباخته ها !!!!!!!!!!!
با درود پرشور به دست اندکاران متعهد وبلاگ و اعضائ گمنامی که در این وانفسای بعد از صدور حکم بی مزد و منت به یاری پیش خریداران شتافته اند درضمن متن شکایت درحالیکه بسیار دقیق و عالی تهیه شده ولی با مطرح کردن قضات دیگر ناخواسته درجه تقصیر قاضی بی خرد وبازیخورده پرونده را پائین آورده ولی میدانیم که حاکم دادگاه طبق قانون مسئولیت اصلی را در قبال تبعات منفی حکمش برای پیش خریداران برعهده دارد پس تمرکز شکایت باید روی خود قاضی دادگاه باشد
من بعنوان یکی از اعضای تعیین واحدشده که 32 میلون تومان مال و زندگیم رابه حلقوم فروغی ریخته ام فکر نمیکنم با حکم مبهم آقای قمی زاده به حق و حقوقم برسم و این حرفی بود که دقیقا یک وکیل به من زد و من از اعضائ خوب و آگاه و همدرد میگویم اگر حق خودتان را میخواهید پس اصلا به حضور در تجمع جمعه هاو امضای طومار یا شکایت فردی اکتفا نکنند بلکه خودشان یک پا نماینده باشند و پیگیر حقوق و شکایات و امضای خودشان باشند اگر همه چنین کنیم انشااله بزودی همگی به حقوقمان میرسیم درضمن در این شرایط درمورد گرفتن وکیل هم خوب است فکر کنیم و چون موضوع حقوق اعضا برایشان حیاتی است واگر لازم میدانیم زودتر تصمیم بگیریم
چندروز پیش در واگن مترو دیدم این شعر قشنگ را از مولانا نوشته بودند:
این بهار نو ز بعد برگ ریز
هست برهان بر وجود رستخیز
بخش اول :
اینجانب با توجه به شرایط موجود تقریباً مطمئن گشته ام که طرحهای متهمان دارای مراحلی از پیش طراحی شده است که در صورت شکست در هر یک از روی ناچاری طرح بعدی را با زیرکی تمام و با کمک تمامی ایادی درون و خارج از سیستم به اجرا میگذارند، میدانم ناامیدکننده است ولی باید این هفت خوانِ از قبل مهندسی و طراحی شده را با پایداری و تیزبینی و اتحاد گذراند ( تا به حال 4 خوان آن را با موفقیت نسبی گذرانده ایم ) تا حداقل به بخش مادی حقوق واقعی ازدست رفته مان برسیم.
1-فاز اول:گرفتن مبلغ موجود در قراردادها از مردم و عدم تحویل آپارتمان یا زمین به آنها و درنهایت سرخورده شدن و عدم پیگیری مردم (قاضی قمیزاده هم بارها به اجرای از قبل برنامه ریزی شده این فاز توسط متهمان اذعان داشته اند) و احیاناً شکایتهای محدود انفرادی که همگی میدانیم به دلیل دست تنها بودن عضو مذکور ، نفوذ متهم ونیز قراردادهای دوپهلو و فریبکارانه، چطور به راحتی سرکوب شده و ره به جایی نبرده اند. پروژه های قبل از نگین غرب از این نوعند.
2-فاز 2 : کابوس نگین غرب و شکایات و تجمعات سیستماتیک اعضا، شکلگیری انجمن و ایجاد اتحاد عجیب بین اعضا به دلیل تعداد بسیار زیاد و نیز حضور زیاد افراد تحصیلکرده ، حقوقدان و آگاه در بین نگین غربیها که فاز 2 برخورد با اعضا را به ترتیب زیر رقم زد: ابتدا رشوه دادن به برخی نمایندگان قبلی و همچنین برخی اعضای فعال برای عقب نشینی از پیگیری مطالبات اعضا (چراکه تصور غلط ایشان آن بود که فقط این چند نماینده در بین اعضا آگاه و پیگیرند که با حذف آنها ،جریان حق طلبی اعضا به زوال خواهد رفت ولو اینکه دیدیم این محاسبه تا چه حد خطا بود و افرادی بسیار سالمتر و آگاهتر به راحتی جایگزین شدند و از این پس نیز چنین خواهد بود). سپس به تطمیع یا فریب برخی مقامات برای عدم پیگیری جدی این پرونده و بعد از آن اعلام انحلال غیرقانونی انجمن از سوی فرمانداری آنهم بدون حکم دادگاه پرداخته و مسیرشان بدینگونه ادامه یافت که آنهم به برکت ایستادگی مردم و برکناری نمایندگان فریبخورده و عدم همکاری برخی مسئولین قضائی با متهمین و آگاهی رساندن مخفیانه و گاهاً علنی ایشان به اعضا در مورد ابعاد پرونده منجر به شکست وعقب نشینی متهمان گردید.
3-فاز 3 : در این مرحله که در نهایت منجر به تشکیل یک دادگاه تقریبا غیرعلنی و وقتکشی 8 ماهه شد هدف مد نظرشان آن بود که حکمی سراسر ابهام داده شود با این مضمون که افراد رد مال شده و سپس در آینده نامعلومی پولشان و سپس خسارت معادل با تورم اعلامی از سوی بانک مرکزی به ایشان پرداخت گردد که علیرغم تمامی پیشبینی ها با ایستادگی بسیار قاطع اعضا و نیز استمداد مجدد اعضا از بیت رهبری برای نظارت بر این جریان مشکوک روبه روشد. گفتنی است در این مرحله تعداد تمامی شکات که در مهلت بسیار طولانی در سایت ثبت نام کرده بودند 3950 نفر اعلام و بارها و بارها تاکید شد که از مهلت مقرر به بعد شکایتی پذیرفته نخواهدد بود و سایرین دیگر شاکی متهم حساب نمیشوند.دلیل این امر نیز آن بود که تصور میکردند که اعتراض شکات محدود خواهد بود و اگر در نهایت به هر کس با احتساب سود بانکی حدود 2 برابر پولش را بدهند سروصدا خوابیده و مردم از حقوقشان کوتاه خواهندآمد، یعنی با پرداخت مبلغی حدود 120 میلیارد به 3950 نفر که شاکیان تمامی پروژه ها را پوشش میداد که این امری بسیار خوشایند برای متهم و سایر ایادی پشت پرده بود که ثروت چند تریلیونی که از فریب مردم به دست آمده است را با پرتاب گوشت گندیده ی 120 میلیاردی جلوشان بالا کشیده و به زعم خود قضیه را ختم به خیر کنند که این مرحله نیز با پایداری اعضا دچار تزلزل گشت.
فاز 4 : در این فاز رد مال کردن اعضا توسط قاضی انکار شد و بارها بارها این مطلب توسط ایشان تکرار شد که من حتی یکبار هم این کلمات را نگفته ام تا جائیکه صحبتهای دادستان را نیز مبنی بر رد مال در بسیاری از رسانه ها اشتباه برداشتی از حکم و سپس اشتباه رسانه ای در عدم پخش کامل صحبتهای دادستان دانستند . در ادامه نیز گفته شد که ابتدا اصل پول به شکات برگردانده شده و سپس مازاد اموال متهم که قابل توجه هم هست پس از مصادره به نفع دولت بین اعضا تقسیم خواهد شد حال آنکه در حکم، سخن از تورم بانک مرکزی آمده بود که این امر عملا تقسیم تمامی اموال بین اعضا را عقیم میکرد به ویژه آنکه تاکنون قاضی محترم حاضر به اعلام اموال متهم ، مقدار موجودی نقد در حسابهای متعددِ خالی شده آن هم زمانی که دستور مسدود شدن داشت نشده اند. این فاز نیز با اعتراض و ایستادگی اعضا در برابر حرفهای مبهم تر از قبل قاضی محترم و سپس حجم بالای اعتراض و درخواست تجدید نظر درحکم و همچنین شروع شکایت از قاضی محترم به دادگاه انتظامی قضات روبه روشد.
بخش دوم:
5- فاز 5: ما فعلا در این فاز هستیم که با پذیرفتن تلویحی طرح ساخت و ساز برای تعیین واحدشده ها و پرداخت پول نقد معادل آپارتمان به بلاتکلیفها ولی تا 2 سال دیگر از سوی جبهه مقابل روبه رو هستیم که اتفاقا نکته انحرافی همینجاست که به احتمال قوی قصد بر این است که تا 2 سال آینده به بخشی از تعیین واحدشده ها که پول بسیار زیادی داده اند آپارتمان داده شود. حتماً بخشی از بلاتکلیفان خسته و نیازمند نیز در طی این 2 سال درخواست وجه پرداختیشان بعلاوه سود بانک مرکزی را از روی ناچاری خواهند داد که حال میمانند نیمی از بلاتکلیفان و نیمی از تعیین واحد شده های بی واحد که مدیریت و برخورد با آنها به دلیل تعداد کمترشان (کمتر از 1000 نفر) راحتتر خواهد بود که اگر این فاز به نفع متهم به سرانجام برسد نیمی از ما، آنهم خسته و فرسوده، 2 سال دیگر تازه اول خط خواهیم بود.در صورت ایستادگی مجددمان در این مرحله، عقب نشینی متهمان و سایر ایادی بسیار گسترده خواهد بود چراکه عدم عقب نشینی شکات و ایستادگیشان در مراحل قبل اثبات شده و نیز این پرونده برای سیستم قضائی بسیار فرسایشی شده و آبروی آن به شدت در معرض خطر قرارگرفته است. پس متهم با فشار شدید مردم و سیستم قضائی ناچار به رضایت به حداقلها برای خود و اجرای فاز طراحی شده بعد برایمان خواهد شد.
6- فاز 6:پرداخت پول نقد به بلاتکلیفان و دادن پیش سند رسمی به تعیین واحد شده ها و اجرای عمل ساخت وساز واقعی.
در این مرحله قصد بر آنست که اولا ارزش اموال واقعی متهم را بسیار کمتر از واقع تخمین بزنند ، سپس مبلغی بسیار بیشتر از مبلغ مورد نیاز برای تکمیل تمامی پروژه ها را از آن کنار بگذارند و در مرحله بعد ،اموال باقیمانده را بر 11000 نفر !!، بله درست میبینید 11000 نفر تقسیم کنند . این استنباط من از آنجاست که صحبتهای اولیه قاضی مبنی بر 3 تا 4 هزار نفر بودن شاکیان، هم اکنون و به بهانه های مختلف به 11000 نفر تبدیل شده است و جمله عدم پذیرش شکات جدید در سایت آن هم با اخطار فراوان به اعضا و سپس اعلام اینکه بعد از حکم دیگر نمیشود شاکی پذیرفت و غیره یکباره به فراموشی سپرده شده و به طرز عجیبی گروه گروه شاکیان از غیب رسیده ثبت نام کرده و رقم شکات را افزایش میدهند تا مخرج تقسیم اموال تا حد امکان بزرگتر شده و مبلغ قابل تخصیص به شکات صوری ، به متهم بازگردد. در صورت ایستادگی احتمالی و دامنه دار اعضا چه در دادگاه ، چه سر پروژه و چه در اینترنت در طی روزهای آتی استارت خوردن این فاز قریب به یقین خواهد بود.
7- فاز 7 : در صورت پایداری آگاهانه ی اعضای گرامی و نپذیرفتن شرایط فاز قبل و نیز به میدان آمدن قاطع مسولین پاک قضائی ، وارد این فاز که من آن را فاز گرفتن قطعی حقوق مالی و نه روحیمان میدانم میشویم که از این قرار خواهد بود:
1-اعلام تعداد شکات واقعی
2-اعلام داراییهای واقعی متهم
3-دادن پیش سند رسمی معتبر و تعیین واحد قطعی و اجرای عملیات ساخت و ساز واقعی از محل منابع کاملا پیش بین شده برای تعیین واحد شده ها به علاوه پرداخت مبالغی ماهانه جهت اجاره منزل توسط آنها به طور ماهانه تا زمان تحویل واحدشان
4-پرداخت مبلغ به نرخ روز امروز واحدها به بلاتکلیفان از محل حسابهای خالی شده متهمان که به طور قطع توسط ماموران گمنام امام زمان مشخص خواهد شد در کجاست و مابقی که احتمالا مبلغی اندک خواهد شد از محل مزایده سریع و زیر قیمت اموال متهمان
5-باقیماندن مبالغی گزاف برای متهمان که امیدوارم به همان راضی باشند و این فازهای فرسایشی برای خود، مردم و حکومت را ادامه ندهند(چراکه به گفته خود آنها، کارشناسان و دست اندرکاران، آنها تاچند برابر بدهیشان به مردم داریی دارند)
با آرزوی به پایان رسیدن خوش این پرونده با همت قضات سالم، اعضای آگاه ولایتمدار و متهان به خود آمده ، هرچند که جای بسیاری از عزیزان در جمعمان خالی خواهد بود.
بسمه تعالی
با سلام و درود به دوستان آگاه ضمن تشکر از مهران و محمد رضا فقط یک نکته کوتاه را به محمد رضا عزیز باید عرض کنم. شاید شما مطلع نباشید ، واقعیت قضیه این هست که در اعتراض از قاضی اسامی دیگری که در آن شکایت آمده در اصل صحنه گردانان پشت قاضی محترم هستند. اگر با دوستان آگاه صحبتی داشته باشید بعضا" اصلا جناب قاضی را یک ابزار بی گناه در دست آقایان دیگری که اسمشان در شکایت آورده شدند می دانند. واقعیت قضیه اینجاست که خیلی ها معتقدند که فقط باید از این آقایان شکایت می شده و نه حالا بلکه خیلی وقت پیش ... ولی این حضرات خیلی زرنگتر از قاضی قمی زاده هستند که چنین گافهایی بدهند و عملا قمی زاده را آلت دست خود کر ده اند. یک نگاهی به تاریخ قضایا بیندازید تا روابط آن حضرات را با متهمیت بیابید. خود متهم علنی اعلام کرده که به این آقایان رشوه داده ولی هیچیک حتی برای یکبار هم که شده در مقام برائت نیامده اند
آیا به بخش سئوال و جواب امروز قاضی با شکات سرزده اید؟
آیا می بینید که چگونه دست به دست هم دادند تا اموالمان را چپاول کنند وزندگیمان را نابود
به خدا قسم می خورم هیچکدامشان درد این انتظار کشنده را حتی برای لحظه ای کوچک حس نمی کنند
دردی که گریبانگیر هزاران نفر شده به کناری می نهند ولی فروغی حرامزاده را که عزیز دردانه آنهاست در لحاف پر قو پیچیده اند و در صد تا سوراخ مخفی کرده اند و صد البته که یک چنین طلبه زرنگی! را هم باید چنین پاسداری کرد.
اگر قرار باشد شکات به گفته شما اقای قاضی به هر آنچه که از سر لطف و کرم!میخواهید در یک آینده نامعلوم عطا کنید بسنده کنند بدون اینکه فروغی ظاهرا محبوس در معرض بازخواهی توام با فشاراز طرف شما برای اعاده کامل حقوق مردم باشد دیگر چه دلیلی منطقی برای زنده نگهداشتن این فرد وجود دارد؟
آیا متوجه منظورم شدی آقای قاضی؟
به عبارت دیگر در صورتی که از این نابغه روزگار و انبوه ساز نمونه به همین صورت نگهداری صیانتی بنمائید خودتان را منظورم قوه قضائیه جمهوری اسلامی است بیش از پیش در نظر این مردم خوار و خفیف کرده اید.
لذا اگر فروغی امروز نفس می کشد شما اقای قمی زاده به نمایندگی از قوه قضائیه جمهوری اسلامی این امکان را برایش فراهم کرده اید
پس اگر او را اعدام نمی کنید باید تمام حقوق ما را تمام و کمال بپردازی و ادعای عدم کفاف اموال یا وضعیت خراب بازار مسکن و غیره اصلا پذیرفته نیست در غیر اینصورت باید او را در جلوی چشم همه ما اعدام کنید .
این سوالات برای سایت قمی زاده ارسال شد
جناب قاضی محترم باسلام ازشما چندسوال دارم :
1- چرا اجازه میدهید نظرات تحریک کننده و تفرقه انگیز در سایت دادگاه مثل علیرضا و ش و غیره... منتشر شود؟ آیا فهم این موضوع که عده ای قصد رودررو قراردادن اعضا با دادگاه را دارند ایتقدر سخت است؟
2- چرا تحت فشار این افراد بی هویت قرار میگیرید و شاکیان مظلوم یا نماینده ها و انجمن را تهدید میکنید؟آیا برای شما جلب رضایت و احقاق حق شاکیان مهمتر است یا رضایت خاطر عمله و اکره فروغی ؟ آیا غیرازاینست که میخواهید به عوامل محترم و بعضا متشخص و تحصیلکرده متهمان ثابت کنید که درمقابل اکثریت شاکیان فشارپذیر نیستید؟ کمااینکه قبلا این مطلب را ثابت کرده اید و حکم خودتان را داده اید ؟
3- آیا شما تعهد یا حساب و کتابی با یک عده مزدبگیر شناسنامه دار و خائن به شاکیان دارید؟
3-آیا شما که میفرمائید بعداز صدور حکم کارتان تمام است وباید مرخص شوید چرا بعداز صدور حکم تازه آمدید سایت دادگاه را فعالتر کردید؟ بنظر میآید میخواهید پیشاپیش ذهن دادستان مجری حکم را نسبت به دیدگاه و گرایش شاکیان شستشو بدهید؟ نکند برای رضای خاطر خداو گرفتن حق اعضاست که تبلیغ نقشه های نخ نما شده فروغی را درسایت خودتان میکنید؟
ضمنا یکی از خصوصیات مهم قاضی غیر از عادل و شجاع و آگاه بودن اینست که درمقابل طرفین پرونده فشار پذیر یا توصیه پذیر نباشد که ظاهرا" شما هستید! عمل و رفتار شما این را می گوید
اين طوركه قاضي قمي زاده از مقدار اموال فروغي ملعون صحبت مي كنه آدم فكر ميكنه بايه گدا بدخت بيچاره طرف حسابه كه از بد حادثه گير ماموران شهرداري افتاده و حالا گناه داره چون نه مالي داره نه اموالي داره و خلاصه يه جوري بايد پروبالشو گرفت تا بيشتر از اين شرمنده زن و بچه اش نشه
" به اين ميگن حمايت از مظلوم "
متاسفانه قاضي قمي زاده گزارش كارشناسان خبره قوه قضائيه در رابطه با ميزان اموال و دارائيهاي متهم رو كه قبول نداره( اسناد روي سيات قبلي كه مرحوم شده موجود بود)
اقرار صريح متهمم كه قبول نداره
و جالبتر از همه اين كه در طي 8 ماه بيش از دهها برابر گروهاي قبلي كه روي اين پرونده كار كردن اطلاعات راجع به پرونده پيدا كرده وحالا به اين نتيجه رسيده كه چيزي در بساط نيست اصلا اين ملعون پولي نداره و خيلي بدبخته بيايين برايش صدقه جمع كنيم
بابا واقعا شرم آوره
قاضی پرونده درسایت دادگاه درجواب یکی از بازدیدکنندهاش مدعی شده اعضای انجمن به دفتر دادگاه آمدند تا از سایتی که به اسمش مطلب می نویسد یا خودش را به انجمن می چسباند تبری بجویند درحالیکه قبلا بارها هم این عزیزان دلسوز انجمن و هم این وبلاگ عدم وابستگی خودشان را به یکدیگر اعلام کرده اند و اگر انتقادی داشته اند یاشجاعت مطرح کرده اند چون هیچکدام ترسی ازحقیقت ندارند
امروز عصر طبق تحقیقی که کردم چندنفر از مدیران انجمن و اعضی آن درروز سه شنبه برای گرفتن کپی حکم دادگاه رفته بودند و اعتراض رسمی به رفتار بچگانه ایشان با انجمن و اعضا بکنند طبق خبری که ازیکی از اعضای عزیزگرفتم و خودش درجلسه بوده گویا دوستان انجمن موفق شدند کپی کامل حکم دادگاه را از قاضی بگیرند و بحثهائی جدی و مثبت هم بوده و دوطرف یعنی انجمن و قاضی سعی کردند بعضی سوئ تفاهم هارا برطرف کنند که درجای خودش بسیار قدم مثبتی میباشد
البته قمی زاده کشف تازه ای نکرده چون هیئت مدیره انجمن قبلا موضع خودش را نسبت به وبلاگها ازجمله این وبلاگ اعلام کرده بود که میتوانید با وارد کردن لینک زیر
http://sedayeneginegharb.blogspot.com/2010/02/blog-post.html
متن اطلاعیه انجمن را بخواند
ایشان ( یعنی آقای قمی زاده) متاسفانه عادت دارد هر مطلب و خبری یا نهر نظری را به نفع خودش سانسورکند یا مصادره به مطلوب بکند ولی بهتراست ایشان هم یک قدم به جلو بردارد و این عادت ناپسند و خاله زنکی را از خودش دور کند
(البته عذر میخوام که ایتقد رک و پوست کنده گفتم وقصد توهین به هیچکسی را ندارم)
با سلام
شاکیانی که در شهرستان هستند چگونه اقدام کنند؟ اگر ممکن است شماره فکسی در اختیار گذاشته شود تا شکایت را با فاکس ارسال کنیم. با تشکر از مدیریت سایت
سلام
من متن شکایت و دلایل شمارو خوندم و در اونها به اسمی برخوردم که نا آشنا بود و اونهم گلستانی تامی بود. می خوام این شخص رو بیشتر توضیح بدین تا بشتاسمش.
مرسی از زحماتتون
ارسال یک نظر